English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
Other Matches
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
petitioning creditor بستانکاری که به دادگاه اعلام میکند که ممکن است مدیون ورشکسته باشد
intervener در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
to turn out بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
aristocracy حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
aristocracies حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
perpetuting testtimony تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
logical واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
bleeds 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleed 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
totalitarianism سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
extravasate ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
ejecting بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
ejected بیرون راندن بیرون انداختن
eject بیرون راندن بیرون انداختن
ejects بیرون راندن بیرون انداختن
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
off one's hands بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
workable <adj.> ممکن
posse ممکن
makeable <adj.> ممکن
thinkable ممکن
possible [doable, feasible] <adj.> ممکن
achievable <adj.> ممکن
contrivable <adj.> ممکن
doable <adj.> ممکن
practicable <adj.> ممکن
feasible <adj.> ممکن
makable [spv. makeable] <adj.> ممکن
manageable <adj.> ممکن
possible ممکن
conceivable ممکن
makable <adj.> ممکن
feasible ممکن
posses ممکن
executable <adj.> ممکن
impracticable <adj.> غیر ممکن
inexecutable <adj.> غیر ممکن
unfeasible <adj.> غیر ممکن
warnings توجه به خط ر ممکن
impossible غیر ممکن
ternary با سه حالت ممکن
interactive را ممکن میکند
warning توجه به خط ر ممکن
possibilities چیز ممکن شق
available ممکن الحصول
perchance ممکن است
probable error خطای ممکن
perhaps ممکن است
multilevel با مقادیر ممکن
possibility چیز ممکن شق
to be posible ممکن بودن
as far as possible هر چه ممکن است
mayhap ممکن است
possible capacity گنجایش ممکن
as much as possible هر قدر ممکن است
to the nth degree <idiom> بالاترین وجه ممکن
legs مسیر ممکن در یک تابع
minimise کوچک کردن تا حد ممکن
nemo tenetur ad impossible غیر ممکن وادارکرد
feasible solutions راه حلهای ممکن
i may go ممکن است بروم
an impossible act کار غیر ممکن
pron to با حداکثر سرعت ممکن
leg مسیر ممکن در یک تابع
probable error خطای ممکن [ریاضی]
may ممکن است میتوان
Can you help me? ممکن است کمکم کنید؟
may i go yes you may ایا ممکن است من بروم
Excuse me. May I get by? ببخشید. ممکن است رد شوم؟
Could you bring me ... ? ممکن است ... برایم بیاورید؟
he may come late ممکن است دیر بیاید
ramp weight حداکثر وزن ممکن هواپیما
ultimate strength حاصلضرب بیشترین بار ممکن
perhaps you have seen it ممکن است انرادیده باشید
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
Can you tell me where ... is? آیا ممکن است به من بگویید ... کجاست؟
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
By hook or by crook. somehow. هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
contingencies چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
phoneme که ممکن است کلمهای را ایجاد کند
it is not p to climb it نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
contingency چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
Can you give me an estimate? ممکن است یک برآورد هزینه به من بدهید؟
Can you lend me ... آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟
Can you help me with my luggage? ممکن است بارم را حمل کنید؟
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
Can you give me the key, please? لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
bifurcation سیستمی که در آن فقط دو نتیجه ممکن است
bistable که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد
Would you wait for me, please? ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
May I have an ashtray? ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
meshing هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
meshes هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
mesh هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
boolean operation یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
May I have a blanket? ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟
May I have an iron? ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟
Can you serve me immediately? آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Can you get it repaired? آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
Can you send a breakdown lorry, please? آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
May I have some soap? ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
Could we have a fork please? ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Would you mind filling in this registration form? آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
May I have some ...? آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟
May I change this? آیا ممکن است این را عوض کنم؟
May I have a word with you? ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
May I have a bath towel? ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
Could you drive more slowly, please? ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
Will you tell me when to get off? ممکن است به من بگویید چه موقع پیاده شوم؟
Can you help me with my luggage? ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟
optimize کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن
give a catch زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
i speak under correction انچه می گویم ممکن است درست نباشد
She has everything a woman can wish for. اوتمام چیزهایی را که یک زن ممکن است آرزوکند دارد
capacities انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
an accessible place جایی که راه یافتن بدان ممکن است
full rubber حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن
capacity انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
Can you send a mechanic, please? آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
three state logic دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
tabling لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
tables لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
May I have some hangers? ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟
Could you put an extra bed in the room? آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
paths مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
tabled لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
Could you move the table a little bit ? ممکن است این میز راقدری تکان بدهی ؟
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Could we have some matches please? ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
path مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
May I trouble you to pass the salt please. ممکن است بی زحمت حرف نزنی ( درمقام طعنه )
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
May I have some toiletpaper? ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟
Will you have our luggage sent up? آیا ممکن است اسباب و اثاثیه من را بالا بفرستید؟
Would you change the lamp please? آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
concentrator گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد
Would you call the head waiter, please? لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
Can I have some more ...? آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟
Would you change the tyre please? آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
Could you help me carry my luggage? ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟
Could you check the tyre pressure? آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟
branchpoint نقط های در برنامه که در آن ممکن است جهش رخ دهد
maximizing به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximized به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizes به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
Could we have a plate for the child? آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟
rated through put ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
But his body was eventually recovered. اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود.
prohibitive tax مالیات گزافی که صدور یاورود کالا را غیر ممکن می سازد
Can you show me on the map where I am? آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
supervening impossibility of performance غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
symbolically برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
channels اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channeling اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
symbolic برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com