Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (9 milliseconds)
English
Persian
vector quantity
کمیت برداری
Other Matches
vector potential of a solenoidal vector
پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
vector analysis
[vector calculus]
حساب برداری
[ریاضی]
quantity
تعداد زیاد
quantity
تعداد یا شماره چیزی
quantity
مقدار
quantity
چندی
quantity
کمیت
quantity
قدر اندازه
quantity
حد
quantity
مبلغ
vector
شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط.
vector
که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vector
پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
vector
سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vector
آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند
vector
مختصاتی که حاوی مقدار پایه و جهت است
vector
برداری
vector
حامل بردار
vector
مسیر جهت
vector
خط سیر
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector
بردار
vector
پردار
vector
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vector
خط پرتاب بمب یاگلوله
vector
مسیر ناوبری هواپیما
vector
حامل
quantity of leisure
مقدار ساعات بیکاری
quantity of leisure
مقدار فراغت
quantity of labor
مقدار کار
quantity of demand
مقدار تقاضا
quantity of money
مقدار پول
quantity of supply
مقدار عرضه
quantity rebate
تخفیف عمده فروشی
quantity supplied
مقدار عرضه شده
quantity surveryor
براوردکننده مقادیر
r.m.s. value of a periodic quantity
جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
quantity of capital
مقدار سرمایه
quantity equation
معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity discount
تخفیف عمده فروشی
pseudoscalar quantity
کمیت شبه عددی
pulsating quantity
کمیت ضربانی
quantity allowance
تخفیف کلی
quantity allowance
تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
quantity control
کنترل کمیت
quantity controls
کنترلهای کمی
quantity demanded
مقدار تقاضا شده
quantity discount
مقدار تخفیف
quantity discount
میزان تخفیف
quantity discount
تخفیف کلی
rated quantity
مقدار اسمی
scalar quantity
کمیت عددی
copy quantity
مقدارکپی
infinite quantity
مقدار بی نهایت
partial quantity
زیرمجموعه
[ریاضی]
scalar quantity
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
scalar quantity
اسکالر
[فیزیک]
[ریاضی]
dimensionless quantity
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
conserved quantity
کمیت ثابت
[فیزیک]
scalar quantity
کمیت اسکالر
scalar quantity
کمیت نردهای
scalar quantity
کمیت غیر برداری
sinusoidal quantity
کمیت سینوسی
the quantity of a vowel
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
unknown quantity
مقدارمجهول یانامعلوم کسیکه کردارش رانتوان پیش بینی کر د
conserved quantity
کمیت پایسته
[فیزیک]
oscillating quantity
کمیت نوسانی
mean value of periodic quantity
میانگین کمیت دورهای
contract quantity
حجم قرارداد
magnetic quantity
کیفیت مغناطیسی
batch quantity
کمیت گروهی
certificating of quantity
گواهی کمیت
certificate of quantity
گواهی مقدار
certificate of quantity
گواهی کمیت
electrical quantity
مقدار الکتریسیته
an infinite quantity
بی نهایت
alternating quantity
کمیت متناوب
quantity surveyors
براورد کننده مقادیر
quantity surveyor
ارزیاب کمیت مواد
peridic quantity
کمیت تناوبی
observable quantity
کمیت مشاهده پذیر
physical quantity
کمیت فیزیکی
quantity surveyor
براورد کننده مقادیر
quantity surveyors
ارزیاب کمیت مواد
vector space
فضای برداری
[ریاضی]
Euclidean vector
بردار اقلیدسی
[ریاضی]
vector processor
پردازنده برداری
vector field
میدان برداری
[ریاضی]
[فیزیک]
circulation of a vector
چرخه بردار
vector psychology
روانشناسی بردار نگر
vector quantities
اندازههای برداری
vector sights
دوربینهای نشانه روی بمب دوربینهای جانبی
vector product
حاصلضرب برداری
voltage vector
بردار ولتاژ
wave vector
بردار موج
wind vector
سمت باد
wind vector
جهت حرکت باد
code vector
بردار رمز
vector calculus
حساب برداری
[ریاضی]
burgers vector
بردار برگرز
axial vector
بردار محوری
arthropod vector
کنه ارتروپود
vector space
فضای خطی
[ریاضی]
arthropod vector
کنه خونخوار
vector product
ضرب برداری
[ریاضی]
position vector
بردار مکان
[ریاضی]
radius vector
بردار مکان
[ریاضی]
location vector
بردار مکان
[ریاضی]
vector product
ضرب خارجی
[ریاضی]
basis vector
بردار پایه
[ریاضی]
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
interrupt vector
بردار وقفه
initial vector
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
radius vector
بردار شعاعی
radius vector
شعاع حامل
flux of a vector
شاره بردار
field vector
بردار میدان
dope vector
بردار خصیصه نما
lift vector
بردار برا
light vector
بردار نور
poynting's vector
بردار پوینتینگ
polar vector
بردار قطبی
normal vector
بردار قائم
normal vector
بردار عمود
magnetization vector
بردار مغناطیس کنندگی
magnetic vector
بردار مغناطیسی
dope vector
خصیصه نما
state vector
بردار حلات
state vector
بردار وضعیت
vector power
توان برداری
vector pair
زوج برداری
vector analysis
تحلیل برداری
vector graphics
نگاره سازی برداری
vector field
میدان برداری
vector display
نمایش برداری
vector diagram
نمودار برداری
state vector
بردار حالت
dope vector
بردار
quantity theory of money
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
economic order quantity
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
phase of a sinusoidal quantity
فاز کمیت سینوسی
damped sinusoidal quantity
کمیت سینوسی میرنده
economic order quantity
حد مطلوب سفارش
quantity equation of exchange
یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
input energizing quantity
اندازه تحریک ورودی
quantity theory of money
نظریه مقداری پول
quantity theory of money
نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
vector data aggregate
بردار اطلاعات مجتمع
vector/waveform monitor
صفحهنمایشدیجیتالی
continuously set vector
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
vector graphics display
بردار نمایش گرافیکی
distance vector protocols
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
magnetic field vector
بردار میدان مغناطیسی
magnetic vector potential
پتانسیل بردار مغناطیسی
demand versus quantity demanded
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
quantity theory of money and prices
نظریه مقداری پول و قیمت
fallout wind vector plot
طرح یا چارت نمایش سمت باد ریزش اتمی
to run to a quantity
[to run into a sum]
بر مبلغی
[مقداری]
بالغ شدن
[یا بودن]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com