English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (6 milliseconds)
English Persian
star cloud ابری ستارهای
star nebula ابری ستارهای
Other Matches
radials ستارهای
radial ستارهای
asteroidal ستارهای
astral ستارهای
pentacular ستارهای
starry ستارهای
siderial ستارهای
sidereal ستارهای
stellar embryos جنینهای ستارهای
radial form شکل ستارهای
pulsation ضربان ستارهای
pulsation تپش ستارهای
radial motor موتور ستارهای
star circuit مدار ستارهای
star network شبکه ستارهای
star connection اتصال ستارهای
star nebula سحابی ستارهای
star cloud سحابی ستارهای
aster گل ستارهای مینا
staller cluster خوشه ستارهای
sphery ستارهای شکل
interstellar بین ستارهای
planetary ستارهای نجومی
asteroids ستاره مانند ستارهای
interstaller hydrogn ئیدروژن بین- ستارهای
interstaller space فضای بین- ستارهای
interstellar dust غبار بین- ستارهای
interstellar gas گاز بین- ستارهای
interstellar matter ماده بین- ستارهای
asteroid ستاره مانند ستارهای
multistar network شبکه چند ستارهای
quasistellar objects اجرام شبه ستارهای
voltage to neutral ولتاژ اتصال ستارهای
open star cluster خوشه باز ستارهای
globular cluster خوشه ستارهای کروی
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
stellar inertial navigation ناوبری لختی ستارهای
five star افسر پنج ستارهای
interstellar خلاء بین- ستارهای
star thistle قنطوریون ستارهای گل توری
star grass هر نوع گیاه گل ستارهای
clouded ابری
acloud ابری
nebula ابری
nebulose ابری
nedula ابری
overcast ابری
heavies ابری
cloudy ابری
flossflower گل ابری
heavier ابری
heaviest ابری
nubilous ابری
reeky ابری
heavy ابری
heliacal ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
nova ستارهای که نور ان چندروزی زیاد شده و دوباره کم شود
planetary nebula ابری سیارهای
ring nebula ابری حلقوی
sponginess حالت ابری
veil nebula ابری پرده
tarantula nebula ابری طلاماهی
owl nebula ابری جعد
flecker ابری کردن
emission nebula ابری تشعشعی
dummbbell nebula ابری دمبل
dapple لکه ابری
crab nebula ابری خرچنگی
aquarius nebula ابری دلو
gloom ابری بودن
thick تیره ابری
thicker تیره ابری
thickest تیره ابری
horsehead nebula ابری سراسب
lagoon nebula ابری مرداب
orion nebula ابری جبار
obnubilate ابری کردن
nebulosity حالت ابری
to overcloud ابری شدن [هوشناسی]
horsehead nebula ابری کله اسبی
to cloud over ابری شدن [هوشناسی]
It is cloudy. هوا ابری است.
heavily overcast ابری متراکم [هواشناسی]
heavily overcast ابری پوشیده [ هواشناسی]
overcloud ابری یا تیره شدن
marbleize رنگ ابری کردن
lyraring nebula ابری حلقوی شلیاق
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
marbles رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
marble رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
emission nebula ابری نشری سحابی گسیلشی
On Thursday it will be variably cloudy [cloudy with sunny intervals] . پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
helmcloud ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
cloud design طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
groundhog day روز دوم فوریه که بعقیده عوام اگرافتابی باشدنشانه انستکه اززمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد نشانه اوایل بهار استwoodchuck
clouding ابری شدن سایه افکن شدن
cloud ابری شدن سایه افکن شدن
clouds ابری شدن سایه افکن شدن
cloud lattice design طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
mottle لکه لکه ابری
northen america nebula ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com