Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
inactive
آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
Other Matches
dead
آنچه کار نمیکند. کامپیوتر یا قطعهای که کار نمیکند
exclusive
آنچه شامل نمیشود
constant
آنچه تغییر نمیکند
constants
آنچه تغییر نمیکند
incompatible
ناسازگار یا آنچه خوب کار نمیکند
defective
خطا دار یا آنچه درست کار نمیکند
down
مربوط به کامپیوتر ها یا برنامه ها آنچه کار نمیکند
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
law fallen into desuetude
قانونی که دیگر اجرا نمیشود
fix
برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
fixes
برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
locals
آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
local
آنچه با CPU کار نمیکند ولی به عنوان ترمینال مستقل کار میکند
non procedural language
زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را
synchronous
آنچه همان با دیگری اجرا شود.
batch
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
batches
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
processor
ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد
backgrounds
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
Tell not all you know , nor do all you can.
<proverb>
به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
the law does not apply to him
او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
Whatsoever
هرچه
[هر آنچه]
[آنچه ]
standards
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
asynchronous
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
simple
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simplest
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
non placer
موافقت نمیشود
fat is insoluble in water
چربی در اب حل نمیشود
he takes no notice of it
ملتفت نمیشود
The door is jammed.
در باز نمیشود.
fastest
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
doesn't
نمیکند
The window is jammed.
پنجره باز نمیشود.
indelible pencil
مدادی که خط ان پاک نمیشود
impossible to get hold of
نمیشود گیر آورد
leakages
به خزانه وارد نمیشود
leakage
به خزانه وارد نمیشود
oil is immiscible with water
روغن با اب امیخته نمیشود
non-starter
طرحی که انجام نمیشود
non-starters
طرحی که انجام نمیشود
that does not f.
این دلیل نمیشود
no two leaves are identical
دو برگ یکی نمیشود
why does he not admit it
چراتصدیق نمیکند
it makees no difference
فرقی نمیکند
it makees no difference
تفاوتی نمیکند
it is secure
عیب نمیکند
confedration of states
دولت جدیدی تشکیل نمیشود
He is not to be relied upon.
نمیشود به او
[مرد]
اتکا کرد.
no pay nowork
پول ندهندکار هم کرده نمیشود
the law is not retrospective
قانون عطف به ماسبق نمیشود
it is indifferent to me
برای من فرقی نمیکند
it is not in good workingorder
خوب کار نمیکند
static
که در زمان تغییر نمیکند. 2-
ignorance of the law is no defence
جهل به قانون دفاع محسوب نمیشود
fair words butter no parsnips
به حلواحلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
no pains no gains
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
mistake of law is no defence
اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
fine words butter no parsnips
بحلوابحلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
fixes
فیلدی که اندازه آن تغییر نمیکند
fix
رکوردی که اندازه آن تغییر نمیکند
fix
فیلدی که اندازه آن تغییر نمیکند
fixes
رکوردی که اندازه آن تغییر نمیکند
insulators
مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
insulator
مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
it makes a t. difference
تفاوت خیلی زیادی نمیکند
run
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
runs
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
an impersonal deity
خدایی که هرگز مجسم بصورت شخص نمیشود
acid fast
دارای لکه هایی که بااسید زائل نمیشود
book message
نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
blind hole
سوراخ چمن که از فاصله معین دیده نمیشود
sticking points
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
sticking point
حدی که پس از آن شخص یا چیز از جا حرکت نمیکند
coast is clear
<idiom>
هیچ خطری تورا تهدید نمیکند
outages
مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
the face remains
مطلب همانست که هست فرق نمیکند
weedless
قلابی که به علفهای زیر اب گیر نمیکند
outage
مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
inert
که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
The light doesn't work.
این چراغ برق کار نمیکند.
The heating doesn't work.
این سیستم گرمایشی کار نمیکند.
The heating doesn't work.
