Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (13 milliseconds)
English
Persian
bumping tool
ابزار خم کاری
Search result with all words
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
bit
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bits
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
back facing tool
ابزار صیقل کاری
blow torch
چراغ لحیم کاری
[ابزار]
drilling tool
ابزار مته کاری
knurled tool
ابزار اج کاری
router
ابزار کنده کاری لیسه نجاری
baguet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
baguette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bagnette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
brick trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
bricklayer's trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
mason's trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
trowel
ماله گچ کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
Other Matches
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
folding rule
خط کش
[ابزار]
implemented
ابزار
gadgets
ابزار
gadget
ابزار
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
implementing
ابزار
yardstick
خط کش
[ابزار]
hardware
ابزار
implement
ابزار
instrument
ابزار
locking device
ابزار
tool
ابزار
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
doodads
ابزار
doodad
ابزار
tools
ابزار
folding ruler
خط کش
[ابزار]
device
ابزار
instrumentation
ابزار
devices
ابزار
yard stick
خط کش
[ابزار]
implements
ابزار
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
hardware
سخت ابزار
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
tool kit
جعبه ابزار
tool kits
جعبه ابزار
clones
ابزار همگن
diamond-fret
ابزار لوزی
common round
ابزار فیتیله
tool boxes
جعبه ابزار
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
tool box
جعبه ابزار
putty knife
کارتک
[ابزار]
astragal
ابزار فیتیله ای
boring machine
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
angle-roll
ابزار گرد
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
hawksbill
ابزار رخ منقاری
knurled tool
ابزار آج دار
helve
دسته ابزار
astragulus
ابزار فیتیله ای
tool
ابزار کار
bag
کیف ابزار
bench
میز ابزار
bird's-break
ابزار رخ منقاری
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
drills
دریل ها
[ابزار]
furniture
ابزار اهنی
electric drills
دریل ها
[ابزار]
machine tool
ابزار ماشینی
machine tools
ابزار ماشینی
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
spackle knife
کارتک
[ابزار]
boring machines
دریل ها
[ابزار]
calipers
قطرسنج
[ابزار]
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
physical device
ابزار مادی
firmware
استوار- ابزار
control equipment
ابزار نظارت
tool maker
ابزار مند
floating tool
ابزار متحرک
tool maker
ابزار ساز
tool holder
ابزار گیر
toll steel
فولاد ابزار
generating tool
ابزار تولید
gosseneck tool
ابزار دوخمی
groupware
ابزار گروهی
groupware
گروه ابزار
tool set
دست ابزار
tool sharpener
ابزار چاق کن
credit instrument
ابزار اعتباری
development tools
ابزار توسعه
workbox
جعبه ابزار
turning tool
ابزار تراشکاری
flexible drive tool
ابزار گردان
toolroom
اتاق ابزار
toolhouse
انبار ابزار
toolbox
جعبه ابزار
hand tool
ابزار دستی
milling cutter
ابزار فرزکاری
milling tool
ابزار فرزکاری
moulding plane
رنده ابزار
moulding templet
ابزار کشویی
precision tool
ابزار دقیق
plier
انبردست
[ابزار]
planishing tool
ابزار پرداخت
lifting device
ابزار بالا بر
metal cutting tool
ماشین ابزار
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
tax instrument
ابزار مالیاتی
steelwork
ابزار پولادین
small tool
ابزار کوچک
skiving tool
ابزار تراش
joiner's hardware
ابزار نجاری
lathe tool
ابزار تراش
machine shop tool
ابزار ماشینی
manipulandum
ابزار پاسخ
operandum
ابزار پاسخ
means of production
ابزار تولید
bags
کیف ابزار
head
دهنه ابزار
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
cold heading tool
ابزار سردکار
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
centering tool
ابزار تمرکز
cloned
ابزار همگن
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
clone
ابزار همزاد
clone
ابزار همگن
cloning
ابزار همزاد
assembly tools
ابزار مونتاژ
brick workers tool
ابزار بنایی
cloning
ابزار همگن
instrument panels
پهنهی ابزار
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
cloned
ابزار همزاد
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
instrument panels
پیشخوان ابزار
clones
ابزار همزاد
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
lay out tool
ابزار صفحه ارایی
hot working die
ابزار عملیات حرارتی
gaskets
نوعی ابزار مخصوص
screwdrivers
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
gasket
نوعی ابزار مخصوص
bale breaker
ابزار عدل بازکن
turnscrews
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
folding rulers
خط کش های جیبی
[ابزار]
software tool
ابزار نرم افزار
torch bearer
مشعل دار
[ابزار]
beak-moulding
[ابزار مغزی آویزان]
program development tools
ابزار توسعه برنامه
portable electric tool
ابزار الکتریکی دستی
policy instrument
ابزار اجرای سیاست
plumber's tool
ابزار لوله کشی
conge
[ابزار ربع گرد]
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
Egyptian gorge
ابزار گچ بری مصری
acetylene torch
مشعل استیلن
[ابزار]
edge-roll
ابزار سه ربع گرد
drip-mould
ابزار بند آبچکان
precision engineering
مهندسی ابزار دقیق
precision engineering
تکنیک ابزار دقیق
tools of fiscal policy
ابزار سیاست مالی
pocket rules
خط کش های جیبی
[ابزار]
bush-hammered
ابزار سنگ تراشی
machinist tool
ابزار تعمیرکار اتومبیل
pocket rules
خط کش های تاشو
[ابزار]
folding rulers
خط کش های تاشو
[ابزار]
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
abrasive tool
ابزار برای سایش
molder's tool
ابزار قالب گیری
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
toolhead
ابزار نگهدار اتومبیل
calking mallet
ابزار زفت برداری
tool set
دست ابزار تعمیروسایل
boring machine
دستگاه مته
[ابزار]
drilling machine
دستگاه مته
[ابزار]
drill
دستگاه مته
[ابزار]
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
boring machine
مته برقی
[ابزار]
common tool set
دست ابزار عمومی
drilling machine
مته برقی
[ابزار]
combination toolholder
ابزار نگهدار چندگانه
contractors tool
ابزار حرفه ساختمان
drill
مته برقی
[ابزار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com