English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (4 milliseconds)
English Persian
Given the water ,he is a good swimmer . <proverb> آب نمى بیند والا شناگر قابلى است .
Other Matches
neither he nor i see it نه من انرامی بیند نه من
high-pitched والا
prominent والا
grand والا
grander والا
grandest والا
sublime والا
and if not والا
if not والا
or else والا
haughty والا
The thirsty dreams of water . <proverb> تشنه در خواب آب مى بیند .
eminent والا مقام
high-class والا مقام
otherwise والا درغیراینصورت
of a noble d والا تبار
He has poor (bad)eyesight. چشمش خوب نمی بیند
The cat dreams of mice. <proverb> گربه در خواب موش بیند.
there is nothing like leather هر که نقش خویشتن بیند دراب
program manager بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
see if he is still there به بیند او هنوز انجا است یانه
periscopic lens شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
swimmer شناگر
swimmers شناگر
naiad مهروی شناگر
water dog شناگر ماهر
turns برگشت شناگر
butterflyer شناگر پروانه
breaststroker شناگر قورباغه
backstroker شناگر پشت
turn برگشت شناگر
waterfowler شکارچی مرغان شناگر
kicked ضربه پای شناگر
individual medleyist شناگر شنای مختلط
freestyler شناگر شنای ازاد
kick ضربه پای شناگر
medleyist شناگر شنای مختلط
armpoll کشش دست شناگر
kicking ضربه پای شناگر
kicks ضربه پای شناگر
belly whopper شیرجه شناگر برروی شکم
edge detection اشکارسازی لبه ها الگوریتمی که با استفاده ازان یک کامپیوتر یا ادم مصنوعی میتواند بفهمد که چه اشیایی را می بیند
overarm خارج شدن بازوی شناگر ازاب
beat تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
beats تعدادضربات پا دریکسری ضربات بازوی شناگر ضربه زدن
catch نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
What the eye doesnt see the heart doesnt grieve ov. <proverb> چیزى را که چشم نمى بیند قلب نیز غصه اش نمى خورد .
One madman is pleased to see another . <proverb> دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید.
pulls ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
pull ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب
lanes مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com