English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
Other Matches
cotton waste ضایعات پنبه
lint ضایعات پنبه
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
asbestos پنبه نسوز پنبه کوهی
shitty گند آشغال
litterbug حشرهی آشغال ریز
landfill آشغال دفن شده
scavenge در آشغال کاوش کردن
landfills آشغال دفن شده
litterbugs حشرهی آشغال ریز
manage grab در آشغال کاوش کردن
scrap ضایعات
decrement ضایعات
culch ضایعات
garble ضایعات
scraps ضایعات
scrapped ضایعات
wastage ضایعات
scrapping ضایعات
cultch ضایعات
waste product ضایعات
spoilage ضایعات
landfill دفن زباله و آشغال در زیر خاک
landfills دفن زباله و آشغال در زیر خاک
casualties تلفات و ضایعات
casualty تلفات و ضایعات
effective damage ضایعات موثر
damage ضایعات رزمی
battle casualty ضایعات رزمی
wastage ضایعات تضییع
pugs ضایعات غله
pug ضایعات غله
loss تلفات ضایعات
damage criteria میزان ضایعات
mass casualties تلفات و ضایعات شدید
loss replacement جایگزینی تلفات و ضایعات
loss appraisal ضایعات قابل قبول
mortality قابلیت دریافت ضایعات
casualty agent عامل ایجاد تلفات و ضایعات
loss تلفات جنگی ضایعات رزمی
gumma ضایعات دوره سوم سفلیس
damage assessment تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
excess cover treaty قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
trashcans نشانهای که مثل سط ل آشغال است و هر فایلی که وارد آن شود پاک میکند
trashcan نشانهای که مثل سط ل آشغال است و هر فایلی که وارد آن شود پاک میکند
casualty board تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
carder پنبه زن
cottons پنبه
cotton yarn نخ پنبه
collodion پنبه
cotton پنبه
floers of zinc پنبه روی
asbestus پنبه کوهی
cotton plantation پنبه زار
cotton plantation پنبه کاری
cotton seed پنبه دانه
cotton seed تخم پنبه
cottonseed تخم پنبه
cottonseed پنبه دانه
earth flax پنبه کوهی
rock cork پنبه کوهی
pyrocellulose پنبه باروتی
phellem چوب پنبه
miuntain flax سنگ پنبه
miuntain flax پنبه کوهی
paper tiger پهلوان پنبه
paper tigers پهلوان پنبه
To cut ones head with cotton . <proverb> با پنبه سر بریدن .
nitro cotton باروت پنبه
guncotton باروت پنبه
Egyptian cotton پنبه مصری
oxide zine پنبه روی
floss پنبه ابریشمی
feeding cloth پنبه رسان
pyrocotton پنبه باروتی
cotton plant بوته پنبه
cork چوب پنبه
stopper چوب پنبه
asbestos پنبه کوهی
bravado پهلوان پنبه
asbestos پنبه نسوز
pods قوزه پنبه
pod قوزه پنبه
bullying پهلوان پنبه
bully پهلوان پنبه
abiston پنبه نسوز
abiston پنبه کوهی
cotton wool لایی پنبه
stoppers چوب پنبه
corks چوب پنبه
cotton wool پنبه لایی
cash crops پنبه وتنباکو
bullies پهلوان پنبه
bullied پهلوان پنبه
floats چوب پنبه
float چوب پنبه
asbeston پنبه نسوز
cards پنبه زنی
floated چوب پنبه
asbestus پنبه نسوز
asbestus سنگ پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
card پنبه زنی
absorbent cotton پنبه هیدروفیل
cotton plant درخت پنبه
bobber چوب پنبه
maco پنبه درجه یک مصری
cottonseed oil روغن پنبه دانه
asbestos cement سیمان پنبه نسوز
gins پنبه را پاک کردن
comber ماشین پنبه زنی
cotton-mills کارخانه ریسندگی پنبه ای
cork borer چوب پنبه سوراخ کن
stopper باچوب پنبه بستن
cork oak درخت چوب پنبه کش
gin پنبه را پاک کردن
cotton gin ماشین پنبه پاک کن
cotton cake کنجاره پنبه دانه
corked چوب پنبه دار
kapok چوب پنبه سبک
bungs چوب پنبه بشکه
mallow پنیرک پنبه ایرانی
bunged چوب پنبه بشکه
bung چوب پنبه بشکه
mountain cork یکجور پنبه کوهی
batting پنبه حلاجی شده
ginning پنبه پاک کنی
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
asbestine مانند پنبه نسوز
pourpoint لحاف پنبه دار
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
asbestos cement سیمان پنبه کوهی
loggerhead نوعی افت پنبه
stoppers باچوب پنبه بستن
basic crops پنبه تنباکو و برنج
bunging چوب پنبه بشکه
bundle بقچه کلاف پشم یا پنبه
cotton grade درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
gins ماشین پنبه پاک کنی
gin ماشین پنبه پاک کنی
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
subereous از چوب پنبه گرفته شده
the cork went off with apop چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
seed wool پنبه خام یاپاک نکرده
quilting پنبه دار پارچه لحافی
phellogen لایه چوب پنبه ساز
peasecod جلونیم تنه پنبه دار
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
pourpoint لباس لایه داریا پنبه دار
To pay no heed . To be inattentive . پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
corks بافت چوب پنبه درخت بلوط
vegetable fiber الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
suberin ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
pyroxilin یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
cloop صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
to bung با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
cork بافت چوب پنبه درخت بلوط
to bung up با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
snowsuit لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
gossypol رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
uncorking چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
waxing cork چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
uncork چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
willow درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
uncorks چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
willows درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
swab پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
Milco میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
cotton-wool yarn نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
peascod غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
swabs پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swob چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
distaff فرموک [وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
kamptulicon یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
drafting [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
staple [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
willy ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
corkscrew rule قاعده پیچ بطری بازکن قاعده چوب پنبه کش
anticipated stock losses تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
cork چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
corks چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
scutch پنبه زنی کردن پهن کردن
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
dry rot پوسیدگی [خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
jute fiber [الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com