Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
English
Persian
holocaust
اتش سوزی همگانی
holocausts
اتش سوزی همگانی
Other Matches
public
آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
pre ignition
پیش سوزی
thurification
بخور سوزی
heart ache
سینه سوزی
helium burning
هلیوم سوزی
hydrogn burning
ئیدروژن سوزی
self ignition
خود سوزی
holocausts
همه سوزی
holocaust
همه سوزی
fire insurance
بیمه اتش سوزی
fire control
جلوگیری از اتش سوزی
fire alarm telegraph
تلگراف اتش سوزی
that is no bed of roses
اش دهن سوزی نیست
conflagration
اتش سوزی بزرگ
conflagrations
اتش سوزی بزرگ
firetrap
ساختمان مستعد اتش سوزی
that is no bed of roses
شیره گلو سوزی نیست
nonquota
همگانی
public
همگانی
generals
همگانی
universal
همگانی
generable
همگانی
plenum
همگانی
plenums
همگانی
wall-to-wall
همگانی
communal
همگانی
communally
همگانی
general
همگانی
fire escape
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
fire escapes
خروجی اضطراری در مواقع اتش سوزی
incendiary
سبب اتش سوزی ذوب کننده
public health
بهداشت همگانی
public instractions
تعلیمات همگانی
public building
بنای همگانی
universalization
همگانی سازی
semipublic
نیمه همگانی
universal complex
عقده همگانی
universal trait
صفت همگانی
universal symbol
نماد همگانی
utility
صنایع همگانی
pissoir
ابریزگاه همگانی
family check
کیش همگانی
cross examination
بازجویی همگانی
agora
همایشگاه همگانی
mass media
رسانههای همگانی
latrine
ابریز همگانی
holocausts
کشتار همگانی
holocaust
کشتار همگانی
generals
جامع همگانی
general
جامع همگانی
hecatomb
قربانی همگانی
public
همگانی ملی
pissoir
شاشگاه همگانی
mass education
اموزش همگانی
long house
ماوای همگانی
there is a fire opposites
در خانه روبرو اتش سوزی رخ داده است
public works
کارهای ساختمانی همگانی
public traffic
رفت و امد همگانی
pogroms
ازار وکشتار همگانی
pogrom
ازار وکشتار همگانی
public domain software
نرم افزارعمومی یا همگانی
public domain software
نرم افزار همگانی
cafeteria messing
ناهار خوری همگانی
land sturm
نام نویسی همگانی
socialized medicine
بیمه پزشکی همگانی
petroleur
کسیکه با استعمال نفت اتش سوزی راه می اندازد
common good
خیر عمومی یا صلاح همگانی
social security
بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
sanitarian
کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
gymnopaedic
درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
fire fighting
عکس العمل نسبت به اتش دشمن مبارزه با اتش سوزی
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
telpak
سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
community property
اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com