English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
firing battery اتشبار تیراندازی کننده
Other Matches
fire unit یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
firing position موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
firing range برد تیراندازی مسافت تیراندازی
rifle clasp نشان تیراندازی یا مدال تیراندازی
fire lane مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
fiery اتشبار
counter battery ضد اتشبار
battery اتشبار
batteries اتشبار
spitfire اتشبار
headquarters battery اتشبار ارکان
counter battery criteria خط مشی ضد اتشبار
battery headquarters ارکان اتشبار
battery center مرکز اتشبار
counterbattery fire تیر ضد اتشبار
battery commander فرمانده اتشبار
counter battery عملیات ضد اتشبار
battery executive افسرتیر اتشبار
headquarters battery اتشبار قرارگاه
cross fire اتشبار متقاطع
hostile battery اتشبار دشمن
separate battery اتشبار مستقل
firing battery اتشبار تیر
batteries اتشبار صدای طبل
safety card کارت تامین اتشبار
suspect battery اتشبار مشکوک دشمن
battery executive افسر اجرائیات اتشبار
battery defense پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
battery اتشبار صدای طبل
battery groung pattern طرح گسترش توپهای اتشبار
live fire تیراندازی با تیر جنگی تیراندازی با فشنگ جنگی
missile monitor نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
musketry تیراندازی
archery تیراندازی
pops تیراندازی
popped تیراندازی
pop تیراندازی
gunnery تیراندازی
shootings تیراندازی
gunning تیراندازی
shooting تیراندازی
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
gunnery قوانین تیراندازی
fires تیراندازی کردن
handbow کمان تیراندازی
fired تیراندازی کردن
fire power قدرت تیراندازی
fire تیراندازی کردن
horseback archery تیراندازی سواره
shoots تیراندازی کردن
gun تیراندازی کردن
guns تیراندازی کردن
offhand تیراندازی ایستاده
dry sum مشق تیراندازی
methode of fire روش تیراندازی
fire bay دهلیز تیراندازی
firing area منطقه تیراندازی
fire trench سنگر تیراندازی
shoot تیراندازی کردن
field archery تیراندازی صحرایی
firing line خط شروع تیراندازی
gunning تمرین تیراندازی
firing table جدول تیراندازی
order of fire روش تیراندازی
automatic fire تیراندازی خودکار
conduct of fire اجرای تیراندازی
delivery error اشتباه در تیراندازی
scheme of fire طرح تیراندازی
live تیراندازی جنگی
conduct of fire هدایت تیراندازی
riflery تیراندازی تفنگداری
ready position حاضربه تیراندازی
verification fire تیراندازی ازمایشی
the butts میدان تیراندازی
combat firing تیراندازی جنگی
school shooting تیراندازی در مدرسه
lived تیراندازی جنگی
passive دفاع بدون تیراندازی
field arrow تیرهای تیراندازی صحرایی
main fire سیستم تیراندازی اصلی
squatting position وضعیت چمباتمه در تیراندازی
combat firing تمرین تیراندازی رزمی
time fire تیراندازی با گلوله زمانی
shot تیراندازی تیرانداز ماهر
trap shoot تیراندازی به هدفهای متحرک
columbia round تیراندازی مخصوص زنان
field round یک دور تیراندازی صحرایی
skeet انداختن تمرین تیراندازی
firing data عناصر مربوط به تیراندازی
shootoff مسابقه اضافی تیراندازی
methode of fire روش اجرای تیراندازی
firing line خط تیراندازی مدار اتش
set up اماده تیراندازی کردن
recoils دفع ضربت تیراندازی
field roving course مسابقه تیراندازی جنگلی
gun fire توپ بامدادیاشام تیراندازی
passives دفاع بدون تیراندازی
recoil دفع ضربت تیراندازی
shots تیراندازی تیرانداز ماهر
squeeze off تیراندازی با فشار ماشه
qualification badge نشان مهارت در تیراندازی
dwell at به تیراندازی ادامه دادن
target arrow تیر مخصوص تیراندازی
absolute error اشتباه مطلق تیراندازی
open fire شروع به تیراندازی کردن
archery تیراندازی با تیر و کمان
pit detail کمک مربی تیراندازی
shots گلوله تیراندازی شده
shots تیراندازی شده تیرخورده
range firing تیراندازی در میدان تیر
shot گلوله تیراندازی شده
shot تیراندازی شده تیرخورده
shooting gallery میدان تیراندازی تمرینی
recoiling دفع ضربت تیراندازی
range correction تصحیح برد تیراندازی
expert badge نشان مهارت در تیراندازی
shooting galleries میدان تیراندازی تمرینی
recoiled دفع ضربت تیراندازی
gun shy کسی که از صدای تیراندازی می ترسد
target rifle تفنگ مخصوص تیراندازی به هدف
air and naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی وهوایی
target round یک دور تیراندازی با تیر وکمان
skeet gun تفنگ مخصوص تیراندازی 8وضعی
string walking تمرین تیراندازی با تیر وکمان
port حمل کردن مزغل تیراندازی
firing mechanism چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
plane of fire سطح مبنای مسیر تیراندازی
repeat range با همین مسافت تیراندازی کنید
point bland تیراندازی بدون نشانه روی
natural form وضع بدن هنگام تیراندازی
wingshooting تیراندازی به پرنده در حال پرواز
plinking تیراندازی تفریحی بسوی اشیاء
x ring دایره مرکزی هدف تیراندازی
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
step through method تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
string یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
sector of fire قطاع اتش منطقه تیراندازی
shooting position حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
toxophily علم تیراندازی باتیر وکمان
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
preparatory تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
freestyle شنای ازادمسابقه تیراندازی با روش ازاد
trap gun تفنگ مخصوص تیراندازی به هدفهای متحرک
armpits چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
armpit چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
sleeve هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
shooting تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
slow fire یک دقیقه فرصت برای تیراندازی به هر نفر
ground fire تیراندازی باسلاحهای کوچک از زمین به هواپیما
sleeves هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی
lady paramount بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
double barreled shotgun تفنگ دولول برای تیراندازی جداگانه
errors خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
shootings تیراندازی درمیدان تیر تیرباران کردن
intermittent اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر
error خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
fire restriction محدود کردن اتش یا تیراندازی یکانها
target archery مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
outshoot تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
olympic trench shooting مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
springing teal تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
snipes از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipe از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
howlers بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
sniped از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
roving gun توپی که مداوما از مواضع مختلف تیراندازی میکند
howler بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
hereford round مسابقه تیراندازی مخصوص زنان در مسافتهای مختلف
flight arrow تیر مخصوص تیراندازی باپرواز منحنی و طویل
battle clout نوعی تیراندازی میدانی ازفاصله 002 متری
shoots زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
high pheasant تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
hip shoot تیراندازی غیر مترقبه بااشغال موضع ناگهانی
gunnery توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
saluting battery توپ اجراکننده تیر سلام اتشبار تیر سلام
freestyle مسابقه تیراندازی بکمک وسیله هدفگیری کشتی ازاد
captive firing ازمایش سریع سیستم تیراندازی موشک در روی سکو
first salvo اولین سری تیراندازی روی هدف دیگرانجام میشود
time fire مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
gun salute سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
verification fire تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود
subcaliber range تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
neglect این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
shooting line خط موازی هدف که پای کمانگیران در تیراندازی روی ان قرارمی گیرد
neglects این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglecting این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
redeye موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
clout shooting تیراندازی به هدف بزرگ ازمسافت 021 تا 081 متری باتیر و کمان
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
target captain عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com