English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
moulding templet ابزار کشویی
Other Matches
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
slide in کشویی
gate valve شیر کشویی
expansion table میز کشویی
jarred میله کشویی
sash window پنجره کشویی
jars میله کشویی
sash windows پنجره کشویی
elevated antenna انتن کشویی
jar میله کشویی
slide valve دریچه کشویی
sliding caisson صندوقه کشویی
push & pull switch کلید کشویی
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
sliding form قالب بندی کشویی
portcullises محجر یانرده کشویی
portcullis محجر یانرده کشویی
skidding door rail ریل زیر در کشویی
sliding sluices دریچه کشویی مستغرق
blank holder ورق یا صفحه نگهدار کشویی
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
attic ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
attic ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
locking device ابزار
tools ابزار
tool ابزار
device ابزار
devices ابزار
implements ابزار
implementing ابزار
hardware ابزار
carpenter's rule خط کش [ابزار]
folding meter stick خط کش [ابزار]
doodads ابزار
double meter stick [American] خط کش [ابزار]
doodad ابزار
folding rule خط کش [ابزار]
yardstick خط کش [ابزار]
folding ruler خط کش [ابزار]
instrument ابزار
implemented ابزار
implement ابزار
instrumentation ابزار
yard stick خط کش [ابزار]
gadgets ابزار
gadget ابزار
calliper [British] کولیس [ابزار]
electric drills دریل ها [ابزار]
instrument panels پیشخوان ابزار
physical device ابزار مادی
calipers کولیس [ابزار]
vernier caliper کولیس [ابزار]
sliding caliper قطرسنج [ابزار]
calliper [British] قطرسنج [ابزار]
calipers قطرسنج [ابزار]
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
vernier calliper [British] کولیس [ابزار]
sliding caliper کولیس [ابزار]
vernier caliper قطرسنج [ابزار]
vernier calliper [British] قطرسنج [ابزار]
instrument panels پهنهی ابزار
tool holder ابزار گیر
toll steel فولاد ابزار
tax instrument ابزار مالیاتی
steelwork ابزار پولادین
small tool ابزار کوچک
plier انبردست [ابزار]
tool maker ابزار ساز
tool maker ابزار مند
tool set دست ابزار
fishing tackle ابزار ماهیگیری
workbox جعبه ابزار
turning tool ابزار تراشکاری
toolroom اتاق ابزار
toolhouse انبار ابزار
skiving tool ابزار تراش
toolbox جعبه ابزار
tool sharpener ابزار چاق کن
precision tool ابزار دقیق
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
drills دریل ها [ابزار]
drilling machines دریل ها [ابزار]
boring machines دریل ها [ابزار]
electric drill دریل [ابزار]
drill دریل [ابزار]
drilling machine دریل [ابزار]
helve دسته ابزار
knurled tool ابزار آج دار
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
hawksbill ابزار رخ منقاری
hawksbeak ابزار رخ منقاری
lifting device ابزار بالا بر
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
astragulus ابزار فیتیله ای
astragal ابزار فیتیله ای
angle-roll ابزار گرد
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
boring machine دریل [ابزار]
spatula [American] ] کارتک [ابزار]
scraper [British کارتک [ابزار]
spackle knife کارتک [ابزار]
putty knife کارتک [ابزار]
diamond-fret ابزار لوزی
common round ابزار فیتیله
bird's-break ابزار رخ منقاری
bench میز ابزار
hand tool ابزار دستی
centering tool ابزار تمرکز
hardware سخت ابزار
tool kits جعبه ابزار
tool kit جعبه ابزار
joiner's hardware ابزار نجاری
knurled tool ابزار اج کاری
bumping tool ابزار خم کاری
lathe tool ابزار تراش
tool boxes جعبه ابزار
tool box جعبه ابزار
machine shop tool ابزار ماشینی
cold heading tool ابزار سردکار
groupware گروه ابزار
groupware ابزار گروهی
machine tools ابزار ماشینی
control equipment ابزار نظارت
credit instrument ابزار اعتباری
machine tool ابزار ماشینی
furniture ابزار اهنی
firmware استوار- ابزار
tool ابزار کار
bag کیف ابزار
flexible drive tool ابزار گردان
floating tool ابزار متحرک
generating tool ابزار تولید
gosseneck tool ابزار دوخمی
brick workers tool ابزار بنایی
manipulandum ابزار پاسخ
moulding plane رنده ابزار
bags کیف ابزار
milling cutter ابزار فرزکاری
clone ابزار همگن
assembly tools ابزار مونتاژ
head دهنه ابزار
clone ابزار همزاد
milling tool ابزار فرزکاری
clones ابزار همزاد
clones ابزار همگن
planishing tool ابزار پرداخت
cloned ابزار همزاد
cloning ابزار همگن
cloned ابزار همگن
metal cutting tool ماشین ابزار
operandum ابزار پاسخ
cloning ابزار همزاد
metal cutting فلزبری [ابزار]
development tools ابزار توسعه
means of production ابزار تولید
stock دسته ابزار و اسلحه
adaptation kit جعبه ابزار تطبیق
bale breaker ابزار عدل بازکن
screwdrivers پیچ گوشتی ها [ابزار]
turnscrews پیچ گوشتی ها [ابزار]
gaskets نوعی ابزار مخصوص
acetylene torch مشعل استیلن [ابزار]
back facing tool ابزار صیقل کاری
abrasive tool ابزار برای سایش
turnscrew پیچ گشتی [ابزار]
contractors tool ابزار حرفه ساختمان
boring machine مته برقی [ابزار]
drip-cap [ابزار بند دماغه آب]
bush-hammered ابزار سنگ تراشی
electric drill دستگاه مته [ابزار]
drill دستگاه مته [ابزار]
drilling machine دستگاه مته [ابزار]
boring machine دستگاه مته [ابزار]
drip-mould ابزار بند آبچکان
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
Egyptian gorge ابزار گچ بری مصری
common tool set دست ابزار عمومی
combination toolholder ابزار نگهدار چندگانه
edge-roll ابزار سه ربع گرد
calking mallet ابزار زفت برداری
electric drill مته برقی [ابزار]
drill مته برقی [ابزار]
drilling machine مته برقی [ابزار]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com