Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
English
Persian
ignite
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
Other Matches
ignitor
محفظه حامل باروت اشتعال
gas chamber
محفظه باروت
gas chambers
محفظه باروت
emblaze
مشتعل کردن
furnace
مشتعل کردن
furnaces
مشتعل کردن
ignited
مشتعل کردن یا شدن
relume
برافروختن مشتعل کردن
igniting
مشتعل کردن یا شدن
ignite
مشتعل کردن یا شدن
ignites
مشتعل کردن یا شدن
ignition
احتراق اتش زدن مشتعل کردن
incorporating mill
کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
to break into something
از محفظه ای
[با زور وارد شدن و]
دزدی کردن
vectors
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectorial
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber
جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
tamping
بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
plenum chamber
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
torch pot
[محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
weapon carrier
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
sulfurous
مشتعل
conflagrant
مشتعل
in flames
مشتعل
red-hot
مشتعل
aflame
مشتعل
sulphurous
مشتعل
blazing
مشتعل
ablaze
مشتعل
crankcase upper half
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
glows
مشتعل بودن
igniter
مشتعل کننده
flaming discharge
تخلیه مشتعل
glow
مشتعل بودن
glowed
مشتعل بودن
aglow
مشتعل وفروزان
glow discharge tube
لامپ مشتعل
glow discharge cold cathode tube
لامپ مشتعل
flaming arc
قوس مشتعل
kindles
مشتعل شدن
kindle
مشتعل شدن
kindled
مشتعل شدن
ignitor
مشتعل کننده
glow tube
لامپ مشتعل
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
powdering
باروت
blasting powder
باروت
gunpowder
باروت
powders
باروت
propellants
باروت
powder
باروت
gun powder
باروت
powder momey
باروت بر
propellant
باروت
igniter train
مدار مشتعل کننده
flames
مشتعل شدن تابش
flame
مشتعل شدن تابش
igniting primer
چاشنی مشتعل کننده
ignition cap
کلاهک مشتعل کننده
igniting powder
خرج مشتعل کننده
burn
سوختن مشتعل شدن
neon glow lamp
لامپ مشتعل نئون
on fire
مشتعل درتاب وتب
igniter pad
بالشتک مشتعل کننده
burns
سوختن مشتعل شدن
igniting fuze
ماسوره مشتعل کننده
igniting fuze
کلاهک مشتعل کننده
initiator
چاشنی مشتعل کننده
powder flask
دبه باروت
powder
گرد باروت
powder bag
کیسه باروت
powder charge
خرج باروت
powder f.
دبه باروت
powder horn
دبه باروت
pyropowder
باروت فشفشه
single perforated
باروت یک سوراخه
single base
باروت یک حبهای
black powder
باروت سیاه
amorce
خرج باروت
powder magazine
مخزن باروت
powder magazine
انبار باروت
powder flask
باروت دان
cordite
باروت بیدود
powders
باروت ارد
pouch
کیسه باروت
nitrocellulose
باروت بی دود
e.c. powder
باروت مانوری
double base powder
باروت دومبنایی
pouches
کیسه باروت
nitro cotton
باروت پنبه
grain
حبه باروت
smokeless
باروت بی دود
dual granulation
باروت دو حبهای
double base powder
باروت دو حبهای
powdering
گرد باروت
e.c. powder
باروت پرشعله
powders
گرد باروت
powdering
باروت ارد
guncotton
باروت پنبه
powder
باروت ارد
low
مشتعل شدن زبانه کشیدن
blaze
شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignites
اتش گرفتن مشتعل شدن
to burst into flames
اتش گرفتن مشتعل شدن
blazed
شعله درخشان یا اتش مشتعل
igniting
اتش گرفتن مشتعل شدن
ignited
اتش گرفتن مشتعل شدن
igniter
مشتعل کننده اتش زنه
propane
پارافین گازی و مشتعل هیدروکاربنی
blazes
شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignite
اتش گرفتن مشتعل شدن
zones
کمربند حبه باروت
powder kegs
چلیک یابشکه باروت
propellants
باروت خرج پرتاب
hercules powder
باروت کان کنی
powder mill
کارخانه باروت سازی
propellant
باروت خرج پرتاب
powder keg
چلیک یابشکه باروت
shell
جعبه حاوی باروت
flash reducer
کم کننده شعله باروت
zone
کمربند حبه باروت
shelling
جعبه حاوی باروت
shells
جعبه حاوی باروت
buster
خرج مشتعل کننده استری یا لایی
envy rankled in his breast
اتش رشک در سینه اش مشتعل بود
igniter
خرج مشتعل کننده کلاهک منفجرکننده
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
flasks
دبه مخصوص باروت تفنگ
pyropowder
باروت مخصوص مواد ترقهای
flask
دبه مخصوص باروت تفنگ
gas cumulative action
فشار کلی گاز باروت
gas operated
کار با فشار گاز باروت
neutral burning
سوزش دوطرفه حبههای باروت خرج
pyroxilin
یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
three nitro toloen
ماده منفجره تی ان تی یا تری نیتروتولوئن باروت بی دود
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
cavities
محفظه
lacuna
محفظه
guard assembly
محفظه
encasement
محفظه
housing
محفظه
envelope
محفظه
containers
محفظه
container
محفظه
envelopes
محفظه
cavity
محفظه
enclosure
محفظه
chambers
محفظه
chamber
محفظه
enclosures
محفظه
incasement
محفظه
granulation
شکل و اندازه دانههای خرج نوع حبه باروت
breech recess
محفظه کولاس
breech ring
محفظه کولاس
breech
محفظه کولاس
pinches
پایه محفظه
incubators
محفظه رشد
potpourri
محفظه عطر
potpourris
محفظه عطر
incubator
محفظه رشد
system unit
محفظه سیستم
air chamber
محفظه هوا
starting chamber
محفظه استارت
pinch
پایه محفظه
card cage
محفظه کارت
combustor
محفظه احتراق
shields
محفظه سپرشدن
oil pan
محفظه کارتر
combustion area
محفظه احتراق
shield
محفظه سپرشدن
combustion chamber
محفظه احتراق
primer pouch
محفظه چاشنی
intake chamber
محفظه ورودی
case
فرف محفظه
cases
فرف محفظه
computer enclosure
محفظه کامپیوتر
circular cell
محفظه گرد
ootheca
محفظه تخم
mould cavity
محفظه قالب
resonating cavity
محفظه تشدید
conveyor
حامل
conveyer
حامل
porters
حامل
vector
حامل
bearer
حامل
vehicle
حامل
gerent
حامل
vectors
حامل
bearer cheque
چک حامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com