English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (9 milliseconds)
English Persian
hit man آدم کش حرفهای
hit men آدم کش حرفهای
Search result with all words
lifetime حرفهای
lifetimes حرفهای
lay غیر حرفهای عامی
lays غیر حرفهای عامی
jockey اسب سوار حرفهای
jockeys اسب سوار حرفهای
practitioner وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
practitioners وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
occupational حرفهای
vocation پیشهای حرفهای
vocations پیشهای حرفهای
vanish بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanished بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishing بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
professional حرفهای
professionals حرفهای
technological حرفهای صنعتی
technologically حرفهای صنعتی
pro حرفهای
pro- حرفهای
tour مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
toured مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
touring مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
tours مسابقههای حرفهای هفتگی گلف درشهرهای مختلف
polytechnic چند رشتهای چند حرفهای
polytechnics چند رشتهای چند حرفهای
professionalism ورزش حرفهای
gladiator بوکسور حرفهای
gladiators بوکسور حرفهای
layman شخص غیر حرفهای
laymen شخص غیر حرفهای
trade school مدرسه حرفهای
trade schools مدرسه حرفهای
malpractice کژکاری حرفهای
malpractices کژکاری حرفهای
jargon زبان حرفهای
division اتحادیه باشگاههای حرفهای
divisions اتحادیه باشگاههای حرفهای
afcet la Pour AssociationFrancaise etTechnique CybernetiqueEconomiqe سازمان حرفهای فرانسوی که هدف ان گرد هم اوردن دانشمندان فرانسوی در زمینههای مختلف کامپیوتری است
all pro تیم ستارههای حرفهای
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
association for women in computing سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
bailsman ضامن حرفهای
big words حرفهای گنده
dilettantism اقدام به کاری از روی تفنن وبطورغیر حرفهای
extra professional خارج حرفهای
first class cricket مسابقه کریکت بین تیمهای حرفهای و اماتور ایالات ودانشگاههای انگلستان
hoofer رقاص حرفهای
industrial school اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
jar ram molding machine دستگاه قالبریزی حرفهای
miliaman سرباز حرفهای یاپیمانی
occupation disease امراض حرفهای
peizefight مسابقه حرفهای بوکس باجایزه نقدی
prizefighter بوکسور حرفهای
pro am مسابقه گلف بازیگران حرفهای و اماتور
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
professional code ضوابط حرفهای
professional misconduct اشتباه حرفهای
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
professional status پایگاه حرفهای
professional workstation ایستگاه کار حرفهای
ranker افسر سربازی کرده نظامی حرفهای
semipro نیمه حرفهای
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
to i. from somebodies words از حرفهای کسی استنباط کردن
training school اموزشگاه حرفهای
vocational education اموزش حرفهای
vocational school اموزشگاه حرفهای
old wives' tale حرفهای خاله زنکی
old wives' tales حرفهای خاله زنکی
pillow talk حرفهای خصوصی
sweet nothings حرفهای عاشقانه
That is unmitigated nonsense. این از آن حرفهای بی معنی وچرند است
A lot of trite ( trivialities ) . حرفهای صد تا یک غاز ( بی ارزش )
Eavesdrop فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com