English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (11 milliseconds)
English Persian
newsroom اتاق خبر
newsrooms اتاق خبر
Search result with all words
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
suite اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
suites اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
studio اتاق کار
studios اتاق کار
room اتاق
rooms اتاق
sickroom اتاق بیمار
sickrooms اتاق بیمار
hall اتاق بزرگ دالان
halls اتاق بزرگ دالان
roomful بقدر یک اتاق پر
roomfuls بقدر یک اتاق پر
clearing house اتاق تهاتر
clearing houses اتاق تهاتر
linoleum مشمع کف اتاق
smoker واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smokers واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
vestries اتاق دعا رخت کن
vestry اتاق دعا رخت کن
sitting room اتاق نشیمن
sitting-room اتاق نشیمن
sitting-rooms اتاق نشیمن
living room اتاق نشیمن
living rooms اتاق نشیمن
wheelhouse اتاق سکان
wheelhouses اتاق سکان
chamber اتاق
chamber اتاق خواب خوابگاه
chambers اتاق
chambers اتاق خواب خوابگاه
redid دوباره اتاق را تزئین کرد
redo دوباره اتاق را تزئین کرد
redoes دوباره اتاق را تزئین کرد
redoing دوباره اتاق را تزئین کرد
redone دوباره اتاق را تزئین کرد
surgeries اتاق جراحی
surgery اتاق جراحی
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
studies موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studying موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
cabin اتاق کوچک قایق
cabins اتاق کوچک قایق
workshop اتاق کار کارگاه
workshops اتاق کار کارگاه
chamber of commerce اتاق بازرگانی
chamber of commerce اتاق تجارت
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
chamber of shipping اتاق کشتیرانی
chamber of trade اتاق بازرگانی
chamber of trade اتاق تجارت
deckhouse اتاق روی عرشه کشتی
distorted room اتاق خطاانگیز
europen plan نرخ ثابت هتل جهت اتاق وسرویس مهمانان
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
international chamber of commerce اتاق بازرگانی بین المللی
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
lead chamber process فرایند اتاق سربی
networking 1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
operations room اتاق عملیات
room mate هم اتاق
room temperature دمای اتاق
snow cave اتاق برفی
smoking room اتاق ویژه سیگار کشیدن
smoking room اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
spence اتاق ناهارخوری
spense اتاق ناهارخوری
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
stokehold اتاق اتشخانه کشتی
studding ارتفاع اتاق
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
tearoom اتاق چای
toolroom اتاق ابزار
undercroft اتاق زیر زمینی
undercroft اتاق کلیسا
vacuum chamber اتاق خلاء
vestiary رخت کن اتاق رخت کن
vestibular مربوط به اتاق کوچک
war room اتاق جنگ
war room اتاق عملیات
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
workroom اتاق کار کارگاه
bed and breakfast اتاق و صبحانه
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
bodywork ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
Br مخفف اتاق خواب
common room اتاق استادان
common rooms اتاق استادان
compartmentalised اتاق اتاق کردن
compartmentalises اتاق اتاق کردن
compartmentalising اتاق اتاق کردن
compartmentalize اتاق اتاق کردن
compartmentalized اتاق اتاق کردن
compartmentalizes اتاق اتاق کردن
compartmentalizing اتاق اتاق کردن
houseroom اتاق خانه
Other Matches
keeping-room اتاق نشیمن
long gallery اتاق طویل
a double room یک اتاق دو نفره
a sinlge room یک اتاق یک نفره
dortour اتاق خواب
dorter اتاق خواب
reception rooms اتاق انتظار
Get out of the room. از اتاق بروبیرون
batten [تخته ی کف اتاق ]
assmbly-room اتاق همایش
ante-chamber اتاق انتظار
reception rooms اتاق پذیرایی
reception room اتاق انتظار
reception room اتاق پذیرایی
newsroom اتاق نودادنگاری
newsrooms اتاق نودادنگاری
common joist تیر کف اتاق
reading room اتاق قرائت
reading rooms اتاق قرائت
Room 123 اتاق 123
Elephant in the living room فیل در اتاق نشیمن
waiting-room اتاق انتظار
a single room یک اتاق یک نفره
vestibular اتاق کوچک بدن
A+E unit [British E] اتاق عمل اورژانس
casuality department [British E] اتاق عمل اورژانس
Casuality [British E] اتاق عمل اورژانس
emergency medical treatment room اتاق عمل اورژانس
emergency room [American E] [e.r.] [ER] اتاق عمل اورژانس
Accident and Emergency اتاق عمل اورژانس
calefactory [اتاق گرم صومعه]
cella [اتاق مطالعه ی راهبها]
enclosure اتاق راهبان [دین]
playrooms اتاق بازی کودکان
Operation room. اتاق عمل ( بیمارستان )
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
playroom اتاق بازی کودکان
Fine, I will take it. خوب من اتاق را میخواهم.
cattle [rooms] of the worst description دام [اتاق] در بدترین وضعیت
She was sitting in the corner of the room . گوشه اتاق نشسته بود
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
Egyptian hall [اتاق عمومی مستطیل شکل]
My room hasn't been prepared. اتاق من آماده نشده است.
She entered the room as naked as the day she was born . لخت وعور وارد اتاق شد
What is my room number? شماره اتاق من چند است؟
NO VACANCIES اتاق خالی موجود نیست.
May I see the room? آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
Do you have any vacancies? آیا اتاق خالی دارید؟
I'd like a double bed room. من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
attic ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Give the room a good clean. اتاق را حسابی جمع وجور کردن
enfilade [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
loft ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
There are no vacancies at the hotel. هتل اتاق ( جای ) خالی ندارد
double up <idiom> اتاق خود را باکسی شریک بودن
There is an air of mystery in this room. این اتاق حالت مرموزی دارد
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
attic ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
The room was tastefully decorated with flowers . اتاق خیلی با مزه با گه تزیین شده بود
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
The room is stuffy. هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
Could you put an extra bed in the room? آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
Several people could be accommodated in this room. چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
hypostyle hall [اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
lararium [اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
The room is bare of furniture . این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
drapery rug قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
dalle صفحه بتنی [یا از جنس سنگ و مرمر صاف که کف اتاق استفاده می شده است.]
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com