English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (10 milliseconds)
English Persian
bed and breakfast اتاق و صبحانه
Other Matches
breakfasted صبحانه
muesli صبحانه
breakfasts صبحانه
breakfasting صبحانه
breakfast صبحانه
Bed and Breakfast [B&B] تختخواب و صبحانه
bed and breakfast بستر و صبحانه
for bed and breakfast برای تخت و صبحانه
breakfasted افطار صبحانه خوردن
breakfasting افطار صبحانه خوردن
breakfasts افطار صبحانه خوردن
breakfast افطار صبحانه خوردن
I'd like breakfast, please. لطفا صبحانه میخواهم.
Is breakfast included? آیا شامل صبحانه هم میشود؟
What is the price for bed and breakfast? قیمت برای تخت و صبحانه چقدر است؟
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
compartmentalised اتاق اتاق کردن
compartmentalises اتاق اتاق کردن
compartmentalising اتاق اتاق کردن
compartmentalizes اتاق اتاق کردن
compartmentalizing اتاق اتاق کردن
compartmentalized اتاق اتاق کردن
compartmentalize اتاق اتاق کردن
cereals حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereal حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
room mate هم اتاق
chambers اتاق
chamber اتاق
rooms اتاق
room اتاق
a double room یک اتاق دو نفره
a sinlge room یک اتاق یک نفره
reading rooms اتاق قرائت
a single room یک اتاق یک نفره
common rooms اتاق استادان
waiting-room اتاق انتظار
common room اتاق استادان
keeping-room اتاق نشیمن
reception room اتاق انتظار
houseroom اتاق خانه
reception rooms اتاق پذیرایی
reception rooms اتاق انتظار
reception room اتاق پذیرایی
reading room اتاق قرائت
newsrooms اتاق نودادنگاری
Room 123 اتاق 123
newsrooms اتاق خبر
newsroom اتاق نودادنگاری
newsroom اتاق خبر
Get out of the room. از اتاق بروبیرون
Elephant in the living room فیل در اتاق نشیمن
vestibular اتاق کوچک بدن
long gallery اتاق طویل
dortour اتاق خواب
dorter اتاق خواب
common joist تیر کف اتاق
batten [تخته ی کف اتاق ]
assmbly-room اتاق همایش
ante-chamber اتاق انتظار
surgeries اتاق جراحی
roomfuls بقدر یک اتاق پر
sickrooms اتاق بیمار
sickroom اتاق بیمار
chamber of commerce اتاق تجارت
chamber of shipping اتاق کشتیرانی
chamber of trade اتاق بازرگانی
chamber of trade اتاق تجارت
distorted room اتاق خطاانگیز
studios اتاق کار
studio اتاق کار
operations room اتاق عملیات
clearing house اتاق تهاتر
clearing houses اتاق تهاتر
spence اتاق ناهارخوری
roomful بقدر یک اتاق پر
wheelhouses اتاق سکان
wheelhouse اتاق سکان
living rooms اتاق نشیمن
living room اتاق نشیمن
sitting-rooms اتاق نشیمن
sitting-room اتاق نشیمن
sitting room اتاق نشیمن
chamber of commerce اتاق بازرگانی
linoleum مشمع کف اتاق
room temperature دمای اتاق
toolroom اتاق ابزار
undercroft اتاق کلیسا
war room اتاق عملیات
war room اتاق جنگ
vacuum chamber اتاق خلاء
snow cave اتاق برفی
tearoom اتاق چای
studding ارتفاع اتاق
surgery اتاق جراحی
spense اتاق ناهارخوری
workroom اتاق کار کارگاه
hall اتاق بزرگ دالان
halls اتاق بزرگ دالان
playroom اتاق بازی کودکان
undercroft اتاق زیر زمینی
vestries اتاق دعا رخت کن
vestry اتاق دعا رخت کن
cabin اتاق کوچک قایق
cabins اتاق کوچک قایق
workshop اتاق کار کارگاه
workshops اتاق کار کارگاه
enclosure اتاق راهبان [دین]
vestibular مربوط به اتاق کوچک
chambers اتاق خواب خوابگاه
lead chamber process فرایند اتاق سربی
Fine, I will take it. خوب من اتاق را میخواهم.
Accident and Emergency اتاق عمل اورژانس
A+E unit [British E] اتاق عمل اورژانس
cella [اتاق مطالعه ی راهبها]
calefactory [اتاق گرم صومعه]
Casuality [British E] اتاق عمل اورژانس
emergency medical treatment room اتاق عمل اورژانس
Operation room. اتاق عمل ( بیمارستان )
emergency room [American E] [e.r.] [ER] اتاق عمل اورژانس
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
Br مخفف اتاق خواب
stokehold اتاق اتشخانه کشتی
chamber اتاق خواب خوابگاه
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
casuality department [British E] اتاق عمل اورژانس
playrooms اتاق بازی کودکان
redoing دوباره اتاق را تزئین کرد
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
redo دوباره اتاق را تزئین کرد
redid دوباره اتاق را تزئین کرد
redone دوباره اتاق را تزئین کرد
studies موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
cattle [rooms] of the worst description دام [اتاق] در بدترین وضعیت
study موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studying موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
Egyptian hall [اتاق عمومی مستطیل شکل]
redoes دوباره اتاق را تزئین کرد
She was sitting in the corner of the room . گوشه اتاق نشسته بود
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
NO VACANCIES اتاق خالی موجود نیست.
deckhouse اتاق روی عرشه کشتی
smoking room اتاق ویژه سیگار کشیدن
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
I'd like a double bed room. من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
international chamber of commerce اتاق بازرگانی بین المللی
What is my room number? شماره اتاق من چند است؟
My room hasn't been prepared. اتاق من آماده نشده است.
Do you have any vacancies? آیا اتاق خالی دارید؟
She entered the room as naked as the day she was born . لخت وعور وارد اتاق شد
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
May I see the room? آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
attic ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Give the room a good clean. اتاق را حسابی جمع وجور کردن
loft ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
smokers واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smoker واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
suites اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
enfilade [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
suite اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
loft ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
attic ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
bodywork ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
double up <idiom> اتاق خود را باکسی شریک بودن
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
There is an air of mystery in this room. این اتاق حالت مرموزی دارد
There are no vacancies at the hotel. هتل اتاق ( جای ) خالی ندارد
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
The room was tastefully decorated with flowers . اتاق خیلی با مزه با گه تزیین شده بود
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
smoking room اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
The room is stuffy. هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
Several people could be accommodated in this room. چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
Could you put an extra bed in the room? آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
europen plan نرخ ثابت هتل جهت اتاق وسرویس مهمانان
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
hypostyle hall [اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
lararium [اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
The room is bare of furniture . این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
drapery rug قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
dalle صفحه بتنی [یا از جنس سنگ و مرمر صاف که کف اتاق استفاده می شده است.]
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
networking 1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
vestiary رخت کن اتاق رخت کن
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com