English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (2 milliseconds)
English Persian
auto :خودرو
autos :خودرو
Other Matches
four by two خودرو چهارچرخی که فقط دوچرخ ان نیرو داشته باشد خودرو چهار در دو
self driven خودرو
automobiles خودرو
automotive خودرو
automobile خودرو
vehicles خودرو
four by four خودرو 4 در 4
vehicle خودرو
self grown خودرو
adventive خودرو
self propelled خودرو
self propelling خودرو
motor vehicle خودرو
locomobile خودرو
truck vehicle خودرو نظامی
chasis شاسی خودرو
caterpillar truck خودرو هزارپا
wildwood جنگل خودرو
bumper bar سپر خودرو
propeller گاردان خودرو
ammunition carrier خودرو مهمات کش
deep jeep خودرو زیرابی
motor vehicle خودرو موتوری
scout car خودرو دیده ور
personnel carrier خودرو نفربر
motorcar خودرو سواری
locomobile گردونه خودرو
liftruck خودرو بالابر
escalator پلکان خودرو
moving staircase پلکان خودرو
moving stairway پلکان خودرو
tank transporter خودرو مازتانک بر
tank vehicle خودرو تانکر
drive screw پیچ خودرو
tank vehicle خودرو تانکرسوخت
propeller shaft گاردان خودرو
escalators پلکان خودرو
escalator پلکان خودرو
to use the car با خودرو رفتن
to ride in the car با خودرو رفتن
automobiles ماشین خودرو
to turn [to turn off] [to make a turn] پیچیدن [با خودرو]
weedy هرز خودرو
automobile ماشین خودرو
vehicular مربوط به خودرو
motor car گردونه خودرو
motor cars گردونه خودرو
short wheel خودرو شاسی کوتاه
dipped headlights [lights] [British English] نور پایین [خودرو]
upper beam headlights نور بالا [در خودرو]
high beam [American English] نور بالا [در خودرو]
boot [British E] صندوق چمدان [خودرو]
dipped beams [beam light] [British English] نور پایین [خودرو]
low beams [beam light] [American English] نور پایین [خودرو]
dimmed headlights [lights] [American English] نور پایین [خودرو]
rollover چپ شدن خودرو یاوسیله
unladen weight وزن کامل خودرو
full beam نور بالا [در خودرو]
unladen weight وزن ناخالص خودرو
cross bar wrench آچار چرخ خودرو
[spider-type] lug wrench [American E] آچار چرخ خودرو
wheel brace آچار چرخ خودرو
wheel wrench آچار چرخ خودرو
payloads بازده خودرو یا دستگاه
suspension wheel چرخ تعلیق خودرو
propeller joint چهارشاخه گاردان خودرو
payload بازده خودرو یا دستگاه
signalled علامت راهنمای خودرو
signaled علامت راهنمای خودرو
signal علامت راهنمای خودرو
windshields شیشه جلو خودرو
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
windshield شیشه جلو خودرو
combat tire تایر جنگی خودرو
trunk [American E] صندوق چمدان [خودرو]
lift truck خودرو دارای جرثقیل
loading plan طرح بارگیری خودرو
high gear دنده قوی خودرو
escalators پلکان های خودرو
full tracked خودرو تمام شنی
moving staircases پلکان های خودرو
moving stairways پلکان های خودرو
loading list لیست بارگیری خودرو
moving stairs {pl} پلکان های خودرو
oil pan جعبه کارتر خودرو
to get a lift with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to leave on روشن گذاشتن [موتور یا خودرو]
to go into the ditch با خودرو به خندق جاده رفتن
to get a ride with somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
to get a lift from somebody سواری گرفتن از کسی [در خودرو]
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
endgate درب عقب [خودرو شناسی]
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
to go for a spin با خودرو گردش کوتاهی کردن
motor transport حمل ونقل به وسیله خودرو
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
automotive مربوط به وسایل نقلیه خودرو
wilding گیاه یا میوه خودرو وحشی
six by four خودرو شش در چهار خودروی شش چرخ
fast shuttle تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
mileage مسافت طی شده به وسیله خودرو
curb weight وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
dome light چراغ بالای طاق خودرو
six by six خودروی شش در شش نوعی خودرو شش چرخ
laden weight وزن کلی خودرو با بار
gradeability قابلیت عبور خودرو از شیبها
compass course مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
tracklaying زنجیرگذاری کردن خودرو شنی دار
dome کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
less than carload وزن باراضافه از فرفیت تناژ خودرو
half track خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
domes کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
choke خفه کردن ساسات خودرو چوک
to swerve a car <idiom> با خودرو ویراژ دادن [اصطلاح روزمره]
She swerved sharply to avoid hitting a dog. او [زن] ویراژ تندی داد تا با خودرو به سگ نزند.
trailer brake system دستگاه ترمز تریلر [فناری خودرو]
choked خفه کردن ساسات خودرو چوک
chokes خفه کردن ساسات خودرو چوک
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
crashed سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
maximum gradeability حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
trucking خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
crashes سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
parking پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
trucked خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
truck خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
four by four خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
crash سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashing سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashingly سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
trailer خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
trailers خودرو تریلی کش هواپیمای تعقیب کننده هدف
trucks خودرو نظامی بالاترین بازوی دکل ناو
panel truck یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
unprompted ناشی از طیب خاطر خودبخود بی اختیار خودرو
fifth wheel جفت ساز که خودرو را به تریلر وصل میکند
center disc [disk wheel] دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش [ فناوری خودرو]
to start روشن کردن [به کار انداختن] [موتور یا خودرو]
tachograph سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
straddle truck نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
black box سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
speedograph سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
stages سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stage سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
mileage on departure [arrival] اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت [ورود] خودرو
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
The motor vehicle is covered by theft insurance. این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars. هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
He lost control of the car and swerved towards a tree. او [مرد] کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
bulk petroleum conversion kit جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
turnaround cycle مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
tailgate party [American E] پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا]
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
embark سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarks سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
suspension تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
suspensions تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
motor march راهپیمایی موتوری راهپیمایی با خودرو
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
manspace جای خالی در خودرو یا کشتی یا هواپیما جای نفری خالی
pace setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
carload shipment حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
vehicle stopping distance مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com