Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English
Persian
roomette
اتاقک یا کوپه یک نفری ترن
Other Matches
century
عده نظامی صد نفری گروهان صد نفری
centuries
عده نظامی صد نفری گروهان صد نفری
disciplinary control board
کمیسیون 5 نفری یکانها کمیسیون 5 نفری شورای انضباطی یکان
compartment
کوپه
compartments
کوپه
compartment
کوپه
compartmental
کوپه دار
convertible coupe
کوپه تغییر پذیر
coupe
کوپه یا اطاق داخل ترن ودلیجان و غیره
compartment
اتاقک
cell
اتاقک
ion chamber
اتاقک یونش
telephone booths
اتاقک تلفن
modules
اتاقک پیمانه
ionization chamber
اتاقک یون
ionization chamber
اتاقک یونش
ion chamber
اتاقک یون
sentry box
اتاقک نگهبانی
sentry boxes
اتاقک نگهبانی
bubble chamber
اتاقک حباب
cable box
اتاقک کابل
cloud chamber
اتاقک ابر
telephone booth
اتاقک تلفن
pneumatic chamber
اتاقک فشارسنج
washroom
اتاقک توالت
washrooms
اتاقک توالت
sidecar
اتاقک موتورسیکلت
sidecars
اتاقک موتورسیکلت
module
اتاقک پیمانه
undercroft
اتاقک زیرکلیسا
vestibular
شبیه اتاقک
call box
اتاقک تلفن
call boxes
اتاقک تلفن
padded cell
اتاقک نرم پوشدار
differential ionization chamber
اتاقک یونش تفاضلی
attics
اتاقک زیر شیروانی
attic
اتاقک زیر شیروانی
padded cells
اتاقک نرم پوشدار
threesome
سه نفری
percapita
نفری
triumvirate
سه نفری
triumvirates
سه نفری
threesomes
سه نفری
triumvier
سه نفری
dialogue
مکالمهء دو نفری
quintette
پنج نفری
duopoly
انحصار دو نفری
duumvirate
حکومت دو نفری
folie a deux
جنون دو نفری
dialogues
مکالمهء دو نفری
parleying
گفتگوی دو نفری
parleys
گفتگوی دو نفری
single
تنها یک نفری
tandems
درشکه دو نفری
parleyed
گفتگوی دو نفری
tandem
درشکه دو نفری
threesome
بازی سه نفری
trios
سه نفری سه تایی
trio
سه نفری سه تایی
threesomes
بازی سه نفری
quintets
پنج نفری
quintet
پنج نفری
parley
گفتگوی دو نفری
septet
دسته هفت نفری
decurion
رئیس دسته ده نفری
stichomythia
سوال وجواب در نفری
counsels
مشاوره دو نفری مشورت
counselling
مشاوره دو نفری مشورت
counselled
مشاوره دو نفری مشورت
counseled
مشاوره دو نفری مشورت
counsel
مشاوره دو نفری مشورت
pleiad
دسته هفت نفری
morris
نوعی رقص شش نفری
percapita
بقرار هر نفری هر راس
monologues
تک سخنگویی صحبت یک نفری
morrice
نوعی رقص شش نفری
delire a quatre
هذیان چهار نفری
monologue
تک سخنگویی صحبت یک نفری
monolog
تک سخنگویی صحبت یک نفری
heptarchy
حکومت هفت نفری
strength
قدرت رزمی استعداد نفری
strengths
قدرت رزمی استعداد نفری
madrigals
سرود عاشقانه چند نفری
tarantella
رقص تند دو نفری ایتالیایی
foursome
بازی گلف چهار نفری
madrigal
سرود عاشقانه چند نفری
petit jury
هیئت منصفه دوازده نفری
foursomes
بازی گلف چهار نفری
septette
دسته هفت نفری هفتگانه
duumvir
شریک رتبه حکومت دو نفری
squads
گروه 5 نفری تیراندازان در مسابقه نوبتی
squad
گروه 5 نفری تیراندازان در مسابقه نوبتی
rigadoon
رقص نشاط انگیزدو نفری قرون 71 و 81
rigaudon
رقص نشاط انگیزدو نفری قرون 71 و 81
omber
نوعی بازی ورق سه نفری اسپانیولی
octet
دسته خوانندگان یانوازندگان هشت نفری
ombre
نوعی بازی ورق سه نفری اسپانیولی
quadrilles
نوعی بازی ورق چهار نفری
quadrille
نوعی بازی ورق چهار نفری
tetrarchy
یکی از استانهای چهارگانه حکومت چهار نفری
string quartets
ارکستر چهار نفری مرکب ازسازهای زهی
string quartet
ارکستر چهار نفری مرکب ازسازهای زهی
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
quintets
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintet
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintette
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
adagio
رقص دو نفری که زن روی پنجهء پا میرقصد و بکمک مرد آهسته بهوا میپرد
all but a few
همه به غیر از چند تایی
[چند نفری]
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
They were walking three abreast.
سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
manspace
جای خالی در خودرو یا کشتی یا هواپیما جای نفری خالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com