این سیستم حرارتی کار نمیکند.
operation
ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
variables
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
maskable
سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیشود غیرفعال میشود
crush hat
کلاه نمدی نرم که ازله شدن خراب نمیشود
variable
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
prize courts
به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
non sequitur nonsensical
نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
landing zone
فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
background processing
فرآیندی که از تواناییهای -on line سیستم استفاده نمیکند
infallibilist
کسیکه معتقد است که پاپ اشتباه نمیکند
no parity
ارسال داده که در بیت پاریتی استفاده نمیکند
chromometer
ساعت دقیقی که گرما و سرمادر ان اثر نمیکند
timberline
خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
deadbeat
<idiom>
شخصی که هیچ وقت قرضش را پرداخت نمیکند
luggable
کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
jus ex injuria non oritur
تعدی و تجاوز فرد برای اوحقی ایجاد نمیکند
non impact printer
که حالت حرف ریبون روی کاغذ را گرم نمیکند
local
وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
locals
وضعیت عملیات ترمینال کامپیوتر که پیامی دریافت نمیکند
nonlinear
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند
morganatic marriage
عروسی یکی از بزرگان بازنی که ازطبقات پست که باشوهرخودهم پایه نمیشود
inactive
پنجرهای که نمایش داده میشود ولی در حال حاضر استفاده نمیشود
freeing
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
frees
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
down
مدت زمانیکه سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بی استفاده است
ro
ترمینال کامپیوتری که فقط داده نمایش را می پذیرد , وارسال نمیکند
freed
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free
پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
detects
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
full
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
detect
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
fullest
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
detected
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
homosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
zero slot lan
شبکه محلی که از آداپتور داخلی استفاده نمیکند و به جای آن از پورت مخصوص
doa
شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
static
زیر تابعی که از هیچ متغیری جدا از آدرس ها عمودند استفاده نمیکند
subroutine
زیر تابعی که از هیچ متغیری حدا از آدرس عملوندها استفاده نمیکند
illegal
دستور یا فرآیندی که پروتکل سیستم کامپیوتری یا قواعد زبان را دنبال نمیکند
downtime
مدتی که کارخانه کار نمیکند مدت استراحت ماشین وکارخانه درشبانه روز
fellow traveler
کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیتهای ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید
i/o
روش انتساب آدرس خاص به هر پورت ورودی /خروجی که فضای حافظه را استفاده نمیکند
base band
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
baseband
روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
reactive mode
حالت پردازش کامپیوتر که در آن هر ورودی کاربر باعث رویدادن چیزی میشود ولی پاسخ سریع داده نمیشود
blind keyboard
صفحه کلیدی که خروجی آن نشان داده نمیشود ولی مستقیماگ روی نوار یا دیسک مغناطیسی ضبط میشود
field
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
fielded
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
fields
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
jaggies
لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود
faulted
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faults
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
fault
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
no show
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
previous
آنچه زودتر رخ میدهد
protective
آنچه حافظت میکند
producing
آنچه تولید میکند
biased
آنچه اریب دارد
circulating
آنچه به راحتی می چرخد
auxiliary
آنچه کمک میکند
auxiliaries
آنچه کمک میکند
lightweights
آنچه سنگین نیست
incoming
آنچه از خارج می آید
knowledge
آنچه دانسته است
circulars
آنچه در یک دایره می چرخد
lightweight
آنچه سنگین نیست
circular
آنچه در یک دایره می چرخد
unwanted
آنچه لازم نیست
contiguous
آنچه اثر می گذارد
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
authentic
آنچه درست است
used
آنچه جدید نیست
the above was a summary
آنچه دربالا گفته شد
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
malfunctioned
آنچه کامل کار نکند
irretrievable
آنچه قابل بازگشت نیست
malfunctions
آنچه درست کار نکند
malfunctions
آنچه کامل کار نکند
characteristically
آنچه مخصوص یا ویژه است
alterable
آنچه قابل تغییر است
differential
آنچه اختلاف را نشان میدهد
malfunction
آنچه کامل کار نکند
continual
آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
malfunctioned
آنچه درست کار نکند
comparable
آنچه قابل مقایسه نیست
ambiguous
آنچه دو معنای ممکن دارد
characteristic
آنچه مخصوص یا ویژه است
common
آنچه اغلب اتفاق میافتد
commoners
آنچه اغلب اتفاق میافتد
commonest
آنچه اغلب اتفاق میافتد
What soes not endure does not merit attachment .
<proverb>
آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
exchangeable
آنچه قابل تغییر است
malfunctioning
آنچه خوب کار نکند
dependent
آنچه به دلیلی متغیر است
transportable
آنچه قابل حمل است
round
آنچه در دایره حرکت میکند
What must be must be .
<proverb>
آنچه باید بشود خواهد شد .
preformatted
آنچه فرمت شده باشد
extensible
آنچه قابل گسترش است
audible
آنچه قابل شنیدن است
expandable
آنچه قابل گسترش باشد
roundest
آنچه در دایره حرکت میکند
removable
آنچه قابل جابجایی است
Seldom seen soon forgotten .
<proverb>
از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com