English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (1 milliseconds)
English Persian
He swears like a trooper. آدم بد دهنی است (فحش وناسزا می گوید )
Other Matches
transmitter دهنی
coprolalia بد دهنی
oscular دهنی
embouchure دهنی
telephone transmitter دهنی
microphones دهنی
transmitters دهنی
microphone دهنی
glycol الکل دهنی
mental pabulum قوت دهنی
microphone capsule کپسول دهنی
call someone names بد دهنی کردن
pan pipe ساز دهنی
post oral پشت دهنی
pandean pipe ساز دهنی
mouth organs ساز دهنی
mouth organ ساز دهنی
mouth organ ارغنون دهنی
mouth organs ارغنون دهنی
She is a habitual liar. روی عادت دروغ می گوید
one or other of you lies یکی از شما دو تن دروغ می گوید
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
it is said in the bible that در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
telephone transmitter میکروفن تلفن کپسول دهنی
only death does not tell lies تنها مرگ است که دروغ نمی گوید
My sister says she's looking forward to meeting you. خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
anthropomorphic software نرم افزاری که به آنچه کاربر می گوید عکس العمل نشان میدهد
attention code حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
dos نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
piped که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
pipe که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن
dynamic توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
dynamically توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com