English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
tool holder ابزار گیر
Search result with all words
bag کیف ابزار
bags کیف ابزار
gadget ابزار
gadgets ابزار
cable ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
cabled ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
clone ابزار همگن
clone ابزار همزاد
cloned ابزار همگن
cloned ابزار همزاد
clones ابزار همگن
clones ابزار همزاد
cloning ابزار همگن
cloning ابزار همزاد
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
socialism مالکیت اجتماعی ابزار تولید
instrumentation ابزار
head دهنه ابزار
maintenance ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند
doodad ابزار
doodads ابزار
tool box جعبه ابزار
tool boxes جعبه ابزار
tool kit جعبه ابزار
tool kits جعبه ابزار
cat استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
hardware سخت ابزار
hardware ابزار
interactive ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
instrument ابزار
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
implement ابزار
implemented ابزار
implementing ابزار
implements ابزار
communism کمونیسم نظام اقتصادی مبتنی براندیشههای مارکسیستی که مالکیت و ابزار تولید عمومی و در کنترل دولت قرار دارد
tools ابزار
tool ابزار
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
tool ابزار کار
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
firmware RO قرار داده شده است ابزار استوار
firmware استوار- ابزار
furniture ابزار اهنی
machine tool ابزار ماشینی
machine tools ابزار ماشینی
gasket نوعی ابزار مخصوص
gaskets نوعی ابزار مخصوص
device ابزار
devices ابزار
bit تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bits تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
gear ابزار وسایل لباس مخصوص
geared ابزار وسایل لباس مخصوص
gears ابزار وسایل لباس مخصوص
selection نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
selections نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
abrasive tool ابزار برای سایش
acetylene torch مشعل استیلن [ابزار]
adaptation kit جعبه ابزار تطبیق
airbrush یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
annular وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
assembly tools ابزار مونتاژ
back facing tool ابزار صیقل کاری
blow torch چراغ لحیم کاری [ابزار]
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
brazing torch مشعل زرد جوش [ابزار]
brick workers tool ابزار بنایی
bumping tool ابزار خم کاری
calendar program ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
calendar program ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
calking mallet ابزار زفت برداری
centering tool ابزار تمرکز
chest set جعبه ابزار سینه بند
cold heading tool ابزار سردکار
combination toolholder ابزار نگهدار چندگانه
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
common tool set دست ابزار عمومی
common tool set دست ابزار جنرال مکانیک
contractors tool ابزار حرفه ساختمان
control equipment ابزار نظارت
control equipment ابزار وارسی ابزار پایش
control panel device ابزار تابلوی کنترل
course ware نام برنامههای اموزشی کامپیوتر دوره ابزار
credit instrument ابزار اعتباری
cutting torch مشعل برش دهنده [ابزار]
cutting torch مشعل قطع کننده [ابزار]
DEFRAG در DOS-MS ابزار از حالت پراکندگی در آوردن در DOS-MS
defragmentation ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
development tools ابزار توسعه
drawing tools مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
Other Matches
locking device ابزار
carpenter's rule خط کش [ابزار]
double meter stick [American] خط کش [ابزار]
folding ruler خط کش [ابزار]
yard stick خط کش [ابزار]
yardstick خط کش [ابزار]
folding meter stick خط کش [ابزار]
folding rule خط کش [ابزار]
physical device ابزار مادی
vernier calliper [British] کولیس [ابزار]
sliding caliper کولیس [ابزار]
vernier caliper کولیس [ابزار]
electric drills دریل ها [ابزار]
calipers کولیس [ابزار]
milling tool ابزار فرزکاری
calipers قطرسنج [ابزار]
angle-roll ابزار گرد
vernier calliper [British] قطرسنج [ابزار]
sliding caliper قطرسنج [ابزار]
vernier caliper قطرسنج [ابزار]
calliper [British] قطرسنج [ابزار]
moulding plane رنده ابزار
steelwork ابزار پولادین
tax instrument ابزار مالیاتی
toll steel فولاد ابزار
skiving tool ابزار تراش
toolbox جعبه ابزار
tool set دست ابزار
tool maker ابزار مند
small tool ابزار کوچک
calliper [British] کولیس [ابزار]
toolhouse انبار ابزار
instrument panels پیشخوان ابزار
instrument panels پهنهی ابزار
fishing tackle ابزار ماهیگیری
workbox جعبه ابزار
turning tool ابزار تراشکاری
toolroom اتاق ابزار
moulding templet ابزار کشویی
tool sharpener ابزار چاق کن
planishing tool ابزار پرداخت
precision tool ابزار دقیق
tool maker ابزار ساز
astragal ابزار فیتیله ای
folding ruler خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
folding metre stick [British] خط کش جیبی [ابزار]
folding meter stick [American] خط کش جیبی [ابزار]
folding yardstick [metric] خط کش تاشو [ابزار]
carpenter's rule خط کش تاشو [ابزار]
plier انبردست [ابزار]
yard stick خط کش تاشو [ابزار]
yardstick خط کش تاشو [ابزار]
folding rule خط کش تاشو [ابزار]
folding meter stick خط کش تاشو [ابزار]
double meter stick [American] خط کش تاشو [ابزار]
drills دریل ها [ابزار]
drilling machines دریل ها [ابزار]
lifting device ابزار بالا بر
