Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English
Persian
the little entente
ائتلاف صغیر
Other Matches
minor
صغیر
little
صغیر
minor
صغیر کم
infant
صغیر
infants
صغیر
underage
صغیر
lesser
صغیر
under age
صغیر
Jun
صغیر
epencephalon
دماغ صغیر
microcosm
عالم صغیر
microcosms
عالم صغیر
cranberries
اس بری صغیر
cranberry
اس بری صغیر
discerning minor
صغیر ممیز
venial
گناه صغیر
asia minor
اسیای صغیر
lowly
صغیر افتاده
lowlier
صغیر افتاده
sheep sorrel
ترشک صغیر
lunette
ستاره صغیر
lowliest
صغیر افتاده
sedum
ابرون صغیر
nonage
صغیر خردی
grandbaby
نوه صغیر
under a
خردسال نابالغ صغیر
indiscerning minor
صغیر غیر ممیز
galatian
اهل غلاط در اسیای صغیر
fool's parsley
جعفری زهری شوکران صغیر
entent
ائتلاف
integration
ائتلاف
synoeky
ائتلاف
pool
ائتلاف
coalescence
ائتلاف
pools
ائتلاف
synoecy
ائتلاف
pooled
ائتلاف
coalition
ائتلاف
coalitions
ائتلاف
troy
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
the little entente
ائتلاف کوچک
the triple entent
ائتلاف سه گانه
management group
ائتلاف تجاری
the little entent
ائتلاف کوچک
federalize
ائتلاف کردن
colligate
ائتلاف کردن
consortiums
ائتلاف تجاری
consortium
ائتلاف تجاری
coalesce
ائتلاف کردن
coalesced
ائتلاف کردن
consortia
ائتلاف تجاری
coalesces
ائتلاف کردن
coalescing
ائتلاف کردن
phygian
فریژی وابسته به یکی ازکشورهای باستانی اسیای صغیر
ionian
وابسته به مستعمره یونانی در کرانه باختر اسیای صغیر
consortium
ائتلاف چند شرکت
pooled
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortia
ائتلاف چند شرکت
trust
اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusts
اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusted
اتحادیه شرکتها ائتلاف
management group
ائتلاف چند شرکت
the coalition parties
احزاب ائتلاف کننده
consortiums
ائتلاف چند شرکت
balkan entent
ائتلاف ممالک بالکان
pool
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pools
ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortia
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortiums
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
fusion
ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
fusions
ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
consortium
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
integrator
ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
world federalism
طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
popular front
ائتلاف احزاب دست چپی ومیانه رو
consortium
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortia
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortiums
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
pools
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
Ghiordes
[Gordes]
شهر گردیز
[جوردیز در آسیای صغیر که ریشه اصلی طرح های محرابی را به این شهر نسبت می دهند و تاریخ آن به دویست سال پیش باز می گردد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com