Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English
Persian
weight percent
درصد وزنی
Other Matches
Life is ten percent what happens to you and ninety percent how you respond to it.
ده درصد از زندگی، اتفاقاتی است که برایتان می افتد و نود درصد باقی مانده زندگی واکنش شما به این اتفاقات است.
percent
درصد
percent
از قرار صدی درصد
percent
بقرار در صد
weight average molecular weight
میانگین وزنی وزن مولکولی
percent key
دکمهدرصد
volume percent
درصد حجمی
percent salt
درصد نمک
Of this amount Europe's share is 20 percent.
از این مقدار ۲۰ درصد مال اروپا است.
one hyndred percent column graph
نمودار یکصد درصد ستونی
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
self weight
خود وزن
weight
میزان
weight in
وزن کشی
it is of no weight
قدرواهمیتی ندارد
weight
سنگ وزنه
self weight
ویژه وزن
weight
فشار
weight
قطعه سرب درکیف زین برای جبران کمبودوزن اسب
weight
وزن
weight
نزن
weight
سنگینی
weight
چیزسنگین
weight
سنگین کردن
weight
بارکردن
weight
لنگر
weight
گرانی
weight
وزن دادن
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
to carry weight
نفوذ یا اهمیت داشتن
specific weight
سنگینی ویژه
the weight is kilogrammes
وزن
statistical weight
احتمال ترمودینامیکی
specific weight
وزن ویژه
the weight is kilogrammes
ان 5 کیلوگرم است
short weight
وزنه کم
statistical weight
وزن اماری
specific weight
وزن مخصوص
short weight
سنگ کم
molecular weight
جرم مولکولی
net weight
وزن خالص
net weight
وزن کلی
operating weight
وزن عملیاتی
paper weight
کاغذ نگهدار
paper weight
وزنه
ramp weight
حداکثر وزن ممکن هواپیما
molecular weight
وزن مولکولی
total weight
وزن کل
weight ton
تن سنگین
weight training
بدن سازی
weight zone
مربع وزن گلوله
wet weight
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
where is the kilogramme weight ?
سنگ کیلوگرم کجاست
where is the kilogramme weight ?
وزنه ....
sliding weight
وزنمتحرک
weight trainer
مربیوزنه
weight trainer
آموزندهوزنه
You are going to gain weight. if you let yourself go.
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
pull one's weight
<idiom>
کارها را تقسیم کردن
put on weight
<idiom>
افزایش وزن
throw one's weight around
<idiom>
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
to lose weight
لاغر شدن
carpet weight
وزن فرش
weight throw
پرتاب وزنه
weight the sugar
قند را بکشید
weight ratio
نسبت وزن
unit weight
وزن مخصوص
unit weight
وزن واحد
unladen weight
وزن ناخالص خودرو
unladen weight
وزن کامل خودرو
weight and measures
سنگ و اندازه
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
weight function
تابع وزنی
weight index
شاخص موزون
weight lifter
وزنه بردار
weight lifting
وزنه برداری
weight man
پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
weight of solids
وزن ذرات
weight program
تمرین وزنه برداری
light-weight
سر خالی
milliequvalent weight
وزن هم ارز میلی گرمی
counter weight
پاسنگ
equivalent weight
وزن هم ارز
fixed weight
وزن ثابت
formula weight
وزن فرمولی
atomic weight
wt.at :symb
atomic weight
وزن اتمی
atomic weight
جرم اتمی
atomic weight
وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
curb weight
وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
gross weight
وزن کل
gross weight
وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
gross weight
وزن ناویژه
gross weight
وزن ناخالص
equivalent weight
وزن معادل
avoirdupois weight
اوزان و مقیاسات اجناس
counter weight
وزنه مقابل
cross weight
وزن ناخالص
counter weight
وزنه تعادل
certificate of weight
گواهی وزن
weight by volume
وزن حجمی
design take off weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
volumetric weight
وزن حجمی
brake weight
لنگر
bow weight
وزن کمان
draw weight
نیروی لازم برای کشیدن زه
beta weight
وزن بتا
drop weight
وزن سقوطی
bat weight
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
basis weight
وزن پایه
gross weight
وزن با فرف
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
letter weight
کاغذ نگاه دار
light weight
سبک وزن در اصطلاح کشتی و مشت زنی و مانندانها
empty weight
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
make-weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
make weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
dead weight
وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
dead weight
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weight
خودوزن
dead weight
ویژه وزن
dead weight
وزن بی اوار
maximum take off weight
حداکثر وزن برخاستن
middle weight
میان وزن
landing weight
وزن فرود
landed weight
وزن کالا هنگام تخلیه
laden weight
وزن کلی خودرو با بار
he is half your weight
وزن او نصف وزن شما است
heavy weight
سنگین وزن
heavy weight
18+ کیلوگرم
heavy weight
001 کیلوگرم
middle weight
میانه
dead weight
وزن خشکه
it pulls its weight
نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
heavy weight
38+ کیلوگرم
make-weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
aitcraft operating weight
وزن اصلی هواپیما
To weight the pros and cons of something.
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
light weight concrete
بتن سبک
To weight up the pros and cons of something .
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
ankle/wrist weight
کمربندلاغری
area weight balance
ترازوی مسطح
gram moleculare weight
وزن مولکول گرم
gram equivalent weight
وزن هم ارز- گرم
gram formula weight
وزن فرمولی به گرم
special weight race
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
size weight illusion
خطای ادراکی اندازه- وزن
sash balancing weight
وزنه متعادل کننده
sash balancing weight
پارسنگ
power to weight ratio
نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
light weight concrete
بتن سبک
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
molecular weight determination
تعیین وزن مولکولی
gram equivalent weight
وزن گرمی هم ارز
maximum landing weight
حداکثر وزن فرود
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
design landing weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
weight and balance sheet
برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
effective unit weight
وزن مخصوص موثر
light weight cable
کابل سبک
governor balance weight
وزنه تعادل رگولاتور
design gross weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
gram atomic weight
وزن گرمی اتم
dead weight tonnage
گنجایش باری
gram atomic weight
وزن اتمی به گرم
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
margin of difference of weight in coins
حد ترخیص allowance
margin of difference of weight in coins
حد ترخص
number average molecular weight
میانگین عددی وزن مولکولی
weight average degree of polymerization
میانگین وزنی درجه بسپارش
weight-driven clock mechanism
مکانیزم ساعتپانولدار
zero air voids unit weight
وزن ذرات موجود در خاک درواحد حجم خاک اشباع شده
tirtyfive pound weight throw
مسابقه پرتاب چکش
He has no influence . He cuts no ice. He carries no weight
دیگر کلاهش پشم ندارد ( فاقد نفوذ است )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com