English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (9 milliseconds)
English Persian
silver plate اب نقره
silvering اب نقره
Search result with all words
silverware فروف نقره
silverware نقره الات
silvery نقره فام
silversmith نقره ساز
silversmith نقره کار
silversmiths نقره ساز
silversmiths نقره کار
silverfish انواع ماهیان نقره فام
sodium فلز نرم ومومی شکل نقره فام
drachma پول نقره یونان باستان
drachmae پول نقره یونان باستان
drachmas پول نقره یونان باستان
rupee واحد پول نقره هندوستان
rupees واحد پول نقره هندوستان
galvanised با برق اب طلا یا نقره دادن به
galvanises با برق اب طلا یا نقره دادن به
galvanising با برق اب طلا یا نقره دادن به
galvanize با برق اب طلا یا نقره دادن به
galvanizes با برق اب طلا یا نقره دادن به
vase گلدان نقره وغیره
vases گلدان نقره وغیره
bullion شمش طلا و نقره
plating اب نقره یااب طلا روکش کاری
bonanza رگه بزرگ طلا یا نقره
bonanzas رگه بزرگ طلا یا نقره
silver نقره
silver نقره پوش کردن نقره فام شدن
silvers نقره
silvers نقره پوش کردن نقره فام شدن
argent نقره
argent پول نقره
argentation اب نقره دادن
argentation نقره کاری
argentiferous نقره دار
argentine نقره
argentometer نقره سنج
argentometry نقره سنجی
argentous نقره دار
argentum نقره
conductive silver نقره هادی
desilverize نقره گرفتن از
electrolytic silver refining الکترولیز نقره
flat silver فروف نقره
free silver مقدار نقره ازاد یک مسکوک
groat سکه نقره چهار پنسی
hessite تلورید نقره
impure nitric acid تیزاب نقره
ingots silver نقره شمش
krone مسکوک نقره دانمارک و نروژ
lunar caustic نیترات نقره بفرمول 3NO Ag
platinum blonde دارای موی نقره فام
queen of night سیم نقره
shiner پول زر یا نقره
silver extraction استخراج نقره
silver foil ورق نقره
silver fox روباه نقره فام
silver nitrate نیترات نقره
silver plate نقره اندود
silver plate فرف نقره
silver spoon قاشق نقره
silver standard واحد پول نقره
silver standard استاندارد نقره
silver star نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
silver vessels فروف نقره
silverer نقره کار
silveriness نقره فامی
silvern نقره فام
silvern دارای صدای نقره سیمین
thaler یکنوع سکه بزرگ نقره المانی
white crappie ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
silver medal مدال نقره
silver medal نشان نقره
silver medals مدال نقره
silver medals نشان نقره
silver <adj.> رنگ نقره ای
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
gold lace [braids] گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
metallic thread نخ زربفت [اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
silver thread نخ های زربفت یا نقره ای [این نوع نخ در بعضی قالیچه ها جهت تزئین در بافت فرش بکار می رود.]
silver bar شمش نقره
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com