Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
supply party
گروه تدارکات
Other Matches
The party was latched on to him. He was saddled with the party.
میهمانی را بگردنش گذاشتند ( ترغیب یا وادار شد )
party
هیات
party
طرف شریک
The party is over!
<idiom>
خوشگذرانی تمام شد و حالا وقت کار است
[باید جدی بشویم]
[اصطلاح]
The party is getting under way .
جشن میهمانی دارد گرم می شود
third party
شخص ثالث
the a party
مدعی خصم
the a party
طرف مخالف
party
گروه مخصوص انجام یک ماموریت
party
عده نظامی
party
مهمانی
party
طرفدار
party
پارتی متخاصم
party
بزم
party
قسمت
party
بخش
party
دسته
party
دسته همفکر
party
دسته متشکل جمعیت
party
تیم
party
مهمانی دادن یارفتن
party
طرف یارو
party
گروه
party
حزب
supply
تدارکات ملزومات
supply
رساندن
supply
تحویل دادن تغذیه کردن
supply
تکمیل کردن
supply
فرستادن تدارک دیدن ارسال کردن
supply
تحویل ذخیره
supply
موجودی جایگیرموقتی
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply
تامین چیزی که مورد نیاز است .
supply and d.
عرضه وتقاضا
can you supply our wants?
ایا شما میتوانید نیازمندیهای ما را رفع نمایید
supply
بدل
supply
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply
تحویل دادن
supply
عرضه
supply
تامین کردن
supply
منبع
supply
تدارک دیدن
supply
اذوقه
supply
موجودی لزوم
supply
تولید کردن
supply
عرضه داشتن
supply
رساندن دادن به
supply
تهیه کردن
supply
اماده
supply
تدارکات
supply
تامین موجودی عرضه نمودن
supply
ذخیره کردن
supply
تدارک کردن
supply
فراورده
supply
تهیه
supply
اماده کردن
supply
ذخیره
party to a suit
طرف دعوی
party to a lawsuit
خصم
party spirit
روحیه تحزب
party coloured
ابلق
party spirit
طرفداری حزبی
party boat
قایق بزرگ حامل مشتریان
party to a suit
متداعی
party spirit
تعصب حزبی
party parpet
جانپناه مشترک
party parpet
دست انداز مشترک
party to a transaction
متعامل
rear party
قسمت عقبه
raiding party
قسمت مامور کمین
raiding party
قسمت مامور دستبرد یا تاخت
rading party
قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
rading party
قسمت مامور دستبرد
permanent party
جمعی دایمی یکان
rear party
عقب دار
permanent party
پرسنل دایمی
reconnaissance party
گروه شناسایی
party coloured
رنگارنگ
landing party
گروه اب خاکی
labor party
حزب کارگر
intervance of third party
ورود ثالث
head's party
گروه نظافت
gunner's party
گروه توپخانه
fire party
گروه اتش نشانی
fire party
تیم اتش نشانی
fire party
تیم اطفای حریق
rear party
نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
democratic party
یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ایالات متحده امریکا که به صورت فعلیش از 8281 تاسیس شده لیکن از 7871 عملا" موجود بوده است
landing party
گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
liberty party
حزب ازادی
notify party
فرد یا شرکتی که باید به اواطلاع داده شود
mistaken party
اشتباه کننده
minor party
حزب اقلیت
major party
حزب اکثریت
major party
حزب سیاسی پیرو درانتخابات
party piece
قطعهموسیقییاشعریکهدرمهمانیاجراگردد
losing party
دادباخته
losing party
محکوم علیه
liberty party
حزب مخالف سیستم برده داری که در سال 0481 در ایالات متحده امریکاتشکیل شد
democratic party
حزب دمکرات
reconnaissance party
قسمت شناسایی
opposition party
حزب مخالف
[سیاست]
To jazz up the party .
مجلس را گرم کردن
She wrecked the party for us.
مهمانی رابه مازهر کرد
party political
مربوطبهاحزابسیاسی
Liberal Party
فراهمآوریرفاهوآزادیشخصی
Liberal Party
حزبسیاسیمعتقدبهکنترلمحدودصنعت
Green Party
حزبسبز - حزبیکهبرایحفافتازمحیطزیستتلاشمیکند
dinner party
میهمانیشام
search party
دستهی جستار گرد
to throw a party
مهمانی دادن
to crash in
[to a party]
بدون دعوت وارد شدن
to crash in
[to a party]
سر زده وارد شدن
to join a party
عضو حزبی شدن
search party
گروه پیگرد
party politics
حزب بازی
party politics
سیاست بازیهای حزبی
the liberal party
حزب یا دسته ازادی خواه
the lead of a party
پیشوا یا رئیس حزب
special party
گروه ویژه
side party
گروه رنگ زن
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
shipwright's party
گروه تعمیرات
republican party
یکی از دوحزب بزرگ ایالات متحده امریکا
republican party
حزب جمهوریخواه
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
third party insurance
بیمه شخص ثالث
winning party
دادبرده
winning party
محکوم له
wedding party
مجلس عروسی یا عقد کنان
thrid party
شخص ثالث
third party vendor
فروشنده دسته سوم
third party lease
توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
recovery party
گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
evening party
شب نشینی
charter party
قرارداد اجاره کشتی تجارتی
hen party
مجلس رقص زنانه
charter party
قرارداد اجاره دربست
chater party
اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
hen party
مهمانی زنانه
the offending party
متخلف
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
coleague in a party
هم مسلک
Conservative Party
یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
Conservative Party
حزب محافظه کار
tea party
مهمانی چای
party line
مرز مشترک
tea party
عصرانه چای
contact party
گروه تماس
party walls
دیوار مشترک
adherence to party
هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
party line
خط خصوصی تلفن
an eveing party
شب نشینی
party lines
خط مشترک
party lines
مرز مشترک
party lines
خط دستهای
garden party
گاردن پارتی
party lines
خط خصوصی تلفن
beach party
تیم ساحل
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
beaching party
گروه پیاده شونده
billeting party
گروه یورتچی
billeting party
گروه پیشرو
boatswain's party
گروه ملوان
party line
خط دستهای
cable party
گروه لنگر
party line
خط مشترک
party wall
دیوار مشترک
boarding party
گروه پژوهش
Labour Party
حزب کارگر
contracting party
طرف قرارداد
injured party
طرف صدمه دیده
injured party
طرف خسارت دیده
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
working party
گروه کار
advance party
گروه پیشرو
house-party
مجالس خانگی
house-party
دوره خانگی
advance party
قسمت پیشرو
country party
حزب هواخواه پیشرفت فلاحتی
house party
مجالس خانگی
boarding party
تیم تفتیش
house party
دوره خانگی
water supply
ذخیره اب
water supply
ابرسانی
water supply
تدارک اب
supply-side
عرضهای
supply function
تابع عرضه
supply economy
صرفه جویی در مصرف اماد صرفه جویی تدارکاتی
supply department
کارپردازی
supply curve
منحنی عرضه
supply control
سطح اعتبارامادی
supply control
کنترل تدارکات اعتبار امادی
supply-side
نمادشی
supply control
کنترل اماد
supply constraints
محدودیتهای عرضه
water supply
منبع اب
shop supply
اماد تعمیرگاهی
shop supply
وسایل لازم برای تعمیرگاه تدارک کردن تعمیرگاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com