English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
the little entent ائتلاف کوچک
the little entente ائتلاف کوچک
Other Matches
synoeky ائتلاف
pool ائتلاف
pooled ائتلاف
synoecy ائتلاف
coalitions ائتلاف
coalescence ائتلاف
integration ائتلاف
coalition ائتلاف
pools ائتلاف
entent ائتلاف
coalesce ائتلاف کردن
the little entente ائتلاف صغیر
management group ائتلاف تجاری
federalize ائتلاف کردن
coalescing ائتلاف کردن
consortium ائتلاف تجاری
colligate ائتلاف کردن
consortia ائتلاف تجاری
consortiums ائتلاف تجاری
the triple entent ائتلاف سه گانه
coalesces ائتلاف کردن
coalesced ائتلاف کردن
consortiums ائتلاف چند شرکت
pools ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
consortia ائتلاف چند شرکت
pooled ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pool ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
trusted اتحادیه شرکتها ائتلاف
consortium ائتلاف چند شرکت
balkan entent ائتلاف ممالک بالکان
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusts اتحادیه شرکتها ائتلاف
the coalition parties احزاب ائتلاف کننده
management group ائتلاف چند شرکت
consortiums ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortia ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
fusion ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
fusions ائتلاف یک شرکت باشرکت دیگر
integrator ایجاد کننده ائتلاف یا انضمام
consortium ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
world federalism طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول
popular front ائتلاف احزاب دست چپی ومیانه رو
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
consortia ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortiums ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pool ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
minor کوچک
dinky کوچک
fractional کوچک
exiguousness کوچک
venule رگ کوچک
petty کوچک
diminutive کوچک
dimmers کوچک
little کوچک
pint-size کوچک
pint size کوچک
thumbnails کوچک
minute کوچک
weensy کوچک
bantam کوچک
micros کوچک
petit کوچک
cerebellum مخ کوچک
short ton تن کوچک
seed bud پر کوچک
pilule حب کوچک
runty کوچک
canis minoris سگ کوچک
plumelet پر کوچک
minuscule کوچک
culverts پل کوچک
micro کوچک
canis minor سگ کوچک
puny کوچک
floret گل کوچک
minus cule کوچک
ponceau پل کوچک
culvert پل کوچک
plumule پر کوچک
whiffet سگ کوچک
small fry کوچک
small کوچک
smaller کوچک
smallest کوچک
pillule حب کوچک
weeny کوچک
half pint کوچک
imminution کوچک
ickle کوچک
gracile کوچک
weenier کوچک
weeniest کوچک
thumbnail کوچک
tiddly کوچک
pipsqueaks کوچک
fortalice دژ کوچک
pipsqueak کوچک
tiddlier کوچک
tiddliest کوچک
bantams کوچک
fractional h.p. motor موتور کوچک
miniaturizes کوچک کردن
circlets دایره کوچک
canula میل کوچک
go devil اژدر کوچک
caster چرخ کوچک
cay جزیره کوچک
fossette گودال کوچک
godling خدای کوچک
guiden پرچم کوچک
chainlet زنجیر کوچک
frith خلیج کوچک
chiffonier اشکاف کوچک
cellule حجره کوچک
fortalice قلعه کوچک
miniaturizing کوچک کردن
buckler سپر کوچک
hamulus قلاب کوچک
burp gun تفنگ کوچک
cabana خانه کوچک
cablet کابل کوچک
camarilla اطاق کوچک
canikin پیمانه کوچک
miniatures مینیاتور کوچک
foldaway کوچک شونده
cellule سلول کوچک
gurry دژ یا قلعه کوچک
guidon پرچم کوچک
cannikin پیمانه کوچک
cirque دایره کوچک
cloudlet ابر کوچک
circlet دایره کوچک
enchiridion کتاب کوچک
feist نوعی سگ کوچک
crownet تاج کوچک
small gross قراص کوچک
extenuatextent کوچک کردن
deerlet گوزن کوچک
denticle دندان کوچک
dickey پرنده کوچک
dicky پرنده کوچک
diskette گرده کوچک
diskette دیسک کوچک
dribblet مبلغ کوچک
ductule لوله کوچک
ductule مجرای کوچک
fruitlet میوه کوچک
crosslet صلیب کوچک
cony خرگوش کوچک
cock boat کرجی کوچک
cockboat کرجی کوچک
cockle shell کرجی کوچک
coffeehouse کافه کوچک
fleuret گل ساختگی کوچک
colonnette ستون کوچک
coney خرگوش کوچک
field colours پرچم کوچک
contractible کوچک شدنی
glandule غده کوچک
fibril لیف کوچک
crenulation کنگره کوچک
crosslet خاج کوچک
extenuate کوچک کردن
brooklet جوی کوچک
pouches کیسه کوچک
shrink کوچک شدن
minims هرچیز کوچک
offices کامپیوتر کوچک
office کامپیوتر کوچک
snippets چیز کوچک
snippet چیز کوچک
pinpoint چیز کوچک
pinpointed چیز کوچک
pinpointing چیز کوچک
pinpoints چیز کوچک
shrinking کوچک شدن
minim هرچیز کوچک
boat ناو کوچک
boat کشتی کوچک
cabins اطاق کوچک
cabin اطاق کوچک
beauty spots خال کوچک
beauty spot خال کوچک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com