spatula [American] ] کارتک [ابزار]
scraper [British کارتک [ابزار]
spackle knife کارتک [ابزار]
putty knife کارتک [ابزار]
diamond-fret ابزار لوزی
common round ابزار فیتیله
bird's-break ابزار رخ منقاری
bench میز ابزار
hawksbeak ابزار رخ منقاری
hawksbill ابزار رخ منقاری
boring machines دریل ها [ابزار]
electric drill دریل [ابزار]
folding ruler خط کش جیبی [ابزار]
drill دریل [ابزار]
drilling machine دریل [ابزار]
boring machine دریل [ابزار]
helve دسته ابزار
knurled tool ابزار آج دار
astragulus ابزار فیتیله ای
milling cutter ابزار فرزکاری
generating tool ابزار تولید
gosseneck tool ابزار دوخمی
groupware گروه ابزار
hand tool ابزار دستی
joiner's hardware ابزار نجاری
floating tool ابزار متحرک
flexible drive tool ابزار گردان
knurled tool ابزار اج کاری
lathe tool ابزار تراش
metal cutting tool ماشین ابزار
manipulandum ابزار پاسخ
operandum ابزار پاسخ
metal cutting فلزبری [ابزار]
means of production ابزار تولید
groupware ابزار گروهی
machine shop tool ابزار ماشینی
stock دسته ابزار و اسلحه
Egyptian gorge ابزار گچ بری مصری
turnscrew پیچ گشتی [ابزار]
edge-roll ابزار سه ربع گرد
screwdriver پیچ گشتی [ابزار]
screwdriver پیچ گوشتی [ابزار]
turnscrew پیچ گوشتی [ابزار]
drilling machine مته برقی [ابزار]
screwdrivers پیچ گوشتی ها [ابزار]
turnscrews پیچ گوشتی ها [ابزار]
drill مته برقی [ابزار]
boring machine دستگاه مته [ابزار]
boring machine مته برقی [ابزار]
beak-moulding [ابزار مغزی آویزان]
bush-hammered ابزار سنگ تراشی
electric drill دستگاه مته [ابزار]
electric drill مته برقی [ابزار]
conge [ابزار ربع گرد]
bale breaker ابزار عدل بازکن
folding rulers خط کش های تاشو [ابزار]
drip-mould ابزار بند آبچکان
drip-cap [ابزار بند دماغه آب]
drill دستگاه مته [ابزار]
drilling machine دستگاه مته [ابزار]
plumber's tool ابزار لوله کشی
machinist tool ابزار تعمیرکار اتومبیل
grooving tool ابزار کام کنی
tools of fiscal policy ابزار سیاست مالی
tools of monetary policy ابزار سیاست پولی
program development tools ابزار توسعه برنامه
plain carbon tool steel فولاد ابزار غیرالیاژی
ballcock سیفون و ابزار متصل به آن
ballcocks سیفون و ابزار متصل به آن
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
toolhead ابزار نگهدار اتومبیل
hot working die ابزار عملیات حرارتی
policy instrument ابزار اجرای سیاست
portable electric tool ابزار الکتریکی دستی
precision engineering مهندسی ابزار دقیق
software tool ابزار نرم افزار
precision engineering تکنیک ابزار دقیق
torch bearer مشعل دار [ابزار]
templet کشو ابزار زنی
lay out tool ابزار صفحه ارایی
tool set دست ابزار تعمیروسایل
cutting guide راهنمای برش [ابزار]
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
folding rulers خط کش های جیبی [ابزار]
metal cutting saw اره فلزی [ابزار]
drilling tool ابزار مته کاری
molder's tool ابزار قالب گیری
wheel barrow فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
wheel barrow فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
weheelbarrow فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
barrow [wheelbarrow] فرقون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
barrow [wheelbarrow] فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
shovel بیل [ابزار] [ساخت و ساختمان]
weheelbarrow فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
boring machines دستگاه های مته [ابزار]
electric drills مته های برقی [ابزار]
drilling machines دستگاه های مته [ابزار]
drills دستگاه های مته [ابزار]
electric drills دستگاه های مته [ابزار]
boring machines مته های برقی [ابزار]
drilling machines مته های برقی [ابزار]
drills مته های برقی [ابزار]
metal cutting machine tool ماشین ابزار براده برداری
screwdriver آچار پیچ گوشتی [ابزار]
turnscrew آچار پیچ گوشتی [ابزار]
astragulum Lesbium آذین با ابزار دانه تسبیحی
baguet [ابزار برجسته کاری کوچک]
baguette [ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet [ابزار برجسته کاری کوچک]
bagnette [ابزار برجسته کاری کوچک]
motor tool ابزار و وسایل تعمیر اتومبیل
platen میز کار ماشین ابزار
retool مجددا با ابزار تجهیز کردن
super high speed tool steel فولاد ابزار بر فوق تند بر
tongue width عرض دهانه وسیله یا ابزار
wood cutting saw اره چوب بری [ابزار]
IUD مخفف ابزار درون زهدانی
IUDs مخفف ابزار درون زهدانی
cutting nozzle دهانه لوله برش [ابزار]
double ressaunt [ابزار بند با دو فیتیله وارونه]
plumb bob شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plumbline شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
plummet شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
trimming tool ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
folding rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
turnscrews آچار های پیچ گوشتی [ابزار]
screwdrivers آچار های پیچ گوشتی [ابزار]
trowel ماله گچ کاری [ابزار] [ساخت و ساختمان]
ball-flower [ابزار تزئینی به سبک گوتیک ثانوی]
carpenter's rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
double meter stick [American] متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
double cone [ابزار بند رومی مخروطی شکل]
folding meter stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding ruler متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
yardstick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
router ابزار کنده کاری لیسه نجاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com