English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (2 milliseconds)
English Persian
clear :اشکار
clearer :اشکار
clearest :اشکار
clears :اشکار
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifested اشکار اشکار ساختن
manifests اشکار اشکار ساختن
manifest اشکار اشکار ساختن
open and shut اشکار
burning disgrace اشکار
conspicuous اشکار
obvious اشکار
inapparent نا اشکار
inevidence اشکار
explicit اشکار
plains اشکار
plainest اشکار
plainer اشکار
open-and-shut اشکار
opened اشکار
crying اشکار
uncovered اشکار
outed اشکار
out- اشکار
out اشکار
apparent اشکار
evident اشکار
overt اشکار
plain اشکار
semblable اشکار
patenting اشکار
patents اشکار
opens اشکار
open اشکار
patented اشکار
flagrant اشکار
patent اشکار
visible balance تراز اشکار
displayed اشکار کردن
decryption اشکار سازی
self explanatory واضح اشکار
self-explanatory واضح اشکار
manifestation اشکار سازی
flagrantly باوقاحت اشکار
transpicuous روشن اشکار
unfold اشکار کردن
unfolded اشکار کردن
unfolding اشکار کردن
detection اشکار سازی
unfolds اشکار کردن
displaying اشکار کردن
display اشکار کردن
displays اشکار کردن
transpicuous فرا اشکار
self evident خود اشکار
revealer اشکار کننده
it will manifest it self اشکار خواهد شد
revealed preference ترجیح اشکار
kithe اشکار ساختن
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
revealed preference رجحان اشکار
market overt بازار اشکار
manifester اشکار کننده
manifestative اشکار سازنده
self explaining واضح اشکار
frequency demodulation اشکار ساختن
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
manifestations اشکار سازی
amende honorable عذرخواهی اشکار
conspicuous defect عیب اشکار
decrypt اشکار ساختن
to lay open اشکار ساختن
evident to any one نزدهمه اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
overt behavior رفتار اشکار
explicit cost هزینه اشکار
manifest need نیاز اشکار
glaring اشکار مشهور
avowals افهار اشکار
explicit اشکار صاف
signal اشکار مشخص
signaled اشکار مشخص
signalled اشکار مشخص
reveal اشکار کردن
revealed اشکار کردن
reveals اشکار کردن
undisguised اشکار بی تلبیس
baring ساده اشکار
barest ساده اشکار
bares ساده اشکار
public عامه اشکار
detect اشکار کردن
detected اشکار کردن
detecting اشکار کردن
detects اشکار کردن
visible مرئی اشکار
bare ساده اشکار
bared ساده اشکار
barer ساده اشکار
patently بطور اشکار
opens ازاد اشکار
axioms حقیقت اشکار
axiom حقیقت اشکار
known اشکار ساختن
open ازاد اشکار
avowal افهار اشکار
notoriously بطور اشکار
opened ازاد اشکار
roundly بی پرده اشکار
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
manifests صورت بار اشکار
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
manifest dream content محتوای اشکار رویا
open to the public اشکار در نزد همه
plain text متن واضح و اشکار
self revelation خود اشکار سازی
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
manifesting صورت بار اشکار
manifested صورت بار اشکار
manifest صورت بار اشکار
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
obviously بطور اشکار یا معلوم
revelations اشکار سازی افشاء
untold بی حساب اشکار نشده
palpable قابل لمس اشکار
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
palpably بطور محسوس یا اشکار
revelation اشکار سازی افشاء
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
unfold فاش کردن اشکار شدن
unfolding فاش کردن اشکار شدن
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
peeps جوانه زدن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
quarries اشکار کردن معدن سنگ
quarry اشکار کردن معدن سنگ
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
unfolds فاش کردن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
unfolded فاش کردن اشکار شدن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncover اشکار کردن کشف کردن
uncover اشکار کردن برهنه کردن
uncovers اشکار کردن برهنه کردن
uncovering اشکار کردن برهنه کردن
uncovers اشکار کردن کشف کردن
uncovering اشکار کردن کشف کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com