English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (5 milliseconds)
English Persian
top central manhole حفرهمیانیورودفرد
Other Matches
manhole معبر گرد
manhole کوره
manhole مسیر مدور داخل ناو
manhole محل دخول استوانهای شکل
manhole دریچه تک رو
manhole اطاقک بازرسی
manhole دریچه ادم رو
manhole سوراخ ادم رو
drop manhole دهانه ریزش
central ترمینالی که ارتباط بین کامپیوتر مرکز و ترمینالهای راه دور را برقرار میکند
central تلفن چی مرکزی
central متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
central فضایی در حافظه که محل آن مستقیماگ و به سرعت توسط CPU قابل آدرس دهی است
central کلمه با طول کوتاه
central که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
central گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
central مرکزی
central واحد محاسبات و منط ق
central واحد ورودی و خروجی
central کامپیوتر مرکزی
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
central reserve سکوی وسط
central reserve سکوی میانی
central site سایت مرکزی
central station نیروگاه مرکزی
central strip جداکننده جهات
central processor پردازشگر مرکزی
central processor پردازنده مرکزی
central position وضعیت مرکزی
central position قرارگاه مرکزی
central planning برنامه ریزی مرکزی
central pith هسته یا مغز چوب
central office تلکس و تلگراف
central office مرکز تلفن
central strip نوار میانی
central tendency تمایل به مرکز
central tendency احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
central screw پیچمرکزی
central reservation مرکزرزروکردن
central nave کلیسایمرکزی
central incisor دندانپیشینمرکزی
central defender مدافعوسطی
central circle دایرهوسط
Central America آمریکایمرکزی
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
switching central مرکز تلفن خودکار
paching central سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
central war جنگ عمده
central war جنگ عمومی
central column ستونمرکزی
central terminal پایانه مرکزی
central stile چهارچوبدربمیانی
central office دفتر مرکزی
central head فشار مرکزی
central bank بانک مرکزی
central sulcus شیار مرکزی
central fissure شیار مرکزی
central exchange مرکزتلکس
central exchange مرکز تلفن خودکار
central gyrus شکنج مرکزی
central convolution شکنج مرکزی
central canal مجرای مرکزی
central city مرکز شهر
central government حکومت مرکزی
central city شهر مرکزی
central heating حرارت مرکزی
central heating گرمایش مرکزی
central load بار مرکزی
central load نیروی وارد به مرکز
unit central processing واحد پردازش مرکزی
Central African Republic جمهوری آفریقای مرکزی
German Central Bank بانک مرکزی آلمان
telephone central office مرکز تلفن خودکار
Central Intelligence Agency مرکز اداره اطلاعات [ایالات متحده آمریکا]
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
central air data مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
central pumping station مرکزی
central treaty organization انگلستان
central pumping station تلمبهخانه
central focusing wheel چرخهزوم مرکزی
central angle at crest فرجه ستیغ
central angle of arch دهانه کمان
central concrete membrane پرده میانی بتنی
central control desk اطاق فرمان اصلی
central heating system دستگاه حرارت مرکزی
central information file سیستم اصلی ذخیره داده
central processing unit واحدپردازنده مرکزی
central processing unit واحد پردازش مرکزی
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
central limit theorem قضیه حد مرکزی
central planning team تیم طرح ریزی مرکزی
central pastry kitchen اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
central mixing plant مرکز اختلاط بتن
central railway station ایستگاه مرکزی راه اهن
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
central control desk میزفرمان مرکزی
central treaty organization سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
central control panel مرکز کنترل
measures of central tendency اندازههای گرایش مرکزی
central tendency measures اندازههای گرایش مرکزی
central control panel تابلوی مرکزی کنترل
central telegraph office مرکز تلگراف اصلی
central mass storage انباره انبوه مرکزی
organization of central american states سازمان دول امریکای مرکزی
central food preparation facility کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com