Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
upset price
کمترین بهای مقطوع درهراج
Other Matches
upset
واژگونی
upset
اشفته
upset _
واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
upset
واژگون کردن
upset
چاق کردن
upset
چپه کردن
upset
اشفتن
upset
اشفته کردن مضطرب کردن
upset
تلاطم
upset
نژند ناراحت
He gets really upset.
او
[مرد]
خیلی ناراحت میشود.
upset
شکست غیرمنتظره
upset
باخت رقیب محبوب
upset _
برهم زنی بهم خوردگی
upset
برگرداندن
upset stomach
ناراحتی معده
[پزشکی]
upset the applecart
<idiom>
خراب شدن عقیده ونظر
stomach upset
درد شکم
[پزشکی]
stomach upset
شکم درد
[پزشکی]
stomach upset
دل درد
[پزشکی]
stomach upset
ناراحتی معده
[پزشکی]
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
tummy upset
[coll.]
ناراحتی معده
[پزشکی]
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
mean price
قیمت متوسط
asking price
قیمت آخر
just price
قیمت عادلانه
least price
حداقل قیمت
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
last price
قیمت اخر
Without ( beyond , above ) price .
بی نهایت قیمتی
outside price
حد اکثر بها
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
just price
قیمت منصفانه
asking price
قیمت مورد مطالبهی فروشنده
price
بها قائل شدن
price
ارزش پولی کالا
price
قیمت گذاشتن
price
نرخ
price
مبلغ شرطبندی
price
قیمت
at any price
بهر قسمت که باشد
at any price
بهر بها
all in price
قیمت کل
all in price
بهای کامل
price
بها
price
ارزش
prohibitive price
بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
reduced price
بهای نازل
price system
نظام قیمتی
price war
جنگ قیمتها
price theory
اقتصاد خرد
price theory
نظریه قیمت
price taker
خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
price taker
قیمت را داده شده فرض کردن
price tag
اتیکت قیمت
price tag
برچسب قیمت کالا
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
quoted price
قیمت داده شده
quoted price
مظنه
resonable price
بهای عادله
reserve price
قیمت پایه در حراج
reserve price
قیمت نهایی بهای قطعی
reserve price
بهای قطعی
reserve price
اخرین بها
resale price
بهای خرده فروشی
resale price
قیمت فروش مجدد
repurchase price
قیمت بازخرید
regular price
قیمت عادی
reduced price
بهای کاسته بهای تخفیف دار
reasonable price
قیمت عادله
reasonable price
قیمت معقول
retail price
بهای خرده فروشی
price system
نظام قیمت
price support
حمایت قیمت
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
price list
لیست قیمت
price increase
ترقی قیمت
price list
فهرست قیمت
price line
خط قیمت
price limit
حد قیمت
price levels
سطح قیمتها
price level
سطح قیمت
price leadership
رهبری قیمت
price index
شاخص قیمت
price homogeneity
همگنی قیمت
price freezing
تثبیت قیمت
price of blood
خون بها
price of blood
خون تاوان
price of blood
دیه
price support
تایید قیمت
price support
قیمت حمایت شده از طرف دولت
price support
حمایت قیمتی
price support
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
price stabilization
ثبات قیمت
price stabilization
تثبیت قیمت
price stability
ثبات قیمت
price stability
تثبیت قیمت
price setter
قیمت وضع کردن در انحصار
price rigidity
انعطاف ناپذیری قیمت
price responsiveness
انعطاف پذیری قیمت
price responsiveness
کشش قیمت
price reduction
کاهش قیمت
price ratio
نسبت قیمت
price freezing
انجماد قیمت
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
We must settle the price first.
اول باید قیمت راطی کرد
Price are fixed here .
دراینجا قیمتها ثابت هستند
half-price
نیمبها
cut-price
جنسحراجشده
wholesale price
قیمت عمده فروشی
very low price
ثمن بخس
unjust price
قیمت ناعادلانه
unit price
بهای واحد
unit price
قیمت واحد
unit price
واحد قیمت
unit price
واحد بهاء
trade price
قیمت صنفی
At the price of. At the cost of .
به قیمت
Every man has his price .
هر کسی یک قیمتی دارد ( قابل تطمیع وپذیرفتن رشوه )
To put a price on something .
روی چیزی قیمت گذاشتن
at a knock-down price
به قیمت مفت
crash price
قیمت مفت
give-away price
قیمت مفت
It's a steal at that price.
این قیمت مفت است.
half price
نصف قیمت
What is the price per week?
قیمت برای یک هفته چقدر است؟
What is the price per night?
قیمت برای یک شب چقدر است؟
At all costs . At any price .
به هر قیمتی که شده
trade price
قیمت تجاری
trade price
قیمت تجارتی
spot price
قیمت برای فروش فوری
spot price
قیمت نقدی
sopt price
قیمت نقد
sopt price
قیمت فروش نقدی
sopt price
قیمت روز
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
shadow price
قیمت سایهای
selling price
قیمت فروش
sale price
قیمت حراج
sale price
قیمت فروش
ruling price
قیمت روز
spot price
بهای جنس در معامله نقدی
spot price
قیمت تمام شده
standard price
قیمت استاندارد
trade price
قیمت عمده فروشی
trade price
بهای تجارتی
the price was not reasonable
بهای گزافی بران گذاشته بودند
the price was not reasonable
بهای ان معقول بنظر نمیرسید
terminal price
قیمت نهائی
terminal price
قیمت تحویل
target price
قیمت موردنظر
target price
قیمت مورد نظر
support price
قیمت حمایتی
supply price
قیمت تولیدکننده
supply price
قیمت عرضه
standard price
قیمت پایه
retail price
قیمت خرده فروشی
price freeze
تثبیت قیمت ها
list price
قیمت فهرست شده
basis price
قیمت پایه
fancy price
بهای تفننی
fancy price
بهای گزاف
proper price
قیمت عادله
peasonable price
قیمت عادله
fair price
قیمت بیطرفانه
beyoned price
بی قیمت بسیار گران بها
fair price
قیمت مناسب
fair price
قیمت عادلانه
bottom price
حداقل قیمت
fair price
قیمت منصفانه
bottom price
پائین ترین قیمت
final price
قیمت نهائی
final price
اخرین قیمت
list price
قیمت فاکتور
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
price floor
حداقل قیمت
basic price
قیمت پایه
issue price
قیمت اعلام شده
increase in price
افزایش بهاء
incentive price
قیمت محرک
incentive price
قیمت تشویقی
highest price
بیشترین قیمت
highest price
بالاترین قیمت
basic price
قیمت مبنا
flexible price
قیمت انعطاف پذیر
basis price
قیمت مبنا
fixed price
قیمت ثابت
factor price
قیمت عوامل
expected price
قیمت پیش بینی شده
competitive price
قیمت حاصله ازرقابت خریداران وفروشندگان در بازار ازاداقتصادی
cash price
قیمت نقدی
competitive price
قیمت جاری
competitive price
قیمت رقابتی
cash price
بهای نقدی
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
close price
قیمت نزدیک
base price
قیمت مبنا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com