English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (4 milliseconds)
English Persian
easygoing <adj.> آسان گیر
easy <adj.> آسان گیر
easy-going <adj.> آسان گیر
relaxed <adj.> آسان گیر
Search result with all words
open برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
opened برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
opens برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
child's play هر کار بسیار آسان
convenience food غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
convenience foods غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
effortless آسان
effortlessly آسان
highroad راه آسان یا سر راست
highroads راه آسان یا سر راست
pushover کار آسان
doddle سهل-آسان
To take things easy(lightly) کارها را آسان گرفتن
It is easy for me. برایم خیلی آسان است
This is the easisrt way. این آسان ترین راه است
There is nothing to it . هیچ کاری ندارد ( بسیار آسان است )
It is quite easy when you get ( have ) the knack of it . وقتیکه فن کار را بدانی آسان می شود
It is easier said than done . گفتنش آسان است
The exam was too easy for words . امتحان آنقدر آسان بود که چه بگویم
dime a dozen <idiom> آسان بدست آمدن ،عادی
duck soup <idiom> آسان
piece of cake <idiom> آسان
easygoing <adj.> راحت [آسان گیر]
easy <adj.> راحت [آسان گیر]
easy-going <adj.> راحت [آسان گیر]
relaxed <adj.> راحت [آسان گیر]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com