English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (4 milliseconds)
English Persian
a wide array of ... آرایه وسیعی از ...
Other Matches
landmass منطقه وسیعی از زمین
exurbia منطقه وسیعی ازنواحی خارج شهر
variable displacement pump پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
wordperfect برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Word Perfeet Covp که روی محدوده وسیعی از سیستم عامل و سخت افزار اجرا میشود
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
rotation جابجایی سط ر و ستون در یک آرایه .
arrays بخشی از داده در آرایه
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
array بخشی از داده در آرایه
matrixes جابجایی سط ر و ستون در آرایه
numeric آرایه حاوی اعداد
element یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
elements یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
elements یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
subscripted variable عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
element یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
rows مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
row مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
arrays محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
matrixes آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
rowed مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس
array محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه
bounds محدودیتی که به تعداد اعضای یک آرایه داده میشود
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
vectors پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
arrays تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
vector پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
array تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
matrixes روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
processor کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه داده برای عملیات ریاضی خیلی سریع
matrixes آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
arrays کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
array کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
bitmap معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
auxiliary پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
auxiliaries پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
coprocessor پردازنده جانبی مخصوص مشابه آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی برای افزایش سرعت اجرا کار کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com