English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
chamber of commerce اتاق تجارت
chamber of trade اتاق تجارت
Search result with all words
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
Other Matches
lawmerchant حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
custom of a trade عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
compartmentalizes اتاق اتاق کردن
compartmentalized اتاق اتاق کردن
compartmentalised اتاق اتاق کردن
compartmentalises اتاق اتاق کردن
compartmentalize اتاق اتاق کردن
compartmentalizing اتاق اتاق کردن
compartmentalising اتاق اتاق کردن
traffic تجارت
business تجارت
trafficked تجارت
furriery تجارت خز
trafficking تجارت
graphics, business تجارت
businesses تجارت
traffics تجارت
traded تجارت
trade تجارت
commerce تجارت
mystery تجارت
mysteries تجارت
free trader تجارت ازاد
freedom of enterprise ازادی تجارت
freedom of trade ازادی تجارت
commercialism تجارت گرائی
internal trade تجارت داخلی
internal commerce تجارت داخلی
enterprise تعهد تجارت
enterprises تعهد تجارت
home trade تجارت داخلی
bilateral trade تجارت دوجانبه
free in trade تجارت ازاد
fair trade تجارت مشروع
commercial code قانون تجارت
commercial law قانون تجارت
business law حقوق تجارت
cabotage تجارت ساحلی
commercial law حقوق تجارت
carring trade تجارت داخله
fair trade تجارت منصفانه
fair trade تجارت عادلانه
commercial مربوط به تجارت
merchandies تجارت کردن
chamber of commerce اطاق تجارت
foreign trade تجارت خارجی
flax trade تجارت کتان
counter trade تجارت متقابل
law of the staple حقوق تجارت
trafficked تجارت غیرقانونی
open trade تجارت ازاد
regional trade تجارت منطقهای
merchandise تجارت کردن
trafficking تجارت غیرقانونی
restraint of trade محدودیت تجارت
trade barrier مانع تجارت
trade deficit کسری تجارت
business موضوع تجارت
traffics تجارت غیرقانونی
traditional trade تجارت سنتی
floating trade تجارت دریایی
unfavorable trade تجارت نامساعد
unfavorable trade تجارت نامطلوب
free trade تجارت ازاد
laissez-faire ازادی تجارت
refinancing از نو تجارت کردن
refinances از نو تجارت کردن
refinanced از نو تجارت کردن
refinance از نو تجارت کردن
traffic تجارت غیرقانونی
joint adventure تجارت مشترک
law merchant حقوق تجارت
law merchant قانون تجارت
businesses موضوع تجارت
maritime trade تجارت دریایی
mercantile law قانون تجارت
invisible items of trade اقلام نامرئی تجارت
free trade area حوزه تجارت ازاد
It is both pilgrimage and commerce. <proverb> هم زیارت است هم تجارت .
visibles اقلام مرئی تجارت
invisible trade تجارت غیرقابل رویت
gains from trade منافع حاصل از تجارت
international trade تجارت بین الملل
adventure تجارت مخاطره آمیز
multilateral trade تجارت چند جانبه
free trade area منطقه تجارت ازاد
free enterprise system نظام تجارت ازاد
trade magazine مجله تخصصی تجارت
trade تجارت داد وستد
international trade تجارت بین المللی
traded تجارت داد و ستد
transport business تجارت حمل و نقل
contraband تجارت قاچاق یاممنوع
transport industry تجارت حمل و نقل
trade تجارت داد و ستد
mentoring مرشدی [تجارت و بازرگانی]
commerce معاشرت تجارت کردن
traffic تجارت هدایت شده
trafficking تجارت هدایت شده
carrying business تجارت حمل و نقل
traffics تجارت هدایت شده
carrying trade تجارت حمل و نقل
downtown مرکز تجارت شهر
shipping trade تجارت حمل و نقل
transport trade تجارت حمل و نقل
traded تجارت داد وستد
balance of foreign trade تراز تجارت خارجی
automobile trade صنعت یا تجارت اتومبیل
trafficked تجارت هدایت شده
free enterprise تجارت ومعامله ازاد
adventures تجارت مخاطره امیز
carrying-trade تجارت حمل و نقل
room اتاق
chamber اتاق
rooms اتاق
chambers اتاق
room mate هم اتاق
retail centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail park مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
mentoring مربی بودن [تجارت و بازرگانی]
retail park مجتمع تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail park مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
mall مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
retail park مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
strip mall مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
Free pree (trade,port). مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
retail shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
retail centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping center [American] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
shopping centre [British] مرکز تجاری [تجارت و بازرگانی]
commercial center [American] مرکز خرید [تجارت و بازرگانی]
strip mall مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
I am here on business. برای تجارت اینجا آمدم.
interstate commerce commission کمیسیون تجارت بین ایالات
shopping center [American] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
multilateral trade تجارت باچند کشور در ان واحد
take a bath <idiom> ویرانی تجارت ،ورشکست شدن
copartner سهیم وشریک در تجارت وغیره
barter away تجارت یا معامله پایاپای کردن
aids to trade خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
commercial center [American] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
mall مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
restrictive trade practices روشهای محدود کردن تجارت
microeconomics اقتصاد خرد [تجارت و بازرگانی]
micro-economics اقتصاد خرد [تجارت و بازرگانی]
shopping mall [American] مجتمع خرید [تجارت و بازرگانی]
waiting-room اتاق انتظار
vestibular اتاق کوچک بدن
Elephant in the living room فیل در اتاق نشیمن
a single room یک اتاق یک نفره
ante-chamber اتاق انتظار
assmbly-room اتاق همایش
batten [تخته ی کف اتاق ]
common joist تیر کف اتاق
dorter اتاق خواب
long gallery اتاق طویل
dortour اتاق خواب
keeping-room اتاق نشیمن
reception room اتاق پذیرایی
Room 123 اتاق 123
spense اتاق ناهارخوری
spence اتاق ناهارخوری
snow cave اتاق برفی
room temperature دمای اتاق
operations room اتاق عملیات
distorted room اتاق خطاانگیز
chamber of trade اتاق بازرگانی
chamber of shipping اتاق کشتیرانی
chamber of commerce اتاق بازرگانی
newsroom اتاق خبر
roomful بقدر یک اتاق پر
surgery اتاق جراحی
linoleum مشمع کف اتاق
surgeries اتاق جراحی
a double room یک اتاق دو نفره
studding ارتفاع اتاق
toolroom اتاق ابزار
undercroft اتاق کلیسا
reception room اتاق انتظار
reception rooms اتاق پذیرایی
reception rooms اتاق انتظار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com