English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
primeral borth ابگوشت اولیه
Other Matches
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
sops ابگوشت
bouillon ابگوشت
soup ابگوشت
soups ابگوشت
bree ابگوشت
brewis ابگوشت
gravy ابگوشت
broth ابگوشت
gippo ابگوشت
sop ابگوشت
cullis ابگوشت
stewpan ابگوشت پز
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
consomme ابگوشت غلیظ
potage ابگوشت غلیظ
soupy شبیه ابگوشت
chowder نوعی ابگوشت
slops ابگوشت پرازاب
gravy soup ابگوشت تنقاب
gumbo ابگوشت بامیه
stewpan فرف ابگوشت پزی
julienne ابگوشت سبزیجات بریده شده
madrilene ابگوشت غلیظ گوجه فرنگی
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
bisk ابگوشت یا اشی که ازگوشت پرنده ومیگو
borscht نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borsch نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
elementary اولیه
primal اولیه
primary اولیه
dispersion اولیه
fundamental اولیه
primeval اولیه
first generation اولیه
preliminaries اولیه
rudimentary اولیه
primitive اولیه
initialled اولیه
preliminary اولیه
initialling اولیه
earliest اولیه
early اولیه
initial اولیه
initialed اولیه
initialing اولیه
initials اولیه
basics اولیه
raw اولیه
basic اولیه
input attenuation دمفونگ اولیه
input capacitance فرفیت اولیه
input circuit مدار اولیه
input signal سیگنال اولیه
input data دادههای اولیه
input current جریان اولیه
input coordinate مختصات اولیه
input coupling تزویج اولیه
primary emission صدور اولیه
primary electron الکترون اولیه
basic size اندازه اولیه
initialize مقداردهی اولیه
input tape نوار اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
basic requisition number درخواست اولیه
input stage طبقه اولیه
input attenuation میرائی اولیه
input diode دیود اولیه
basic data اطلاعات اولیه
input noise پارازیت اولیه
basic branch رسته اولیه
primary products محصولات اولیه
embryonic نارس اولیه
primary storage حافظه اولیه
primary standard استاندارد اولیه
Aborigine ساکن اولیه
input reactance راکتانس اولیه
input information اطلاعات اولیه
input gap فاصله اولیه
input drift رانش اولیه
input electrode الکترود اولیه
base loading بار اولیه
first cost هزینه اولیه
primary industries صنایع اولیه
input frequency فرکانس اولیه
primary inputs دادههای اولیه
primary inputs نهادههای اولیه
input function تابع اولیه
primary storage انباره اولیه
primery voltage ولتاژ اولیه
incunabula مراحل اولیه
initial acceleration شتاب اولیه
pre assembly نصب اولیه
initial capital سرمایه اولیه
opening capital سرمایه اولیه
initial condition شرایط اولیه
initial condition شرط اولیه
initial cost هزینه اولیه
input translator مترجم اولیه
drawing key طرح اولیه
elementary cell پیل اولیه
first notions تصورات اولیه
input voltage ولتاژ اولیه
input unit واحد اولیه
first cause علت اولیه
first aids کمکهای اولیه
input terminal ترمینال اولیه
feed stock مواد اولیه
i.c. حالت اولیه
pre load بار اولیه
cogging train مسیر اولیه
pre loading بارگیری اولیه
basic standard استاندارد اولیه
input speed سرعت اولیه
input capacitor خازن اولیه
initial strength استحکام اولیه
input time زمان اولیه
initial speed سرعت اولیه
initial value مقدار اولیه
initial velocity سرعت اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
initial reserves ذخایر اولیه
historical costs هزینه اولیه
preliminiary work کار اولیه
prereduction کاهش اولیه
primary body جسم اولیه
primary center مرکز اولیه
primary cognizance شناختهای اولیه
initial level سطح اولیه
initial mass جرم اولیه
breaking down train راه اولیه
initial point نقطه اولیه
basic speed سرعت اولیه
primitive element عنصر اولیه
integral تابع اولیه
raw statistics امارهای اولیه
roughed slab برامن اولیه
rudiment اولیه ابتدایی
self aid کمکهای اولیه
velocities سرعت اولیه
velocity سرعت اولیه
parent یکان اولیه
raw products محصولات اولیه
layouts طرح اولیه
primes نخستین اولیه
primogenitors اجداد اولیه
priority processing پردازش اولیه
layout طرح اولیه
proto galaxy کهکشان اولیه
proto planets سیارههای اولیه
radix سرچشمه اولیه
raw data دادههای اولیه
stocked ماده اولیه
stocked ذخیره اولیه
frame agreement توافق اولیه
basic agreement توافق اولیه
archetypes نمونه اولیه
archetype نمونه اولیه
scheme طرح اولیه
prototype نمونه اولیه
master agreement توافق اولیه
skeleton agreement توافق اولیه
stock ماده اولیه
stock ذخیره اولیه
blueprints طرح اولیه
blueprint طرح اولیه
outline agreement توافق اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . ما یه اولیه از من کار از تو
prototypes نمونه اولیه
primery terminal ترمینال اولیه
primery coil پیچک اولیه
first aid کمکهای اولیه
primed نخستین اولیه
primary structure ساختمان اولیه
primary track شیار اولیه
raw materials مواد اولیه
primery citcuit مدار اولیه
stuffs ماده اولیه
stuffed ماده اولیه
stuff ماده اولیه
base rates ارزش اولیه
base rate ارزش اولیه
prime cost ارزش اولیه
primery battery باطری اولیه
prime نخستین اولیه
input توان اولیه
input سیگنال اولیه
primery current جریان اولیه
prime costs هزینههای اولیه
originals نسخه اولیه
inputted توان اولیه
inputted سیگنال اولیه
original نسخه اولیه
primery obligation تعهدات اولیه
primitive انسان اولیه
recoveries برگشت به حالت اولیه
input pair of terminals زوج ترمینالهای اولیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com