English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
Are animals able to think ? آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
Other Matches
registering ثباتی درکامپیوترکه قادربه ذخیره سازی تمام بیتهای یک آدرس است که بعداگ به عنوان واحد مجزا قابل پردازش هستند
register ثباتی درکامپیوترکه قادربه ذخیره سازی تمام بیتهای یک آدرس است که بعداگ به عنوان واحد مجزا قابل پردازش هستند
registers ثباتی درکامپیوترکه قادربه ذخیره سازی تمام بیتهای یک آدرس است که بعداگ به عنوان واحد مجزا قابل پردازش هستند
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
off balance <idiom> فراهم نکردن ،قادربه ملاقات غیرمنتظره نبودن
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics روش تربیت ورام کردن جانوران
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
verminate تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
zootechny روش تربیت و رام کردن جانوران
outbreed جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
carriers 1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier 1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
up to it/the job <idiom> مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
faunology جانوران
herbivora جانوران علفخوار
faunis الهه جانوران
faunistic وابسته به جانوران
lights ریه جانوران
kits بچه جانوران
invertebrata جانوران بی مهره
implacentalia جانوران بی جفت
zooplankton جانوران شناور
menageries نمایشگاه جانوران
zoodvnamics فیزیولوژی جانوران
halobiont جانوران اب شور
vermin جانوران موذی
animal kingdom جهان جانوران
faunae مربوط به جانوران
kit بچه جانوران
menagerie نمایشگاه جانوران
arachnida جانوران عنکبوتی
animals kingdom جهان جانوران
bimana جانوران دودست
acephali جانوران بیسر
animality زندگی جانوران
animalist پیکرنمای جانوران
biosystematic رده بندی جانوران
to water [horses, cattle, etc.] آب دادن [به جانوران بومی]
verminous پر از حشرات یا جانوران موذی
zootaxy طبقه بندی جانوران
articulata جانوران حلقه دار
pincer عضو گازانبری جانوران
wild beasts جانوران وحشی وحوش
underbody پایین تنه جانوران
terrarium نمایشگاه جانوران خشکی
zooid جانورسان شبیه جانوران
arthropoda جانوران مفصل دار
animal husband پرورش جانوران اهلی
king of beasts پادشان جانوران :شیر
neontology بررسی جانوران مانده
oestrum شهوت ومستی جانوران
instincts هوش طبیعی جانوران
instinct هوش طبیعی جانوران
pachyder mata جانوران پوست کلفت
clawing سرپنجه جانوران ناخن
claw سرپنجه جانوران ناخن
claws سرپنجه جانوران ناخن
clawed سرپنجه جانوران ناخن
achordata جانوران فاقد ستون فقرات
weasel جانوران پستاندار شبیه راسو
weasels جانوران پستاندار شبیه راسو
aquariums نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
To kI'll animals for food . جانوران را برای غذا کشتن
gamekeeper متصدی جانوران شکاری قرقچی
animalcular وابسته به جانوران ذره بینی
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
aquaria نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
seafood غذاهای مرکب از جانوران دریایی
gamekeepers متصدی جانوران شکاری قرقچی
limnologist زیست شناس جانوران اب شیرین
microorganism جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
aquarium نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
somite حلقه یابند بدن جانوران
lorica پوسته سخت حافظ جانوران
microorganisms جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
humane killer تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
foot and mouth یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
polyzoic مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
rodenticide دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
incestuous وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
fauna کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
foraminifer جنسی از جانوران ریز ریشه پای
chitin جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
zoography علم توصیف جانوران وخوی انان
deadfall دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
chine مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
inbreed پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
herd book نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
awn الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
pinfold جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
Brits جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
hard roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
drag net توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
oestrual در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
Brit جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
omnivora جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
lanugo کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
heteromorphic جور بجور شونده دارای شکلهای گوناگون جانوران دگردیس
inbreeding تخم کشی از جانوران هم تیره تولید و تناسل در میان هم نژادها
zoophyte انواع جانوران مهره داری که رشد انها شبیه گیاه میباشد
labyrinthodon سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
galantine خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
plants indigenous to that soil هستند
they are all of one mind هستند
ScriptX هستند
are هستند
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
they are at loggerheads هر دو سنگ یک من هستند
who are they? انها کی هستند
there are numbers who بسیاری هستند که
they are well matched هم کفو هستند
5, 7, 9 are odd numbers . 5؟7؟9 اعداد فرد هستند
Such people are wicked . اینگونه آدمها شر هستند
analogue ی از حالت آنالوگ هستند
The roads are obstructed. جاده ها مسدود هستند.
they are well matched حریف یکدیگر هستند
analogues ی از حالت آنالوگ هستند
analog ی از حالت آنالوگ هستند
such as are happy انهایی که خوشبخت هستند
ring topology در حلقه بهم وصل هستند
These football players are the pick of the bunch . این فوتبالیست ها گل سر سبد هستند
dialectical materialism اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
the ins انان که سر کا یا دارای متامی هستند
Price are fixed here . دراینجا قیمتها ثابت هستند
Take things as you find them. <proverb> مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
great dangers impend over us خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
However difficult the circumstances [are] , ... هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
The two are rhyming words . این دو لغت هم قافیه هستند
They are at daggers drawn. They are bitter enemies. بخون یکدیگه تشنه هستند
numeric که فقط حاوی اعداد هستند
series مداری که قط عات آن با هم سری هستند
X/OPEN ول ایجاد سیستمهای باز هستند
arrays آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند
capability لیستی از اعمالی که قابل انجام هستند
the strangers in tehran بیگانگان یاخارجی هایی که در تهران هستند
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
target audience گروه اجتماعی که هدف تبلیغ هستند
things in possession اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند
downsize که در آنها ایستگاههای کاری هوشمند هستند.
This canary and its mate are in the same cage این قناری وجفتش در یک قفس هستند
The twins look just like each other. دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
array آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند
Prices are rising ( falling ) . قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
the outer world مردمی که بیرون از محیط شخص هستند
modes که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
mode که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
What percentage of the people are literate? چند درصد مردم با سواد هستند ؟
bank holiday روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند
I musn't eat food containing ... من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
outs and ins انانی که سر کار دارای مقامی هستند
regular guy <idiom> شخص مهربانی که همه با دوست هستند
a further 50 are in prospect ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
buffer کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
People are looking for new ideas. مردم عقب فکرهای تازه هستند
Boys will be boys. پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
anticlastic [ظاهری با دو قوس که دو منحنی برخلاف هم هستند.]
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
hemoglobin ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
formed وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
form وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
library مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
storage مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
clock سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
libraries مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
hylotheism اعتقاد به اینکه خدا و ماده یکی هستند
sets تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
channelled کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
set تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
channels کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
forms وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
Where are the luggage trolleys? چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟
Where are the luggage trolleys? چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
setting up تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
to feel a pang of guilt ناگهانی احساس بکنند که گناه کار هستند
sig علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com