Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
toll exchange
مرکز تلفن
Search result with all words
automatic toll exchange
مرکز تلفن خودکار سیستم سلکتوری
Other Matches
toll
باج راه
toll
عوارض عبور
toll thorough
وجهی که بابت گذشتن ازمعابر عمومی یا شاهراههاپرداخت میشود
to take toll of any one
تلفات زیادبرکسی وارد اوردن
to take toll of any one
حق کسی رادرکفش گذاشتن
to toll up
گلوله شدن
to toll up
گرد شدن
to toll up
روی هم رفتن
toll
باج
toll
حق عبور
toll
حق راهداری
toll
راهداری نواقل
toll
عوارض
toll
هزینه
toll
تحمل خسارت
toll
تعداد تلفات جنگی ضایعه
toll
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
toll
عوارض عبور عوارض راهداری
toll
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
to toll up
زیاد شدن
toll
عوارض راهداری
toll
صدای طنین زنگ یاناقوس
take its toll
<idiom>
باعث ویرانی
toll call
مخابره تلفنی خارج شهری
death toll
سانحهجانیوحشتناک
toll-free
تلفنرایگان
toll bar
زنجیر
toll calls
مخابره تلفنی خارج شهری
toll rest
ابزارگاه
toll house
مامورزنجیر
toll steel
فولاد ابزار
toll house
راهدار خانه
toll traverse
وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
toll charge
باج
toll house
جایگاه
to exchange something
[for something]
معاوضه کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something
[for something]
مبادله کردن
[چیزی را با چیز دیگری]
first of exchange
نسخه اصلی برات
re exchange
برات رجوعی
in exchange for
بجای
in exchange for
درعوض
value in exchange
ارزش مبادله
exchange value
ارزش مبادله
exchange value
ارزش مبادلهای
exchange
معاوضه
exchange
مرکز مبادله
exchange
تهاتر تسعیر
exchange
صرافی
exchange
تبادل
exchange
مبادله کردن
exchange
معاوضه کردن
exchange
تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange
معاوضه و مبادله پول
exchange
رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange
تفاوت
exchange
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange
ارز
exchange
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange
مبادله کردن تعویض
exchange
رد و بدل کننده
exchange
صرافی مبادله کردن
exchange
تبادل ردوبدل ارز
exchange
اسعار
exchange
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange
جابه جایی داده بین دو محل
exchange
دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchange
مبادله
exchange
مبادله پول
exchange
ارز معاوضه
exchange
صرافخانه
exchange
عوض کردن تسعیر یافتن
exchange zone
فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
exchange variation
واریاسیون تعویضی
exchange of notes
نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
futures exchange
مبادله سلف
futures exchange
خرید اتی
heat exchange
تبادل حرارت
heat exchange
تبادل گرما
forign exchange
ارز
intermediate exchange
مرکز
intermediate exchange
واسطه
international exchange
مرکز تلفن بین المللی
ion exchange
تبادل یونی
exchange transactions
معاملات برواتی
exchange of pleadings
تبادل لوایح
exchange restricition
محدودیت ارزی
exchange point
نقطه تعویض
exchange parity
نرخ برابری ارز
par of exchange
نرخ برابری ارز
exchange parity
برابری ارز
exchange office
مرکز تلفن خودکار
exchange of views
رایزنی
exchange of views
تبادل نظر
exchange register
ثبات معاوضهای
exchange restricition
ممنوعیت ارزی
exchange restriction
محدودیت ارزی
exchange restriction
کنترل مبادله ارز
exchange selector
سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
exchange service
بنگاه معاوضه
exchange services
خدمات فروشگاهی فروشگاهها
exchange sort
جورکردن معاوضهای
exchange rationing
جیره بندی ارز
ion exchange
تبادل یون
local exchange
ردوبدل کننده محلی
teletype exchange
مرکز تله تایپ
through bill of exchange
بارنامه سراسری
to exchange blows
دست بگریبان شدن
to exchange blows
جنگ کردن
trunk exchange
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
unvisual exchange
مبادله نامرئی چوب
currency exchange
تبدیلپول
To greet someone . To exchange greetings with someone.
با کسی سلام وتعارف کردن
What is the exchange rate?
نرخ تبدیل چقدر است؟
stock exchange
بورس سهام
stock exchange
بورس اوراق بهادار
outside
[stock exchange]
<adj.>
خارج از بورس
[فروخته شده ]
tandom exchange
مرکز تلفن خودکار تاندوم
symmetrical exchange
تعویض قرینه
social exchange
تبادل اجتماعی
losing the exchange
تفاوت دادن
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
main exchange
مرکز اصلی
manual exchange
مرکز دستی
medium of exchange
وسیله داد وستد
medium of exchange
وسیله مبادله
minor exchange
تفاوت کوچک
money exchange
صرف
money exchange
تبدیل پول
post exchange
فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
rate of exchange
نرخ مبادله ارز
rate of exchange
نرخ مبادله
rate of exchange
نرخ تسعیر
rate of exchange
نرخ ارز
exchange of notes
مبادله یادداشتها
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
stock exchange
بورس اوراق بهادار
foreign exchange
مبادله خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
concentred exchange
تبادل همزمان
commodity exchange
بورس کالا
commodity exchange
بورس مواداولیه
commodity exchange
مبادله کالا
commodities exchange
بورس کالا
exchange integral
بر هم کنش تبادلی
bill of exchange
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
stock exchange
بورس سهام
energy exchange
تبادل انرژی
exchange rate
نرخ مبادله ارز
electron exchange
تبادل الکترون
exchange rate
نرخ مبادله
exchange rate
نرخ مبادلهای
direct exchange
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
direct exchange
تعویض باداغی
exchange rate
نرخ ارز
exchange rate
مظنهء ارز
foreign exchange
ارز
chemical exchange
تبادل شیمیایی
automatic exchange
رد و بدل کننده خودکار
baltic exchange
بازار بورس بالتیک
baltic exchange
بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
baltic exchange
اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
bill exchange
برات بازرگانی
bill exchange
برات
bill of exchange
برات
bill of exchange
برات مبادلهای
branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای
broadband exchange
تعویض پهن باند
foreign exchange
پول کشور خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
پول خارجی
exchange of blows
تبادل ضربه
foreign exchange
تعویض خارجی
acyl exchange
اسید کافت
central exchange
مرکزتلکس
central exchange
مرکز تلفن خودکار
bill of exchange
برات ارزی
exchange devaluation
تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
exchange depreciation
کاهش ارزش پول خارجی
exchange depareciation
تنزل ارزش پول خارجی تنزل قیمت ارز
exchange control
کنترل ارزی
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
telephone exchange
مرکز تلفن
exchange control
نظارت ارز
exchange control
کنترل ارز
exchange economy
اقتصاد مبادلهای
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange rates
نرخ تبدیل ارز
exchange rates
نرخ تسعیر ارز
exchange of flags
مبادله پرچمها
exchange market
بازار اسعار
exchange market
بازار داد و ستد
exchange intervention
دخالت در بازار ارز
exchange force
نیروی تبادلی
exchange energy
انرژی تبادل
exchange cable
کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
exchange rate
نرخ تبدیل ارز
exchange rates
مظنهء ارز
exchange rates
نرخ ارز
exchange rates
نرخ مبادله
equation of exchange
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com