Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (7 milliseconds)
English
Persian
super cluster
ابر خوشه
Search result with all words
cluster
خوشه
cluster
جمع کردن خوشه کردن
cluster
خوشه مین خوشهای
cluster
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb
خوشه
cluster bomb
جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb
خوشه مین خوشهای
cluster bomb
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs
خوشه
cluster bombs
جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs
خوشه مین خوشهای
cluster bombs
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
clusters
خوشه
clusters
جمع کردن خوشه کردن
clusters
خوشه مین خوشهای
clusters
کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
glean
خوشه چینی کردن
gleaned
خوشه چینی کردن
gleans
خوشه چینی کردن
beard
خوشه
beards
خوشه
gleaning
خوشه چینی
bunch
خوشه
bunch
دسته کردن خوشه کردن
bunched
خوشه
bunched
دسته کردن خوشه کردن
bunches
خوشه
bunches
دسته کردن خوشه کردن
bunching
خوشه
bunching
دسته کردن خوشه کردن
gregarious
خوشه خوشه
clump
خوشه
clumped
خوشه
clumping
خوشه
clumps
خوشه
ear
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ear
خوشه دار یاگوشدار کردن
ear
خوشه زائده
ears
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ears
خوشه دار یاگوشدار کردن
ears
خوشه زائده
alpha virginis
سماک اعزال الفا- خوشه
botryoidal
دارای شکل خوشه انگور
botryoidal
شبیه خوشه انگور
clumpy
خوشه دار
eared
خوشه دار
eared
خوشه کرده سنبله دار
earing
خوشه بندی
foxtail
یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
galactic cluster
خوشه کهکشانی
gleaner
خوشه چین
gleanings
خوشه چینی کردن
globular cluster
خوشه کروی
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
glomerule
خوشه دسته
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
icker
خوشه ذرت
married failure
عمل نکردن خوشه اتصال مین
mealie
خوشه ذرت
mine mooring
خوشه مین
open cluster
خوشه باز
open star cluster
خوشه باز ستارهای
oval faced chaser punch
قلم خوشه
raceme
خوشه
racemiform
خوشه مانند
racemose
بشکل خوشه
rar
خوشه
sori
خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
spadix
خوشه گریبانه دار
spica
الفا- خوشه سماک اعزل
spicular
مانند خوشه کوچک
staller cluster
خوشه ستارهای
tucket
خوشه نرسیده ذرت هندی
tuffet
کلاله خوشه
vintager
خوشه چین
virginis
خوشه
virgo
خوشه
grouped
<adj.>
خوشه ای
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
grain head
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
grain ear
خوشه دانه
[گیاه شناسی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com