Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (10 milliseconds)
English
Persian
common room
اتاق استادان
common rooms
اتاق استادان
Other Matches
professoriate
گروه استادان
professoriat
هیئت استادان
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculties
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
compartmentalised
اتاق اتاق کردن
compartmentalizing
اتاق اتاق کردن
compartmentalising
اتاق اتاق کردن
compartmentalize
اتاق اتاق کردن
compartmentalizes
اتاق اتاق کردن
compartmentalized
اتاق اتاق کردن
compartmentalises
اتاق اتاق کردن
chambers
اتاق
chamber
اتاق
room mate
هم اتاق
rooms
اتاق
room
اتاق
distorted room
اتاق خطاانگیز
toolroom
اتاق ابزار
tearoom
اتاق چای
studding
ارتفاع اتاق
spense
اتاق ناهارخوری
war room
اتاق جنگ
bed and breakfast
اتاق و صبحانه
long gallery
اتاق طویل
keeping-room
اتاق نشیمن
dortour
اتاق خواب
war room
اتاق عملیات
vacuum chamber
اتاق خلاء
undercroft
اتاق کلیسا
reception room
اتاق انتظار
houseroom
اتاق خانه
Room 123
اتاق 123
a double room
یک اتاق دو نفره
a sinlge room
یک اتاق یک نفره
a single room
یک اتاق یک نفره
waiting-room
اتاق انتظار
newsroom
اتاق خبر
newsroom
اتاق نودادنگاری
newsrooms
اتاق خبر
newsrooms
اتاق نودادنگاری
dorter
اتاق خواب
common joist
تیر کف اتاق
reading room
اتاق قرائت
reading rooms
اتاق قرائت
reception room
اتاق پذیرایی
reception rooms
اتاق انتظار
Get out of the room.
از اتاق بروبیرون
batten
[تخته ی کف اتاق ]
assmbly-room
اتاق همایش
ante-chamber
اتاق انتظار
spence
اتاق ناهارخوری
surgeries
اتاق جراحی
surgery
اتاق جراحی
sitting room
اتاق نشیمن
sitting-room
اتاق نشیمن
sitting-rooms
اتاق نشیمن
living room
اتاق نشیمن
living rooms
اتاق نشیمن
wheelhouse
اتاق سکان
wheelhouses
اتاق سکان
reception rooms
اتاق پذیرایی
linoleum
مشمع کف اتاق
clearing houses
اتاق تهاتر
Elephant in the living room
فیل در اتاق نشیمن
vestibular
اتاق کوچک بدن
studio
اتاق کار
sickroom
اتاق بیمار
sickrooms
اتاق بیمار
roomful
بقدر یک اتاق پر
roomfuls
بقدر یک اتاق پر
studios
اتاق کار
clearing house
اتاق تهاتر
chamber of commerce
اتاق تجارت
chamber of shipping
اتاق کشتیرانی
chamber of trade
اتاق بازرگانی
chamber of trade
اتاق تجارت
operations room
اتاق عملیات
room temperature
دمای اتاق
snow cave
اتاق برفی
chamber of commerce
اتاق بازرگانی
enclosure
اتاق راهبان
[دین]
Accident and Emergency
اتاق عمل اورژانس
A+E unit
[British E]
اتاق عمل اورژانس
cella
[اتاق مطالعه ی راهبها]
calefactory
[اتاق گرم صومعه]
emergency room
[American E]
[e.r.]
[ER]
اتاق عمل اورژانس
emergency medical treatment room
اتاق عمل اورژانس
Casuality
[British E]
اتاق عمل اورژانس
casuality department
[British E]
اتاق عمل اورژانس
chambers
اتاق خواب خوابگاه
workshop
اتاق کار کارگاه
workshops
اتاق کار کارگاه
I'd like a sinlge room.
من یک اتاق یک نفره میخواهم.
lead chamber process
فرایند اتاق سربی
playrooms
اتاق بازی کودکان
playroom
اتاق بازی کودکان
stokehold
اتاق اتشخانه کشتی
I'd like a room with bath.
من یک اتاق با حمام میخواهم.
undercroft
اتاق زیر زمینی
vestibular
مربوط به اتاق کوچک
workroom
اتاق کار کارگاه
I'd like a room with twin beds.
من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
Br
مخفف اتاق خواب
cabins
اتاق کوچک قایق
cabin
اتاق کوچک قایق
Operation room.
اتاق عمل ( بیمارستان )
hall
اتاق بزرگ دالان
halls
اتاق بزرگ دالان
vestries
اتاق دعا رخت کن
vestry
اتاق دعا رخت کن
chamber
اتاق خواب خوابگاه
Fine, I will take it.
خوب من اتاق را میخواهم.
I'd like a double room
من یک اتاق دو نفره میخواهم.
She was sitting in the corner of the room .
گوشه اتاق نشسته بود
She entered the room as naked as the day she was born .
لخت وعور وارد اتاق شد
cattle
[rooms]
of the worst description
دام
[اتاق]
در بدترین وضعیت
What is my room number?
شماره اتاق من چند است؟
Egyptian hall
[اتاق عمومی مستطیل شکل]
My room hasn't been prepared.
اتاق من آماده نشده است.
Mary is in the next room.
ماری در اتاق پهلویی است.
redid
دوباره اتاق را تزئین کرد
redo
دوباره اتاق را تزئین کرد
redoes
دوباره اتاق را تزئین کرد
redoing
دوباره اتاق را تزئین کرد
studies
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studying
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
deckhouse
اتاق روی عرشه کشتی
industries and mines
اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
international chamber of commerce
اتاق بازرگانی بین المللی
smoking room
اتاق ویژه سیگار کشیدن
redone
دوباره اتاق را تزئین کرد
tape library
اتاق مخصوص نگهداری نوار
chamber of commerce
اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
NO VACANCIES
اتاق خالی موجود نیست.
I'd like a double bed room.
من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
Do you have any vacancies?
آیا اتاق خالی دارید؟
May I see the room?
آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
enfilade
[یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
smoker
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
bodywork
ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
suites
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
suite
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
stateroom
اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
Give the room a good clean.
اتاق را حسابی جمع وجور کردن
There is an air of mystery in this room.
این اتاق حالت مرموزی دارد
double up
<idiom>
اتاق خود را باکسی شریک بودن
smokers
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
There are no vacancies at the hotel.
هتل اتاق ( جای ) خالی ندارد
attic door-case
[چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
attic ladder
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
attic ladder
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
smoking room
اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
wall-to-wall
[مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
The room is stuffy.
هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
wood block
قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
The room was tastefully decorated with flowers .
اتاق خیلی با مزه با گه تزیین شده بود
Several people could be accommodated in this room.
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
Hotel accommodation is rather expensive there.
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
Could you put an extra bed in the room?
آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
Could you put a cot in the room?
آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
europen plan
نرخ ثابت هتل جهت اتاق وسرویس مهمانان
hanging
[فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
lararium
[اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
The room is bare of furniture .
این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
hypostyle hall
[اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
accessorize
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
drapery rug
قالیچه های پرده ای
[جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
After dinner he likes to retire to his study.
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
dalle
صفحه بتنی
[یا از جنس سنگ و مرمر صاف که کف اتاق استفاده می شده است.]
solarium
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
office
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices
اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
solariums
اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
networking
1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
To do up the room.
اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
boardrooms
اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardroom
اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
international commercial terms (incoterm
قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
vestiary
رخت کن اتاق رخت کن
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com