Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (8 milliseconds)
English
Persian
ground water
ابهای زیرزمینی
Search result with all words
hydrogeology
بررسی ابهای زیرزمینی
intrapermafrost water
ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
suprapermafrost
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
Other Matches
mean sea level
سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
contiguous zone
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
cut out
وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
spill water
ابهای اضافی
surplus water
ابهای مازاد
inshore water
ابهای ساحلی
upwellings
ابهای بالارود
surplus water
ابهای اضافی
territorial waters
ابهای ساحلی
hydrology
بررسی ابهای سطحی
lentic
وابسته به ابهای راکد
high seas
ابهای بین المللی
table waters
ابهای معدنی سر سفره
high seas
ابهای برون مرزی
overflow
ابهای اضافی لبریزی
overflowed
ابهای اضافی لبریزی
overflows
ابهای اضافی لبریزی
groundwater
ابهای زیر زمینی
tail drain
نهرچه ابهای مازاد
inland rules
مقررات حرکت در ابهای داخلی
water tables
سطح ابهای زیر زمین
water table
سطح ابهای زیر زمین
coastel low
قوانین مربوط به ابهای ساحلی
littoral law
قوانین مربوط به ابهای ساحلی
balneology
مبحث استحمام در ابهای گرم
lentic
زیست کننده در ابهای راکد
piloting
ناوبری در کنار ابهای ساحلی
hydrography
نقشه برداری از ابهای روی زمین
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
hydro statics
علم شار وموازنه ابهای ساکن
hydrology
گفتار درچگونگی ابهای روی زمین
halophile
موجوداتی که درمحیط یا ابهای شور زندگی میکنند
hydrothermal
وابسته به عمل ابهای گرم درپوسته زمین
salinometer
الت تعیین مقدار نمک در ابهای شور
dumb well
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
ground water
اب زیرزمینی
subsurface ice
یخ زیرزمینی
subsurface water
اب زیرزمینی
cellar
زیرزمینی
subterranean
زیرزمینی
underground water
اب زیرزمینی
cellars
زیرزمینی
underground
زیرزمینی
underground cable
کابل زیرزمینی
kobold
غول زیرزمینی
underground furnace
کوره زیرزمینی
underground mine
معدم زیرزمینی
underdrain
زهکش زیرزمینی
under ground working
استخراج زیرزمینی
under ground mining
استخراج زیرزمینی
subsoil irrigation
ابیاری زیرزمینی
subsoil drainage
زهکشی زیرزمینی
subbing
ابیاری زیرزمینی
mattamore
انبار زیرزمینی
under ground survey
برداشت زیرزمینی
ground water trench
بریدگی اب زیرزمینی
ground water table
سفره اب زیرزمینی
mine
راه زیرزمینی
underground
شبکه زیرزمینی
grottos
غار زیرزمینی
grottoes
غار زیرزمینی
grotto
غار زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
caverns
حفره زیرزمینی
cavern
حفره زیرزمینی
burrows
سوراخ زیرزمینی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
burrowed
سوراخ زیرزمینی
burrow
سوراخ زیرزمینی
mines
راه زیرزمینی
mined
راه زیرزمینی
tunneled
دالان زیرزمینی
earth house
خانه زیرزمینی
dug out
پناهگاه زیرزمینی
camouflet
حفره زیرزمینی
fixed ground water
اب زیرزمینی ماندگار
ground water basin
حوزه اب زیرزمینی
ground water runoff
جریان زیرزمینی
ground water storage
اب انباشت زیرزمینی
ground water table
سطح اب زیرزمینی
kanat
کانالهای زه کشی زیرزمینی
under ground
راه اهن زیرزمینی
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
metros
راه آهن زیرزمینی
hypogeum
قسمت زیرزمینی بنا
fluctutaion of water table
نوسان سفره اب زیرزمینی
underground railway
راه اهن زیرزمینی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
rhizmatous
دارای ساقه زیرزمینی
underground
راه اهن زیرزمینی
metro
راه آهن زیرزمینی
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
culvert
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
culverts
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
dowse
پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system
شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
observation pipe
لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
junction well
چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
earths
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earth
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com