English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (7 milliseconds)
English Persian
there is no style about her سرووضعش زیبایی
there is no style about her ندارد
there is no style about her لباس یا وضعش متداولی است
Search result with all words
style سبک
style شیوه
style روش
style خامه سبک نگارش
style سلیقه
style سبک متداول
style قلم
style میله متداول شدن
style معمول کردن مد کردن
style نامیدن
style فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
bald style روش و مکتب ساده وبی لطافت
brush style طرح قلم
brush style قالب قلم
cognitive style سبک شناختی
context style of a expression سیاق عبارت
ease of style روانی انشا
ease of style سبک سلیس
easy style انشای روان
easy style سبک سلیس
elegant style انشا فریف
finish style طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
in a narrative style بسبک داستان
in a narrative style بشکل روایت
life style سبک زندگی
line style سبک خط
orientalizing style شیوه خاورمابی
orientalizing style سبک شرقی
point style شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
pointed style سبک قوس تیزه دار
severe style شیوه جدی
style of architecture سبک معماری
style sheet الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
style sheet مجموعه تعاریف
style sheet ورق تعاریف
type style سبک فونت
old-style روش گاهشماری قدیمی
old-style حروف باریک و خمیده به جلو
To go out of fashion (style). بدام افتادم
His style of writing is rather colourless and lifeless. سبک نویسندگیش خشک وبی روح است
cramp one's style <idiom> محدودکردن صحبت یارفتارشخصی
style ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
style آرایش [سازمانی یا سیستمی]
Mejidian style طرح مجید [این طرح جلوه ای از طرح محرابی و ترکیب با گل فرنگ است که بدلیل علاقه عبدالمجید، سلطان ترکیه به این طرح آنرا به او نسبت داده اند.]
style سبک بافت
castle style [نوعی معماری قرن هجدهم میلادی با کنگره و مزغل و پله های مارپیچی]
cathedral style [احیای سبک گوتیک در اوایل قرن نوزدهم میلادی]
chateau style [سبک معماری قرن نوزدهم فرانسه که ترکیب سبک های گوتیک و رنسانس بود.]
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
dragon style [سبک دراگون که سبک هنری وایکینگ های اسکاندیناوی بوده است.]
English style [نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
Federal style سبک معماری فدرال
Free style [سبک قرن نوزده در احساس سبک کلاسیک و دومستیک]
Hirsau style [نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
Indian style [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Isabellian style سبک ایزابلین
Isabellino style سبک ایزابلین
Italian Villa style [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
Lancet style [سبک گوتیکی اواخر قرن نوزده مرسوم به سبک نیزه ای]
Lombard style سبک لومبارد
managerial style سبک مدیرانه
attacking [style of play, player] <adj.> حمله
attacking [style of play, player] <adj.> مهاجم
attacking [style of play, player] <adj.> تهاجمی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com