Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
brick workers tool
ابزار بنایی
Other Matches
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
brick work
بنایی
masonery
بنایی
masonry
بنایی
bricks
اجر بنایی
brick
اجر بنایی
plumb
شاغول بنایی
spatulas
ماله بنایی
masonry sand
ماسه بنایی
masonry dam
سد با مصالح بنایی
levels
تراز بنایی
leveled
تراز بنایی
levelled
تراز بنایی
mason's board
ماله بنایی
spatula
ماله بنایی
masonry weir
شادروان بنایی
brick trowel
ماله بنایی
level
تراز بنایی
builder level
تراز بنایی
masonry weir
بند بنایی وزنی
mason hammer
تیشه یا چکش بنایی
masonery bond
بست مصالح بنایی
uncoursed rubble masonery
بنایی سنگ لاشه در هم
mason's scaffold
چوب بست بنایی
chaines
[عناصر بنایی شبیه پایه]
stone work
ساختمان سنگی بنایی با سنگ
basket weave pattern
طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
embassies
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
embassy
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
tools
ابزار
devices
ابزار
locking device
ابزار
device
ابزار
implements
ابزار
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
folding rule
خط کش
[ابزار]
doodads
ابزار
doodad
ابزار
yardstick
خط کش
[ابزار]
instrumentation
ابزار
folding ruler
خط کش
[ابزار]
gadgets
ابزار
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
gadget
ابزار
yard stick
خط کش
[ابزار]
tool
ابزار
implement
ابزار
instrument
ابزار
hardware
ابزار
implemented
ابزار
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
implementing
ابزار
steelwork
ابزار پولادین
small tool
ابزار کوچک
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
calipers
قطرسنج
[ابزار]
precision tool
ابزار دقیق
planishing tool
ابزار پرداخت
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
skiving tool
ابزار تراش
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
workbox
جعبه ابزار
turning tool
ابزار تراشکاری
toolroom
اتاق ابزار
toolhouse
انبار ابزار
toolbox
جعبه ابزار
tool sharpener
ابزار چاق کن
tool set
دست ابزار
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
instrument panels
پهنهی ابزار
physical device
ابزار مادی
tax instrument
ابزار مالیاتی
tool holder
ابزار گیر
tool maker
ابزار ساز
tool maker
ابزار مند
instrument panels
پیشخوان ابزار
toll steel
فولاد ابزار
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
electric drills
دریل ها
[ابزار]
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
plier
انبردست
[ابزار]
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
drills
دریل ها
[ابزار]
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
putty knife
کارتک
[ابزار]
diamond-fret
ابزار لوزی
common round
ابزار فیتیله
bird's-break
ابزار رخ منقاری
bench
میز ابزار
astragulus
ابزار فیتیله ای
astragal
ابزار فیتیله ای
angle-roll
ابزار گرد
spackle knife
کارتک
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
boring machines
دریل ها
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
boring machine
دریل
[ابزار]
helve
دسته ابزار
knurled tool
ابزار آج دار
hawksbill
ابزار رخ منقاری
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
lifting device
ابزار بالا بر
control equipment
ابزار نظارت
groupware
ابزار گروهی
groupware
گروه ابزار
hand tool
ابزار دستی
centering tool
ابزار تمرکز
tool kits
جعبه ابزار
joiner's hardware
ابزار نجاری
tool kit
جعبه ابزار
tool boxes
جعبه ابزار
tool box
جعبه ابزار
knurled tool
ابزار اج کاری
head
دهنه ابزار
machine shop tool
ابزار ماشینی
cold heading tool
ابزار سردکار
gosseneck tool
ابزار دوخمی
hardware
سخت ابزار
credit instrument
ابزار اعتباری
machine tools
ابزار ماشینی
machine tool
ابزار ماشینی
furniture
ابزار اهنی
development tools
ابزار توسعه
firmware
استوار- ابزار
flexible drive tool
ابزار گردان
floating tool
ابزار متحرک
tool
ابزار کار
generating tool
ابزار تولید
bag
کیف ابزار
manipulandum
ابزار پاسخ
bumping tool
ابزار خم کاری
metal cutting tool
ماشین ابزار
milling cutter
ابزار فرزکاری
cloned
ابزار همزاد
lathe tool
ابزار تراش
assembly tools
ابزار مونتاژ
cloning
ابزار همگن
milling tool
ابزار فرزکاری
clones
ابزار همزاد
moulding templet
ابزار کشویی
clones
ابزار همگن
clone
ابزار همزاد
cloned
ابزار همگن
clone
ابزار همگن
bags
کیف ابزار
moulding plane
رنده ابزار
cloning
ابزار همزاد
operandum
ابزار پاسخ
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
means of production
ابزار تولید
back facing tool
ابزار صیقل کاری
screwdriver
پیچ گشتی
[ابزار]
beak-moulding
[ابزار مغزی آویزان]
turnscrew
پیچ گشتی
[ابزار]
screwdrivers
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
turnscrews
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
abrasive tool
ابزار برای سایش
acetylene torch
مشعل استیلن
[ابزار]
stock
دسته ابزار و اسلحه
adaptation kit
جعبه ابزار تطبیق
box section bed
جعبه ماشینهای ابزار
drip-mould
ابزار بند آبچکان
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
bush-hammered
ابزار سنگ تراشی
conge
[ابزار ربع گرد]
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
drill
دستگاه مته
[ابزار]
drilling machine
دستگاه مته
[ابزار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com