Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
image aerial
آنتن تصویر
Other Matches
t type aerial
آنتن
t aerial
آنتن
aerial
آنتن
aerial antenna
آنتن
aerial circuit
آنتن هوایی
high aerial
آنتن مرتفع
aerial
آنتن هوایی
built in aerial
آنتن دستگاهی
aerial mine
مین آنتن دار
adjustable antenna
آنتن قابل تنظیم
high freqyency aerial
آنتن امواج بلند
aerial
آنتن هوایی رادیو
harp aerial
آنتن باد بزنی
magnet core aerial
آنتن با هسته آهنربایی
crop
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
cropped
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
images
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
crops
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
The pigeous peched on the television aerial .
کبوترها روی آنتن تلویزیون نشستند
pictured
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picturing
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picture
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
videoed
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videoing
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
video
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobat
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
images
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
air time
زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
flicker
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
head
وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
lossless compression
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
footprints
فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
footprint
فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
auto
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
autos
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
persistence
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
تصویر خطی تصویر مدادی
tracing
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
background
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
images
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
image dissector tube
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
raster scan
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
image formation
تولید تصویر تصویر
scanned
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
pictured
تصویر
picture
تصویر
illustration
تصویر
portrayals
تصویر
portrayal
تصویر
gratings
در تصویر
grating
در تصویر
delineation
تصویر
afterimage
رد تصویر
illustrations
تصویر
icons
تصویر
scenography
تصویر
icon
تصویر
vignettes
تصویر
vignette
تصویر
imagery
تصویر
skew
تصویر کج
skewing
تصویر کج
projections
تصویر
pictures
تصویر
picturing
تصویر
ikons
تصویر
projection
تصویر
skews
تصویر کج
portraits
تصویر
likenesses
تصویر
shape
تصویر
image line
خط تصویر
likeness
تصویر
images
تصویر
portrait
تصویر
image
تصویر
shapes
تصویر
aspect ratio
نسبت تصویر
picture signal
علامت تصویر
picture tube
لامپ تصویر
image plane
سطح تصویر
picture frequency
بسامد تصویر
picture signal
سیگنال تصویر
picture frequency
فرکانس تصویر
anaglyph
تصویر ژرفانما
image processing
پردازش تصویر
idealized image
تصویر ارمانی
image processing
تصویر پردازی
image potential
پتانسیل تصویر
portrays
تصویر کشیدن
portraying
تصویر کشیدن
image plate
الکترود تصویر
portrayed
تصویر کشیدن
portray
تصویر کشیدن
portraiture
تصویر کردن
picture screen
صفحه تصویر
picture writing
تصویر نگاری
image intensification
تقویت تصویر
card image
تصویر کارت
image transformation
تبدیل تصویر
projection of a point
تصویر نقطه
hues
تصویر فاهر
hue
تصویر فاهر
image transmission
انتقال تصویر
projection tube
لامپ تصویر
raster
محل تصویر
imageless thought
تفکر بی تصویر
image inversion
برگردانی تصویر
icon
پیکر تصویر
inverse video
تصویر وارون
image of interference
تصویر انترفرنس
intermediate image
تصویر میانی
ikons
پیکر تصویر
pix
تصویر یا تصویرها
body image
تصویر بدن
icons
پیکر تصویر
image line
هدایت تصویر
pixel
سلول تصویر
composite video
تصویر ترکیبی
picture element
عنصر تصویر
newman projection
تصویر نیومن
memory afterimage
رد تصویر یاد
image resolution
تجزیه تصویر
snapshots
تصویر لحظهای
snapshot
تصویر لحظهای
panorama
تصویر دورنما
panoramas
تصویر دورنما
memory image
تصویر یاد
noisy picture
تصویر همهمهای
holograms
تصویر سه بعدی
oblique projection
تصویر مورب
image response
پاسخ تصویر
mirror images
تصویر ایینهای
mirror images
تصویر قرینه
mirror image
تصویر آیینه ای
mirror image
تصویر قرینه
forms
تصویر وجه
formed
تصویر وجه
form
تصویر وجه
effigy
تصویر برجسته
effigies
تصویر برجسته
hologram
تصویر سه بعدی
oblique projection
تصویر مایل
screen
صفحه تصویر
radiograph
تصویر رونتگن
radiographs
تصویر رونتگن
macrograph
خط و تصویر درشت
image ratio
نسبت تصویر
image quality
کیفیت تصویر
picture element
سازه تصویر
perspective projection
تصویر پرسپکتیوی
pencil drawing
تصویر مدادی
screened
صفحه تصویر
screening, screenings
صفحه تصویر
screens
صفحه تصویر
image registration
ترام تصویر
image registration
ثبت تصویر
illustration
تصویر عکس
image ray
پرتو تصویر
image ray
شعاع تصویر
illustrations
تصویر عکس
picturesque
شایان تصویر
mental image
تصویر ذهنی
image test
تست تصویر
image source
منبع تصویر
image side
جهت تصویر
images
تصویر الکتریکی
image focal point
کانون تصویر
affigy
تصویر برجسته
folded picture
تصویر تا خورده
video generator
مولد تصویر
projections
افکنش تصویر
image reversal
واژگونی تصویر
image space
فضای تصویر
image speard
انتشار تصویر
virtual image
تصویر مجازی
viewing screen
صفحه تصویر
scanned image
تصویر پوشیده
sharp image
تصویر واضح
element area
سازه تصویر
ephod
بت یا تصویر صنم
fair drawing
تصویر مناسب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com