English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
English Persian
carpet exporters union اتحادیه صادرکنندگان فرش
Other Matches
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
unionism اصول تشکیلات اتحادیه اتحادیه گرایی
union shop یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
league اتحادیه
leagues اتحادیه
guild اتحادیه
guilds اتحادیه
fraternities اتحادیه
fraternity اتحادیه
confederacies اتحادیه
confederacy اتحادیه
union اتحادیه
federation اتحادیه
unions اتحادیه
federations اتحادیه
trade unions اتحادیه اصناف
trade unions اتحادیه صنفی
trade unions اتحادیه کارگری
trade unions اتحادیه تجاری
trade unions اتحادیه بازرگانی
trade unions اتحادیه تجارتی
trade union اتحادیه کارگری
trade union اتحادیه تجاری
trade union اتحادیه بازرگانی
economic union اتحادیه اقتصادی
defensive league اتحادیه دفاعی
customs union اتحادیه گمرکی
custom union اتحادیه گمرکی
incorporator کارمند اتحادیه
trades unions اتحادیه اصناف
corporativism صنف اتحادیه
wheeling اتحادیه ورزشی
company union اتحادیه شرکت
wheels اتحادیه ورزشی
labour union اتحادیه کارگران
labor service اتحادیه کارگران
association football اتحادیه فوتبال
citcuit اتحادیه بازیها
industrial union اتحادیه صنعتی
wheel اتحادیه ورزشی
trades unions اتحادیه صنفی
labourunion اتحادیه کارگران
trades unions اتحادیه تجاری
craft union اتحادیه صنفی
trades unions اتحادیه بازرگانی
trades unions اتحادیه تجارتی
business union اتحادیه بازرگانی
trade union اتحادیه صنفی
circuit اتحادیه کنفرانس
trades unions اتحادیه کارگری
syndicate اتحادیه صنفی
syndicates اتحادیه صنفی
circuits اتحادیه کنفرانس
union <adj.> اتحادیه بازرگانی
union اتحاد اتحادیه
unions اتحاد اتحادیه
union <adj.> اتحادیه صنفی
union <adj.> اتحادیه کارگری
vertical union اتحادیه صنعتی
labor unions اتحادیه کارگران
trade union اتحادیه اصناف
offensive league اتحادیه تهاجمی
European Union [EU] اتحادیه اروپا
unionist عضو اتحادیه
unionists عضو اتحادیه
corporatism صنف اتحادیه
lague مجمع اتحادیه
syndicalism اتحادیه گرایی
labor union اتحادیه کارگری
labor union اتحادیه کارگران
trade union اتحادیه تجارتی
labor unions اتحادیه کارگری
to unionize [American E] بشکل اتحادیه درآوردن
to unionise [British E] بشکل اتحادیه درآوردن
leaguer محاصره عضو اتحادیه
pan american union اتحادیه پان امریکن
syndicator تشکیل دهنده اتحادیه
international union اتحادیه بین المللی
non union جدا از اتحادیه صنفی
hanse اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
syndicate اتحادیه تشکیل دادن
trade unionist عضو اتحادیه صنفی
trade unionists عضو اتحادیه صنفی
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
division اتحادیه باشگاههای حرفهای
divisions اتحادیه باشگاههای حرفهای
syndicates تشکیل اتحادیه دادن
syndicates اتحادیه تشکیل دادن
unions پیوند اتحادیه اتصالی
union پیوند اتحادیه اتصالی
syndicate تشکیل اتحادیه دادن
trusts اتحادیه شرکتها ائتلاف
trusted اتحادیه شرکتها ائتلاف
the miner's f. اتحادیه یاپیمان کان کنان
u.f.a cup جام اتحادیه باشگاههای اروپا
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
guild اتحادیه محل اجتماع اصناف
f.a cup جام اتحادیه باشگاههای انگلستان
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
guilds اتحادیه محل اجتماع اصناف
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
trade unionism پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
unionising متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizing متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizes متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
ORIA اتحادیه واردکنندگان فرش های شرقی
unionises متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionization متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionize متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionised متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
afips اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
stock exchnge بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
federating متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
federated متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federate متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
international air transport association اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
grey cup مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
craft union اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
Freemason [استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
ifips اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
baltic exchange اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
trade unionism سیستمی که معتقد به بسط و توسعه این گونه اتحادیه هاست
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
union shop مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
benelux اتحادیه گمرکی بلژیک و هلند و لوکزامبوزگ که کم کم معنی شخصیتهای حقوقی این سه کشور را نیزبه خود گرقته است
rattening محروم کردن کارگر فنی ازابزار کارش به منظورمجبور کردن او به پیوستن به اتحادیه کارگری
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
picketings اعضای اتحادیه کارگری که درحال اعتصاب خارج از محل کار خود جمع می شوند تادیگران را نیز به اعتصاب وادارند و نیز خریداران را ازخرید منصرف کنند
khamseh خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com