English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
wheel اتحادیه ورزشی
wheeling اتحادیه ورزشی
wheels اتحادیه ورزشی
Other Matches
sportscaster برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscast برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasters برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasts برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
western european union اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
e f t a (european free trade association اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
unionism اصول تشکیلات اتحادیه اتحادیه گرایی
union shop یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
gymnastical ورزشی
sporty ورزشی
athletic ورزشی
agonistic ورزشی
sports medicine طب ورزشی
hot-air balloons بالن ورزشی
jersey پیراهن ورزشی
jerseys پیراهن ورزشی
sports facility تاسیسات ورزشی
sweetsuit عرقگیر ورزشی
calendar تقویم ورزشی
calendars تقویم ورزشی
hot air balloon بالن ورزشی
hot-air balloon بالن ورزشی
gymnasium مجموعه ورزشی
athletic trainer پزشکیار ورزشی
game مسابقههای ورزشی
sweets عرقگیر ورزشی
physical exercise تمرین ورزشی
indian club میل ورزشی
color تفسیر ورزشی
coliseum استادیوم ورزشی
club sport باشگاه ورزشی
sport skill مهارت ورزشی
gymnasiums مجموعه ورزشی
aerostat بالون ورزشی
dumbbells اسباب ورزشی
dumbbell اسباب ورزشی
launching قایق ورزشی و صیادی
ballet رقص ورزشی و هنری
ballets رقص ورزشی و هنری
launches قایق ورزشی و صیادی
host تهیه تسهیلات ورزشی
sport skill pattern الگوی مهارت ورزشی
country clubs باشگاه ورزشی وتفریحی
hosted تهیه تسهیلات ورزشی
launch قایق ورزشی و صیادی
country club باشگاه ورزشی وتفریحی
gymkhanas ورزشگاه باشگاه ورزشی
player هنرپیشه بازیکن ورزشی
launched قایق ورزشی و صیادی
athletic training room اطاق پزشکی- ورزشی
sportswriter وقایع نگار ورزشی
gymkhana ورزشگاه باشگاه ورزشی
hosts تهیه تسهیلات ورزشی
hosting تهیه تسهیلات ورزشی
sportive سرگرم تفریح وورزش ورزشی
leagues هم پیمان شدن گروه ورزشی
cleat میخ ته کفشهای ورزشی گوه
coach رهبری عملیات ورزشی را کردن
coached رهبری عملیات ورزشی را کردن
coaches رهبری عملیات ورزشی را کردن
sport shirt پیراهن یقه باز ورزشی
marathon یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
marathons یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
league هم پیمان شدن گروه ورزشی
featuring مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
feature مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
spikes یک جفت کفش ورزشی میخ دار
to show somebody up [in a competition] از کسی جلو زدن [در مسابقه ورزشی]
features مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
featured مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
to show somebody up [in a competition] کسی را شکست دادن [در مسابقه ورزشی]
pythiad دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
jayvee عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاه
head stock راهنمای عملیات ورزشی دسته جمعی در مدارس وغیره
wrong-foot باعث بر هم خوردن تعادل حریف در یک بازی ورزشی شدن.
blazer نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
bloomer شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
blazers نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
federations اتحادیه
union اتحادیه
confederacies اتحادیه
confederacy اتحادیه
unions اتحادیه
guild اتحادیه
league اتحادیه
guilds اتحادیه
fraternities اتحادیه
fraternity اتحادیه
leagues اتحادیه
federation اتحادیه
minor league دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
union <adj.> اتحادیه کارگری
craft union اتحادیه صنفی
union <adj.> اتحادیه بازرگانی
customs union اتحادیه گمرکی
custom union اتحادیه گمرکی
union <adj.> اتحادیه صنفی
corporativism صنف اتحادیه
company union اتحادیه شرکت
association football اتحادیه فوتبال
citcuit اتحادیه بازیها
business union اتحادیه بازرگانی
syndicalism اتحادیه گرایی
offensive league اتحادیه تهاجمی
European Union [EU] اتحادیه اروپا
vertical union اتحادیه صنعتی
lague مجمع اتحادیه
defensive league اتحادیه دفاعی
economic union اتحادیه اقتصادی
incorporator کارمند اتحادیه
industrial union اتحادیه صنعتی
labor service اتحادیه کارگران
labour union اتحادیه کارگران
labourunion اتحادیه کارگران
corporatism صنف اتحادیه
trade union اتحادیه اصناف
trade union اتحادیه صنفی
trade union اتحادیه کارگری
syndicate اتحادیه صنفی
trade union اتحادیه بازرگانی
trade union اتحادیه تجارتی
trade union اتحادیه تجاری
syndicates اتحادیه صنفی
labor union اتحادیه کارگری
labor unions اتحادیه کارگران
labor unions اتحادیه کارگری
unionist عضو اتحادیه
labor union اتحادیه کارگران
unionists عضو اتحادیه
trade unions اتحادیه اصناف
unions اتحاد اتحادیه
trades unions اتحادیه اصناف
circuit اتحادیه کنفرانس
trades unions اتحادیه صنفی
trades unions اتحادیه کارگری
trades unions اتحادیه تجاری
trades unions اتحادیه بازرگانی
union اتحاد اتحادیه
trade unions اتحادیه صنفی
trade unions اتحادیه کارگری
trade unions اتحادیه تجاری
trades unions اتحادیه تجارتی
trade unions اتحادیه بازرگانی
trade unions اتحادیه تجارتی
circuits اتحادیه کنفرانس
trust اتحادیه شرکتها ائتلاف
to unionise [British E] بشکل اتحادیه درآوردن
trusted اتحادیه شرکتها ائتلاف
syndicates اتحادیه تشکیل دادن
syndicates تشکیل اتحادیه دادن
syndicate اتحادیه تشکیل دادن
syndicate تشکیل اتحادیه دادن
trusts اتحادیه شرکتها ائتلاف
to unionize [American E] بشکل اتحادیه درآوردن
carpet exporters union اتحادیه صادرکنندگان فرش
unions پیوند اتحادیه اتصالی
union پیوند اتحادیه اتصالی
trade unionist عضو اتحادیه صنفی
hanse اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
pan american union اتحادیه پان امریکن
divisions اتحادیه باشگاههای حرفهای
trade unionists عضو اتحادیه صنفی
division اتحادیه باشگاههای حرفهای
non union جدا از اتحادیه صنفی
syndicator تشکیل دهنده اتحادیه
leaguer محاصره عضو اتحادیه
international union اتحادیه بین المللی
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
the miner's f. اتحادیه یاپیمان کان کنان
f.a cup جام اتحادیه باشگاههای انگلستان
u.f.a cup جام اتحادیه باشگاههای اروپا
syndicalism پیروی از اصول اتحادیه صنفی
guild اتحادیه محل اجتماع اصناف
guilds اتحادیه محل اجتماع اصناف
unionises متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionized متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionize متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionizes متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
afips اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات
trade unionism پیروی از اصول وروشهای اتحادیه اصناف
unionization متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionised متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
unionising متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
a ban from flying in the EU قدغن پرواز در [منطقه] اتحادیه اروپا
unionizing متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
federate متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federating متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
federated متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
stock exchnge بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
ORIA اتحادیه واردکنندگان فرش های شرقی
tailgate party [American E] پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا]
Ivy League نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
grey cup مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
Freemason [استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
ifips اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات
craft union اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
international air transport association اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com