English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (4 milliseconds)
English Persian
balkan entent ائتلاف ممالک بالکان
Other Matches
the british common wealth of nation انگلستان و ایرلند و ممالک وابسته ازاد و ممالک تحت الحمایه و مستعمره ان راگویند
abroad ممالک بیگانه
developed contries ممالک پیشرفته
developed contries ممالک توسعه یافته
common wealth ممالک مشترک المنافع
the common wealth of australia ممالک مشترک المنافع استرالیا
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
the concert of europe منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
comparative cost اصل تخصص کشورها درتولید کالاهایی که ان را ازدیگر ممالک ارزانتر ومرغوبتر تهیه می کنند
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
right of search حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
synoecy ائتلاف
pools ائتلاف
coalescence ائتلاف
pooled ائتلاف
pool ائتلاف
coalitions ائتلاف
entent ائتلاف
integration ائتلاف
synoeky ائتلاف
coalition ائتلاف
coalescing ائتلاف کردن
colligate ائتلاف کردن
federalize ائتلاف کردن
management group ائتلاف تجاری
the little entent ائتلاف کوچک
the little entente ائتلاف کوچک
the triple entent ائتلاف سه گانه
coalesces ائتلاف کردن
the little entente ائتلاف صغیر
consortiums ائتلاف تجاری
consortia ائتلاف تجاری
consortium ائتلاف تجاری
coalesce ائتلاف کردن
coalesced ائتلاف کردن
consortium ائتلاف چند شرکت
the coalition parties احزاب ائتلاف کننده
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
consortia ائتلاف چند شرکت
management group ائتلاف چند شرکت
trusts اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusted اتحادیه شرکتها ائتلاف
pools ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pooled ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortiums ائتلاف چند شرکت
pool ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortia ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
fusion ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
fusions ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
consortiums ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortium ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
integrator ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
world federalism طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
popular front ائتلاف احزاب دست چپی ومیانه رو
consortia ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortiums ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
pooled ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com