Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (16 milliseconds)
English
Persian
preparation
اتش تهیه
preparations
اتش تهیه
preparation fire
اتش تهیه
Search result with all words
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
sago
شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
enable
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
enables
تهیه کردن برای
enabling
تهیه کردن برای
program
برنامه تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
copied
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
supplied
تهیه کردن
supplied
تهیه
supply
تهیه کردن
supply
تهیه
supplying
تهیه کردن
supplying
تهیه
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
share
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
burger
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
get
تهیه کردن فهمیدن
gets
تهیه کردن فهمیدن
getting
تهیه کردن فهمیدن
advance
قبلا تهیه شده
advances
قبلا تهیه شده
advancing
قبلا تهیه شده
precedent
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
furtherance
تهیه وسایل
preparation
تهیه
preparation
تهیه مقدمات
preparation
تهیه کردن اتش
preparation
تهیه و ارایش
preparations
تهیه
preparations
تهیه مقدمات
preparations
تهیه کردن اتش
preparations
تهیه و ارایش
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
drafted
تهیه کردن پیش نویس
drafts
تهیه کردن پیش نویس
furnish
مزین کردن تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
champagne
نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
corsage
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsages
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
cereal
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
kosher
تهیه شده برطبق شریعت یهود
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
pot shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shots
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
procurement
تهیه
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
procurement
تهیه و تحویل اماد
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
private member's bill
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
self service
تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service
تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
weaponry
تهیه سلاح
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
ferret
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
cannibalised
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
Other Matches
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
off hand
بی تهیه
purveyed
تهیه
purvey
تهیه
purveying
تهیه
purveys
تهیه
counter preparation
ضد تهیه
housing
تهیه جا
provision
تهیه
ministration
تهیه
seating
تهیه جا
blend
تهیه کردن
provisionment
تهیه خواربار
blends
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
data processing
تهیه و تولیداطلاعات
data processing
تهیه اطلاعات
prepares
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
preparation of food
تهیه خوراک
preparatorily
بعنوان تهیه
procured
تهیه کردن
prepare mortar
تهیه ملات
procuring
تهیه کردن
preparation time
زمان تهیه
caters
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
preparator
تهیه کننده
catered
تهیه کردن
purveyance
تهیه خواربار
lighting feeder
تهیه روشنایی
administer
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
placement
تهیه کار
placements
تهیه کار
fabricator
تهیه کننده
process
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
counter preparation
تیر ضد تهیه
supplier
تهیه کننده
suppliers
تهیه کننده
pitched
تهیه دیده
placements
تهیه شغل
affords
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
the preparation day
روز تهیه
placement
تهیه شغل
preparation fire
تیر تهیه
photo imagery
تهیه عکس
parasceve
روز تهیه
on the stocks
د رشرف تهیه
provide
تهیه دیدن
provide
تهیه کردن
provides
تهیه دیدن
provides
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
base development
تهیه پایگاه
vacuum-packed
تهیه شده
victualage
تهیه اذوقه
victual
تهیه اذوقه
triplicity
تهیه در سه نسخه
triplication
تهیه در سه نسخه
provided
[that]
<conj.>
تهیه شده
appropriated
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
provided
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
the water supply of tehran
تهیه اب تهران
to bargain for
تهیه دیدن
laid on
<past-p.>
تهیه شده
to make provision
تهیه دیدن
to find in
تهیه کردن
area projection
تهیه تصویر منطقه
artillery preparation
اتش تهیه توپخانه
forge
تهیه جنس قلابی
tastier
باسلیقه تهیه شده
conserves
کنسرو تهیه کردن
tastiest
باسلیقه تهیه شده
acetylene generator
دستگاه تهیه استیلن
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
area projection
تهیه نقشه از منطقه
beach unit
یکان تهیه بارانداز
budget directive
دستورالعمل تهیه بودجه
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
barrier tactics
تاکتیک تهیه موانع
conserve
کنسرو تهیه کردن
artillery preparation
تیر تهیه توپخانه
conserving
کنسرو تهیه کردن
budgeter
تهیه کننده بودجه
budgeteer
تهیه کننده بودجه
tasty
باسلیقه تهیه شده
duplicator
ماشین تهیه رونوشت
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
hydrography
تهیه نقشه دریایی
programmer
تهیه کننده برنامه
programmers
تهیه کننده برنامه
he is an adequate provider
برای تهیه خواربار
topography
تهیه نقشه از عوارض
furred
تهیه شده باخز
conserved
کنسرو تهیه کردن
programme
برنامه تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
lyonnaise
باپیاز تهیه شده
duplicators
ماشین تهیه رونوشت
bill
تهیه کردن صورتحساب
bills
تهیه کردن صورتحساب
programmes
برنامه تهیه کردن
forges
تهیه جنس قلابی
effigies
تمثال تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
prearranged
از پیش تهیه شده
it is in preparation
در دست تهیه است
extemporized
فورا تهیه کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
project section
بخش تهیه پروژه ها
program section
بخش تهیه برنامه ها
preparatory students
شاگردان تهیه یا مقدماتی
extemporised
فورا تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
extemporize
فورا تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
extemporizing
فورا تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
project section
بخش تهیه طرحها
funded
تهیه وجه کردن
fund
تهیه وجه کردن
stenciller
تهیه کننده استنسیل
stenciler
تهیه کننده استنسیل
scripting
تهیه فایل اغازگر
preparatory
مربوط به تهیه یامقدمات
rotogravure
تهیه گراور غلتکی
quadruplication
تهیه چیزی درچهارنسخه
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
host
تهیه تسهیلات ورزشی
hosted
تهیه تسهیلات ورزشی
hosting
تهیه تسهیلات ورزشی
hosts
تهیه تسهیلات ورزشی
cold turkey
بدون تهیه وتدارک
procure
تهیه و تحویل اماد
process
تهیه و تولید کردن
precontract preparations
تهیه اسناد قرارداد
polychromy
فن تهیه نقوش الوان
polychrome
تهیه عکسهای رنگی
foresees
قبلا تهیه دیدن
prearrange
قبلا تهیه کردن
affordable
قابل تهیه و خریداری
procured
تهیه و تحویل اماد
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
procures
تهیه و تحویل اماد
procuring
تهیه و تحویل اماد
foresee
قبلا تهیه دیدن
central food preparation facility
کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
career management
مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
silent partner
شریکی که تهیه سرمایه بااوست
bessemer
یکی از روشهای تهیه فولاد
testacy
تهیه وتدوین وصیت نامه
spaced armor
تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
special pleader
متخصص تهیه لوایح دفاعی
home-made
<adj.>
در خانه ساخته
[تهیه]
شده
barrage rocket
موشک مخصوص تهیه سداتش
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
the garden provides food
باغ خوراک تهیه میکند
subornation
جرم تهیه شهود کاذب
spinner
دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
management accounting
تهیه حساب جهت مدیران
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
draftsman
تهیه کننده لوایح قانونی
custom built
سفارشی تهیه شده اختصاصی
curf
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
mix in place
تهیه بتن در خود کارگاه
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
logistics
اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
lead-up
تهیه مقدمات را دیدن راهنما
overwrought
تهیه شده ازروی مهارت
acetate rayon process
فرایند تهیه الیاف استاتی
furnisher
تهیه کننده سامان واثاثیه
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com