English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (9 milliseconds)
English Persian
malfunctioning آنچه خوب کار نکند
Search result with all words
malfunction آنچه کامل کار نکند
malfunction آنچه درست کار نکند
malfunctioned آنچه کامل کار نکند
malfunctioned آنچه درست کار نکند
malfunctions آنچه کامل کار نکند
malfunctions آنچه درست کار نکند
Other Matches
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
Tell not all you know , nor do all you can. <proverb> به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
Whatsoever هرچه [هر آنچه] [آنچه ]
absit omen خدا نکند
God (Heaven) forbid! خدا نکند !
god defend خدا نکند
heaven f. خدا نکند
polarities و قطعه کار نکند
polarity و قطعه کار نکند
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
He wouldnt dare refuse. سگ کیست که قبول نکند
You are not pulling my leg , are you ? نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
She wI'll be a loser if she refuses. اگر قبول نکند از کیسه اش رفته
permissible velocity حداکثر سرعت اب در یک کانال که ایجادفرایش نکند
inerrably چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
Until a man has shown humility he cannot attain gr. <proverb> آدم تا کوچکى نکند به بزرگى نمى رسد .
the eye is bigger than the belly <proverb> نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
one level address تابعی که در حین اجرا تابع دیگر را صدا نکند
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
trump card <idiom> استفاده از وسیله قدیمی اگر هیچ چیز دیگرکار نکند
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
raker تیری که پشت دیوار بطور مایل می بندند تادیوار سقوط نکند
defaults مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulted مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
defaults عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
default عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulted عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
virus هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
viruses هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
apprenticeship دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
apprenticeships دوره کاراموزی در CL به هر نوع کاراموزی اطلاق میشود که ماجورنبوده یا اجرت ان از دو پاونددر هفته تجاوز نکند
circulating آنچه به راحتی می چرخد
the long and the short of it <idiom> آنچه گفتنی است
the above was a summary آنچه دربالا گفته شد
knowledge آنچه دانسته است
biased آنچه اریب دارد
lightweights آنچه سنگین نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
unwanted آنچه لازم نیست
constants آنچه تغییر نمیکند
previous آنچه زودتر رخ میدهد
constant آنچه تغییر نمیکند
exclusive آنچه شامل نمیشود
contiguous آنچه اثر می گذارد
auxiliary آنچه کمک میکند
protective آنچه حافظت میکند
producing آنچه تولید میکند
auxiliaries آنچه کمک میکند
incoming آنچه از خارج می آید
used آنچه جدید نیست
authentic آنچه درست است
circular آنچه در یک دایره می چرخد
circulars آنچه در یک دایره می چرخد
movable آنچه قابل حرکت است
differential آنچه اختلاف را نشان میدهد
differentials آنچه اختلاف را نشان میدهد
third آنچه بعد از دومین می آید
thirds آنچه بعد از دومین می آید
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
availability آنچه به آسانی بدست آید
removable آنچه قابل جابجایی است
clearest آنچه به سادگی فهمیده میشود
immediate آنچه یکباره اتفاق افتد
continual آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
transportable آنچه قابل حمل است
simple آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
approximating آنچه تقریبا درست است
hidden آنچه قابل دیدن نیست
identity آنچه کسی یا چیزی است
identities آنچه کسی یا چیزی است
efficient آنچه که خوب کار میکند
electric آنچه با الکتریسیته کار میکند
simpler آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simplest آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
unedited آنچه ویرایش نشده است
preformatted آنچه فرمت شده باشد
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
characteristic آنچه مخصوص یا ویژه است
variables آنچه قابل تغییر است
clear آنچه به سادگی فهمیده میشود
residual آنچه در پشت سر باقی می ماند
controllable آنچه قابل کنترل است
computable آنچه قابل محاسبه است
values آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
valuing آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
audible آنچه قابل شنیدن است
chargeable آنچه قابل شارژ است
dependent آنچه به دلیلی متغیر است
variable آنچه قابل تغییر است
value آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
characteristically آنچه مخصوص یا ویژه است
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
maskable آنچه نادیده گرفتنی است
flexible آنچه قابل تغییر است
extensible آنچه قابل گسترش است
clears آنچه به سادگی فهمیده میشود
normal معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
clearer آنچه به سادگی فهمیده میشود
expandable آنچه قابل گسترش باشد
exchangeable آنچه قابل تغییر است
alterable آنچه قابل تغییر است
prior آنچه قبلاگ رخ داده است
What must be must be . <proverb> آنچه باید بشود خواهد شد .
quantifiable آنچه قابل شمارش است
comparable آنچه قابل مقایسه نیست
finished آنچه کامل شده است
convertible آنچه قابل تبدیل است
relevant آنچه ارتباط مهمی دارد
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
convertibles آنچه قابل تبدیل است
distant آنچه در محلی قرار دارد
recognizably آنچه قابل تشخیص است
recognizable آنچه قابل تشخیص است
irretrievable آنچه قابل بازگشت نیست
What soes not endure does not merit attachment . <proverb> آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
durable آنچه به آسانی خراب نخواهد شد
interchangeable آنچه قابل تغییر است
common آنچه اغلب اتفاق میافتد
visible آنچه قابل دیدن است
round آنچه در دایره حرکت میکند
Seldom seen soon forgotten . <proverb> از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
commoners آنچه اغلب اتفاق میافتد
requirements آنچه مورد نیاز است
roundest آنچه در دایره حرکت میکند
commonest آنچه اغلب اتفاق میافتد
alternated آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternates آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternate آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
magnetic آنچه میدان مغناطیسی مربوطه داد
contents محتوا یا آنچه دروی چیزی باشد
blind آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
heuristic آنچه از تجربیات گذشته درس گیرد
completed آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
originals آنچه اول استفاده یا ساخته شود
damaged آنچه آسیب یا رنج دیده است
preventive آنچه مانع رویدادن چیزی شود
pre آنچه قبلا توافق شده است
adjacent آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
desktop آنچه در بالا میز قرار دارد
accessible آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
additional آنچه جمع شده یا اضافه است
completing آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completes آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
desktop آنچه روی میز انجام میشود
complete آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
logical آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
accidental آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
erasable آنچه قابل پاک شدن است
pre- آنچه قبلا توافق شده است
selective آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
selectively آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
undetected آنچه تشخیص داده نشده است
ambiguity آنچه به روشنی تعریف نشده است
ambiguities آنچه به روشنی تعریف نشده است
hand-held آنچه قابل نگهداری در دست است
easy to use آنچه قابل فهم و انجام باشد
downloadable آنچه قابل بار کردن است
addressable آنچه قابل آدرس دهی است
unique آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
magnet آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
magnets آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
Except what is mentioned in paragraph 3. باستثنای آنچه درپاراگراف 3 آمده است
frequent آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
frequented آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
frequenting آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
frequents آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
centralized آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
simultaneous آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
unconditional آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
incompatible ناسازگار یا آنچه خوب کار نمیکند
uniquely آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
continuous آنچه بدون توقف ادامه یابد
optional آنچه قابل انتخاب شدن باشد
unauthorized آنچه باید مجوز داشته باشد
I spoke my mind. آنچه دردل داشتم بزبان آوردم
impulsive آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
specifies بیان واضح آنچه نیاز است
specify بیان واضح آنچه نیاز است
specifying بیان واضح آنچه نیاز است
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
available آنچه قابل دستیابی یا خرید است
synchronous آنچه همان با دیگری اجرا شود.
original آنچه اول استفاده یا ساخته شود
blinds آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
inactive آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
blinded آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com