Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
Egyptian gorge
ابزار گچ بری مصری
Other Matches
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
egyptian
مصری
hamite
مصری
egyptianize
مصری
sacred ibis
لک لک مصری
dyeweed
مینای مصری
hyssop
زوفای مصری
wild parsmip
شقاقل مصری
sycamore
انجیر مصری
sycamores
انجیر مصری
Egyptian cotton
پنبه مصری
galingale
خولنجان مصری
balsam oil
روغن مصری
iceneumon
موش مصری
pontic bean
باقلای مصری
sistrum
عود مصری
pyracantha
خار مصری
Egyptian architecture
معماری مصری
egyptian architecture
معماری مصری
neophron
کرکس سفید مصری
sothic year
سال خورشیدی مصری
maco
پنبه درجه یک مصری
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
galanga
خولنجان مصری ریشه جوز
hermetic
وابسته به هرمس مصری کیمیایی
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
lotus
[نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
yard stick
خط کش
[ابزار]
tool
ابزار
folding ruler
خط کش
[ابزار]
instrumentation
ابزار
gadgets
ابزار
locking device
ابزار
gadget
ابزار
doodads
ابزار
devices
ابزار
device
ابزار
tools
ابزار
doodad
ابزار
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
hardware
ابزار
folding rule
خط کش
[ابزار]
yardstick
خط کش
[ابزار]
implement
ابزار
implemented
ابزار
implementing
ابزار
implements
ابزار
instrument
ابزار
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
precision tool
ابزار دقیق
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
physical device
ابزار مادی
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
calipers
قطرسنج
[ابزار]
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
turning tool
ابزار تراشکاری
toolroom
اتاق ابزار
toolhouse
انبار ابزار
toolbox
جعبه ابزار
small tool
ابزار کوچک
tool set
دست ابزار
tool maker
ابزار مند
tool sharpener
ابزار چاق کن
workbox
جعبه ابزار
skiving tool
ابزار تراش
steelwork
ابزار پولادین
tax instrument
ابزار مالیاتی
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
toll steel
فولاد ابزار
instrument panels
پیشخوان ابزار
tool holder
ابزار گیر
instrument panels
پهنهی ابزار
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
tool maker
ابزار ساز
lifting device
ابزار بالا بر
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
electric drills
دریل ها
[ابزار]
drills
دریل ها
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
plier
انبردست
[ابزار]
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
boring machines
دریل ها
[ابزار]
diamond-fret
ابزار لوزی
common round
ابزار فیتیله
bird's-break
ابزار رخ منقاری
bench
میز ابزار
astragulus
ابزار فیتیله ای
astragal
ابزار فیتیله ای
angle-roll
ابزار گرد
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
putty knife
کارتک
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
boring machine
دریل
[ابزار]
helve
دسته ابزار
knurled tool
ابزار آج دار
hawksbill
ابزار رخ منقاری
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
spackle knife
کارتک
[ابزار]
control equipment
ابزار نظارت
groupware
ابزار گروهی
groupware
گروه ابزار
hand tool
ابزار دستی
bumping tool
ابزار خم کاری
tool kits
جعبه ابزار
tool kit
جعبه ابزار
tool boxes
جعبه ابزار
tool box
جعبه ابزار
joiner's hardware
ابزار نجاری
head
دهنه ابزار
knurled tool
ابزار اج کاری
lathe tool
ابزار تراش
machine shop tool
ابزار ماشینی
centering tool
ابزار تمرکز
cold heading tool
ابزار سردکار
machine tools
ابزار ماشینی
credit instrument
ابزار اعتباری
machine tool
ابزار ماشینی
furniture
ابزار اهنی
firmware
استوار- ابزار
development tools
ابزار توسعه
bag
کیف ابزار
flexible drive tool
ابزار گردان
floating tool
ابزار متحرک
tool
ابزار کار
hardware
سخت ابزار
generating tool
ابزار تولید
gosseneck tool
ابزار دوخمی
brick workers tool
ابزار بنایی
clone
ابزار همگن
milling cutter
ابزار فرزکاری
clone
ابزار همزاد
planishing tool
ابزار پرداخت
clones
ابزار همگن
metal cutting tool
ماشین ابزار
assembly tools
ابزار مونتاژ
bags
کیف ابزار
cloned
ابزار همزاد
cloned
ابزار همگن
moulding templet
ابزار کشویی
moulding plane
رنده ابزار
clones
ابزار همزاد
operandum
ابزار پاسخ
milling tool
ابزار فرزکاری
manipulandum
ابزار پاسخ
means of production
ابزار تولید
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
cloning
ابزار همزاد
cloning
ابزار همگن
turnscrew
پیچ گشتی
[ابزار]
back facing tool
ابزار صیقل کاری
screwdriver
پیچ گشتی
[ابزار]
stock
دسته ابزار و اسلحه
screwdrivers
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
abrasive tool
ابزار برای سایش
acetylene torch
مشعل استیلن
[ابزار]
adaptation kit
جعبه ابزار تطبیق
turnscrews
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
gaskets
نوعی ابزار مخصوص
beak-moulding
[ابزار مغزی آویزان]
bush-hammered
ابزار سنگ تراشی
drip-mould
ابزار بند آبچکان
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
drill
دستگاه مته
[ابزار]
drilling machine
دستگاه مته
[ابزار]
boring machine
دستگاه مته
[ابزار]
boring machine
مته برقی
[ابزار]
edge-roll
ابزار سه ربع گرد
drilling machine
مته برقی
[ابزار]
bale breaker
ابزار عدل بازکن
combination toolholder
ابزار نگهدار چندگانه
box section bed
جعبه ماشینهای ابزار
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
calking mallet
ابزار زفت برداری
folding rulers
خط کش های تاشو
[ابزار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com