Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English
Persian
take off distributor
اب پخشکن مقسم برداشت اب
Other Matches
take off divisor
مقسم برداشت اب
take off divider
اب پخشکن
demultiplexor
مقسم
demultiplexer
مقسم
divider
مقسم
water distribution basin
مقسم
distribution frame
مقسم
main distribution
مقسم اصلی
dividing attachment
دستگاه مقسم
cable distribution head
مقسم سر کابل
bleeder
مقسم ولتاژ
bleeders
مقسم ولتاژ
line divider
مقسم فرکانس
intermediate distribution frame
مقسم میانی
frequency divider
مقسم فرکانس
current divider
مقسم جریان
potentiometer
مقسم ولتاژ
spreading machine
مقسم بتن
voltage divider
مقسم ولتاژ
voltage divider
مقسم ولت
frequency divider stage
طبقه مقسم فرکانس
frequency dividing network
اتصال مقسم فرکانس
grid voltage divider
مقسم ولتاژ شبکه
high tension distributor
مقسم فشار قوی
ignition distributer
دلکو مقسم جرقه
inductive potential divider
مقسم ولتاژ القائی
take off divider
مقسم انشعاب دهنده
divider
بخش کننده مقسم
potentiometer
پتانسیل سنج مقسم ولتاژ
draw off
برداشت
acceptance
برداشت
land surveying
برداشت
offtake
برداشت
impression
برداشت
acceptances
برداشت
takings
برداشت
impressions
برداشت
removal
برداشت
metal removal
برداشت براده
stripping
برداشت لایه رو
approached
برداشت روش
make a copy of
سواد برداشت
overdrafts
اضافه برداشت
removing
برداشت کردن
removes
برداشت کردن
removal of chips
برداشت براده
removal of cinder
برداشت تفاله
removal of phosphorus
برداشت فسفر
removal of slag
برداشت سرباره
approaches
برداشت روش
special drawing right
حق برداشت مخصوص
remove
برداشت کردن
special drawing rights
حق برداشت ویژه
under ground survey
برداشت زیرزمینی
approach
برداشت روش
withdrawal warrant
مجوز برداشت
draw off
بده برداشت
overdraft
اضافه برداشت
special drawing right
حق برداشت ویژه
dual impression
برداشت دوگانه
first impression
برداشت نخستین
withdraws
برداشت از حساب
withdraw
برداشت از حساب
impressionist
برداشت گرای
impressionists
برداشت گرای
impressionistic
برداشت گذار
impressionistic
برداشت گرایانه
the timber warped
تیر تاب برداشت
handpick
برداشت محصول با دست
target
نقطه برداشت یا قرائت
targetted
نقطه برداشت یا قرائت
targetting
نقطه برداشت یا قرائت
targets
نقطه برداشت یا قرائت
targeting
نقطه برداشت یا قرائت
targeted
نقطه برداشت یا قرائت
nett
برداشت خالص کردن
cropper
برداشت کننده محصول
safe yield
بده قابل برداشت
nets
برداشت خالص کردن
net
برداشت خالص کردن
overdraw
اضافه برداشت کردن
forbore
دست برداشت امتناع کرد
site survey
برداشت نقشه تکهای از زمین
. She dropped her demands (claim).
دست از تقاضاهای خود برداشت
paper gold
منظور حق برداشت مخصوص است
overdraft
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdrafts
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdraft
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
No man can serve two masters.
<proverb>
با یک دست نمى شود دو هندوانه را برداشت .
overdrafts
دستور پرداخت بی محل اضافه برداشت
The police officer took down the car number .
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
demand deposit
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
agronomy
علم برداشت محصول وبهره برداری از خاک
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
overdrawn account
حساب اضافه برداشت شده حساب با مانده منفی
acceptance test
آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
sampling
نمونه گیری برداشت نمونه
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com