Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (9 milliseconds)
English
Persian
alternate traversing fire
اتش یدکی در سمت
Search result with all words
part
اسباب یدکی اتومبیل
part
قطعه یدکی
reserve
احتیاط یدکی
reserves
احتیاط یدکی
reserving
احتیاط یدکی
extra
یدکی
extra-
یدکی
extras
یدکی
auxiliaries
یدکی
auxiliary
یدکی
cannibalised
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing
استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
accessories
لوازم یدکی
accessory
لوازم یدکی
accessory
وسیله یدکی
accessory
لوازم یدکی لوازم اضافی
alternate
یدکی
alternated
یدکی
alternates
یدکی
secondary
یدکی
refill
یدکی
refilled
یدکی
refilling
یدکی
refills
یدکی
spare
یدکی
spare
برای یدکی نگاه داشتن
spare
اسباب یدکی
spared
یدکی
spared
برای یدکی نگاه داشتن
spared
اسباب یدکی
parts
قطعات یدکی
repair parts
قطعات یدکی
spare parts
قطعات یدکی
spares
اقلام اضافی وسایل یدکی
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
accessory equipment
تجهیزات یدکی
accessory equipment
وسایل یدکی
alternate escort operating base
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
alternate headquarters
قرارگاه یدکی
alternate position
موضع یدکی
secondary position
موضع یدکی
alternate traversing fire
اتش یدکی سمتی
alternate water terminal
باراندازابی یدکی
alternate aerodrome
فرودگاه یدکی
auxiliary circuit
مدار یدکی
auxiliary equipment
وسایل یدکی
auxiliary spark gap
دهانه جرقه یدکی
bingo field
فرودگاه یدکی
by pass
لوله یدکی جا گذاشتن
coarse sight
دوربین یدکی
common parts
قطعات یدکی عمومی
fail back
یدکی
filler depot
انبار یدکی
hack chronometer
کرونومتر یدکی
hack chronometer
ساعت شماردقیق یدکی
jato unit
موتورموشکی یدکی گلولههای توپخانه
part list
فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
recovery airfield
فرودگاه مخصوص فروداضطراری هواپیماهافرودگاه یدکی
replication
1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
running spare
قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
secondary cone
برج هدایت یدکی ناو
spare parts list
فهرست لوازم یدکی
spareable
یدکی شدنی
spares stock
موجودی لوازم یدکی
stand by battery
باتری یدکی
supplementary charge
خرج یدکی خرج اضافی
supplementary position
موضع یدکی
sustainer
سیستم خرج یدکی
transponder india
رادار مراقبتی یدکی یا رادارهوانوردی شخصی بین المللی
accessory box
جعبه لوازم یدکی
replacement part
قطعه یدکی
to tow a vehicle
[to a place]
یدکی کشیدن خودرویی
[به جایی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com