English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (9 milliseconds)
English Persian
misalliance اتحاد وائتلاف نامناسب
Other Matches
unfit نامناسب نامناسب کردن
timeless نامناسب
maladapted نامناسب
misbecoming نامناسب
infelicitious نامناسب
unhandsome نامناسب
unmeet نامناسب
unsuitable نامناسب
malapropos نامناسب
improper نامناسب
inappropriate نامناسب
unsuitably نامناسب
inapt نامناسب
foreign نامناسب
untoward نامناسب
unplayable زمین نامناسب
inopportune بی موقع نامناسب
mismarriage پیوند نامناسب
incompatible ناجور نامناسب
incommensurate نارسا نامناسب
ill sorted نامناسب ناجور
inconveniently بطور نامناسب
inutile بیهوده نامناسب
bad soil خاک نامناسب
unpleasantness وضع نامناسب
bad break قطع نامناسب
misplaced نامناسب نابجا
improper نامناسب نادرست
unrighteous ناصالح نامناسب
inappropriate نامناسب ناجور
inadequately بطور نامناسب
unapt نامناسب غیر محتمل
malinvestment سرمایه گذاری نامناسب
dissocial نامناسب برای معاشرت
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
misbecome نامناسب بودن برای
mismate وصلت نامناسب کردن
Irrelevent. I nappropriate. Out of place. بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
federative اتحاد
leagues اتحاد
confederation اتحاد
conferderation اتحاد
league اتحاد
confederations اتحاد
consolidation اتحاد
alliance اتحاد
integrity اتحاد
injunctions اتحاد
injunction اتحاد
alliances اتحاد
accretion اتحاد
togetherness اتحاد
solidarity اتحاد
identities اتحاد
identity اتحاد
unions اتحاد
union اتحاد
unity اتحاد
federal اتحاد
incorporation اتحاد
flame ارسال پیام نامناسب به کاربر
flames ارسال پیام نامناسب به کاربر
alien متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
add insult to the injury <idiom> [بدتر کردن یک وضعیت نامناسب]
bad page break قطع یا مکث نامناسب صفحه
alignment قرار گرفتن نامناسب در صفحه
inapplicable غیر قابل اجرا نامناسب
aliens متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
alignments قرار گرفتن نامناسب در صفحه
mathematical identity اتحاد ریاضی
union اتحاد اتحادیه
union اتحاد سازش
unions اتحاد اتحادیه
unions اتحاد سازش
disunity عدم اتحاد
Soviet Union اتحاد شوروی
association معاشرت اتحاد
military convention اتحاد نظامی
union اتحاد واتفاق
coalitions اتحاد موقتی
marriages یگانگی اتحاد
syneresis اتحاد دو حرف
sodality اتحاد یگانگی
marriage یگانگی اتحاد
unifiable قابل اتحاد
monetary convention اتحاد ارزی
monetary convention اتحاد پولی
coalition اتحاد موقتی
unitive موجد اتحاد
associations معاشرت اتحاد
defensive league اتحاد دفاعی
unison اتحاد اتفاق
diphthong اتحاد دو صوت
diphthongs اتحاد دو صوت
consolidation ترکیب اتحاد
confederacies اتحاد پیوند
confederacy اتحاد پیوند
unions اتحاد واتفاق
ties اتحاد وابستگی
tie اتحاد وابستگی
scratch file نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
synoeky اتحاد واتفاق الحاق
synoecy اتحاد واتفاق الحاق
solidarity بهم پیوستگی [اتحاد]
spirit de corps روح یگانگی و اتحاد
slur خط اتحاد لکه ننگ
slurred خط اتحاد لکه ننگ
bands دستهء موسیقی اتحاد
band دستهء موسیقی اتحاد
slurring خط اتحاد لکه ننگ
slurs خط اتحاد لکه ننگ
triumvir عضو اتحاد سه گانه
unionist هواخواه اتحاد و یگانگی
unionists هواخواه اتحاد و یگانگی
league اتحاد متحد کردن
pentarchy اتحاد پنج حکومت
leagues اتحاد متحد کردن
flag days روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
unhandy ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
Soviet هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
Soviets هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
pan americanism طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
pentarchy اتحاد پنج نیرو یاپنج حس
post union اتحاد پستی بین المللی
fix تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
de scramble سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
de scrambler وسیلهای که یک پیام نامناسب را به حالت اصلی و مط لوب برمی گرداند
fixes تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
power approach تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
blocked اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
integration یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
misjoinder اتحاد ناصحیح وتبانی اصحاب دعوی
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
blocks اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
bloc جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
blocs جعبه قرقره اتحاد دو یاچند دسته بمنظورخاصی
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
logic بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
playback rate scale factor نقط های که اجرای ویدیو در آن ملایم نیست و به علت فریمهای گم شده نامناسب به نظر می رسد
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
degradation کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
NetBEUI گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
coalition مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
improperly بطور غلط بطور نامناسب
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com