English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (2 milliseconds)
English Persian
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
Other Matches
stopping ایستادن
stopping متوقف کردن ایستگاه
stopping توقف
stopping مکث
stopping جلوگیری منع
stopping لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopping ن شود پیام به درستی دریافت شده است پیش از ارسال بیشتر داده
stopping دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stopping زمانی که دیسک گردان طول می کشد تا متوقف شود پس از اینکه توان دیگری ندارد
stopping دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopping بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف
stopping نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopping انجام ندادن عملی
stopping توقف انجام کار
stopping قطع کردن
stopping استوپ داور بوکس
stopping ناک دان
stopping ایست
stopping ایستاندن
stopping ایستادن توقف کردن
stopping از کار افتادن مانع شدن
stopping نگاه داشتن
stopping سدکردن
stopping تعطیل کردن
stopping خواباندن بند اوردن
stopping منع
stopping ورجستن
stopping برخورد
stopping گیره
stopping متوقف کننده
stopping مانع
stopping ایستگاه نقطه
stopping توقف منزلگاه بین راه
stopping the work متوقف کردن کار
stopping the work تعطیل کردن کار
total stopping distance طول ایست کامل
vehicle stopping distance مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
stopping sight distance فاصله دید ایست
stopping sight distance فاصله دید برای ایست
technique روش با مهارت برای انجام کاری
technique روش یا فن اجرای کار
technique فنون انجام کار یا تولید وسیله
technique اسلوب کار
technique فن مهارت
o technique تحلیل عوامل زمانی
p technique فن پی
technique مهارت
technique اسلوب
t technique فن T
technique شگرد
technique فن
technique اصول مهارت روش فنی
technique تکنیک
technique شیوه
overlay technique فن استفاده از کالک
overlay technique فن کالک
nominating technique روش نامزدگزینی
measuring technique تکنیک سنجش
measuring technique متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
measuring technique روش سنجش
bottom up technique روش اجرا از پایین به بالا
matching technique اسلوب جور کردن
matching technique اسلوب همتاسازی
luria technique اسلوب لوریا
flooding technique شیوه غرقه سازی
probing technique فن وارسی
production technique فن تولید
production technique روش فنی تولید
telecommunication technique تکنیک مخابرات
unfolding technique فن تاگشایی
telecommunication technique تکنیک ارتباطات
cloze technique شیوه بندش
sociometric technique فن گروه سنجی
odd even technique فن فرد و زوج
salami technique سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
refrigerating technique فن سرما سازی
i thought it necessary to لازم دانستم که
i thought of you جای شما را خالی کردم همواره فکر شما را میکردم
he thought ناخوش است
he thought خیال می کرد
if i had thought of that هیچ درنظرم
if i had thought of that نبود
well-thought-out بسیاربادقتبرنامهریزیشده
second thought <idiom> دوباره به چیزی فکر کردن
well-thought-of <adj.> خوشنام
I thought so. منم همینطور فکر کردم.
if i had thought of that هیچ درفکرش نبودم
as thought گویا
thought out تفکر شده
as thought گویی
thought out سنجیده مطالعه شده
thought-out تفکر شده
as thought مثل اینکه
thought-out فکر شده
thought-out سنجیده مطالعه شده
well-thought-of به نیکنامی یادشده
well-thought-of معتبر
well-thought-of مشهور
well-thought-of نیکنام
well thought of به نیکنامی یادشده
well thought of معتبر
well thought of نیکنام
thought استدلال تفکر
thought گمان
thought فکر
thought اندیشه
thought افکار خیال
thought عقیده
thought نظر
thought قصد
thought سر مطلب
thought out فکر شده
thought چیزفکری
well thought of مشهور
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
telephone switching technique تکنیک مراکز تلفن خودکار
white ground technique اسلوب نقاشی
telephone switching technique اصول اتصالات تلفنی
double irradiation technique روش تاباندن مضاعف
reference count technique تکنیک شمارش ارجاعات
capital saving technique فن تولید سرمایه اندوز
capital intensive technique فن تولید سرمایه بر
edman degradation technique شکستن به روش ادمن
brute force technique استفاده ناشیانه از کامپیوتر
assets liabilities technique شیوه محاسن- معایب
error choice technique شیوه خطا گزینی
alpha beta technique روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک
holtzman inkblot technique شیوه لکههای هولتسمان
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
thought-provoking فیلمرمانیانمایشنامهجدیدیکهباعثشودشمادیدجدیدترینسبتبهچیزیپیداکنید
economic thought اندیشه اقتصادی
he thought out a plan تدبیری اندیشید
free thought ازادی فکر لامذهب
food for thought <idiom> درمورد چیز باارزش فکر کردن
free thought وارستگی از مذهب
Take no thought of the morrow. نگران فردا [آینده] نباش.
on second thought [American E] پس ازتامل بیشتری
on second thought [American E] پس ازفکربیشتری
thought-provoking <adj.> به تفکر بر انگیزنده
he thought out a plan فکری بنظرش رسید
train of thought رشته افکار
afore thought سبق تصمیم
merry thought جناغ
merry thought جناغ مرغ
syntaxic thought اندیشه منطقی
infantilism of thought کوته فکری
imageless thought تفکر بی تصویر
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
thought disorder اختلال فکر
economic thought تفکر اقتصادی
thought broadcasting انتشار فکر
thought transference انتقال فکر
thought reading اندیشه خوانی
program evaluation review technique (per روش ارزیابی و بررسی برنامه
oil on canvas [painting technique] رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
I have thought long and hard about it. خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
schools of economic thought مکاتب اندیشههای اقتصادی
formal thought disorder اختلال صوری فکر
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
To be absorbed ( immersed ) in thought . غرق در فکر واندیشه بودن
content thought disorder اختلال محتوایی فکر
Forget it . dont give it a thought . اصلا"فکرش راهم نکن
Attitude of mind . Mode of thought . طرز فکر
He fell into deep thought. He began to ponder . بفکر فرو رفت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com