Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
waste water
فاضلاب
Search result with all words
colour of waste water
رنگ فاضلاب
domestic waste water
فاضلاب خانگی
waste water purification plant
تصفیه خانه فاضلاب
Other Matches
waste
بیهوده
waste
انبار
waste
اشغال
waste
زباله
waste
تلف کردن ضایع کردن
waste
باطله
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste
هرزدادن
waste
از دست رفتن
waste
اشغال زباله
waste
تلف کردن
waste
موات
waste
بی مصرف
waste
ضایع
waste
قراضه هرز
waste
افت
waste
هدر
waste
تلف
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste
تفریط
waste
اصراف کردن
waste
صرف کردن
waste
ضایع کردن
waste
پسماند
waste not want not
<idiom>
قناعت توانگر کند مرد را
go to waste
هرز رفتن
waste
زائد اتلاف
waste
حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste
تضییع کردن اتلاف
Waste
کثافات
waste
نیازمندکردن
waste catchment
ابخیز
run to waste
هرز رفتن
agricultral waste
پسماند کشاورزی
to give up
[to waste]
something
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
lay waste
<idiom>
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
waste land
اراضی موات
lay waste
ویران کردن
encroachment and waste
تعدی و تفریط
waste one's words
زبان خود را خسته کردن
without impeachment of waste
بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
economic waste
اتلاف اقتصادی
do not waste your breath
خودتان را بیخود خسته نکنید
waste product
ضایعات
waste product
محصولات زائد
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
waste lime
نخاله اهک
waste lands
اراضی موات
waste land
زمین موات
waste instruction
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
waste heat
گرمای تلف شده
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
waste book
دفتر باطله
napping waste
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
waste material
مصالح وازده
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
to lay waste
ویران یا غارت کردن
waste one's breath
زبان خود را خسته کردن
waste one's breath
<idiom>
بی نتیجه صحبت کردن
waste time
وقت تلف کردن
waste pipe
لوله زهکش
cotton waste
ضایعات پنبه
waste basket
مکثف
voluntary waste
تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
waste basket
سبد
waste of time
وقت هدر شده
waste of time
وقت اتلاف شده
waste basket
سبد کاغذ بیکاره
waste basket
زنبیل
waste time
تلف کردن زمان
waste time
هدر دادن زمان
waste time
وقت هدر دادن
cultivationg waste land
احیاء موات
haste makes waste
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
soil and waste stack
کیسهخاکوفضولات
This is a sheer waste of time .
این کار اتلاف وقت محض است
cultivation of waste land
احیا اراضی موات
waste disposal unit
مخزنآبزاید
waste gas fule
مجرای دود
haste makes waste
تعجیل موجب تعطیل است
It is absolutely useless . It is a waste of time .
بی نتیجه است
sink with waste disposal unit
فرفشوییبااجزافضولات
She let the water out .
آب را ول کرد
above water
<adj.>
شناور
above water
<adj.>
روی آب
water down
<idiom>
ضعیف شدن
water still
دستگاه تقطیر اب
to water something
آب دادن
[گیاه]
water way
مسیل
first water
بالاترین مقام
by water
از راه رودخانه
by water
از راه دریا
by water
با کشتی
first water
درجه اول
f.water
عرق رازیانه
water course
مجرای اب
water course
حق الشرب
on the water
در کشتی
water way
ابراهه
of the first water
بهترین
water
اب
mean water
میان اب
to water
آب دادن
to water
آب ریختن
water
آب
water
ابگونه
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
water course
حق المجری
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
water
اب دادن
water
مایع
water
پیشاب
water way
راه ابی
water polo
واترپلو
water heater
ابگرم کن
water polo
بازی فوتبال ابی
water level
تراز اب
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water hardening
سختگردانی با اب
water hammer
ضربت قوچ
water heater
فرف ابگرم کن
water proof
دافع اب
water hammer
ضربت قوج
water pressure
فشار اب
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water polo
واترپولو
water guage
فشار سنج اب
water glass
شیشه مایع
water hole
چاله اب
water hyacinth
سنبل ابی
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph
حوری دریایی
water nymph
الهه دریایی
water pepper
زنجبیل سگ
water pepper
فلفل ابی
water pipe
لوله اب
water pipe
تنبوشه
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water point
نقطه تقسیم اب
water melon
هندوانه
water lowering
زهکشی
water hyacinth
وردالنیل
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket
ابدان
water jacket
صندوق اب
water jump
مانع ابی
water mill
اسیاب
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water lily
نیلوفر ابی
water line
خط ابخور ناو
water logging
ابسیری
water loss
ابکاهی
water pollution
الودگی اب
water glass
لیوان اب
underground water
اب درون زمین
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed
تشک ابی
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
potable water
اب اشامیدنی
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water bearer
ریزنده اب ابریز
water bearer
ساکب الماء
water bearer
دلو
undermining by water
اب شستگی
undermining by water
اب رفتگی کف
up to the middle in water
تا کمر در اب
voidance water
منجلاب
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
water aspirator
خرطوم ابی
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver
مقنی
water fast
رنگ نرو
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast
پارچه شورنرو
water filter
صافی اب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com