English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
interconnection اتصالی داخلی
Other Matches
universal joints اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
slinging اتصالی
linkages اتصالی
connector اتصالی
joint اتصالی
linkage اتصالی
short circuit اتصالی
symphyseal اتصالی
syndetic اتصالی
sling اتصالی
slings اتصالی
tie down اتصالی
tag line کابل اتصالی
shortest اتصالی پیداکردن
joint weld جوشکاری اتصالی
short اتصالی پیداکردن
tie تیر اتصالی
pitman میله اتصالی
shorter اتصالی پیداکردن
short circuit اتصالی مدار
adopter لوله اتصالی
fitting piece تکه اتصالی
access road راه اتصالی
ties تیر اتصالی
coupling capacity فرفیت اتصالی
coupling resistance مقاومت اتصالی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
union پیوند اتحادیه اتصالی
unions پیوند اتحادیه اتصالی
ST connector اتصالی در انتهای فیبرنوری
joint bolt پیچ و مهره اتصالی
double break knife switch کلید تیغهای دو اتصالی
holds گیره اتصالی نگهدارنده
hold گیره اتصالی نگهدارنده
bonding گیره اتصالی اتصال بدنه
territ حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
married failure عمل نکردن اتصالی مین
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
terret حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
toggles میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
toggle میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
game اتصالی که joystick را به کامپیوتر وصل میکند
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
foundation joint درز اتصالی که بین پی وساختمان تعبیه میشود
short circuit اتصالی شدن دو سیم برق اتصال کوتاه
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
earth اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
D type connector اتصالی که شبیه حرف D است . که مانع از نصب برعکس میشود
port مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
remoter اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
expansion اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
remotest اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
remote اتصالی که به کاربر امکان دستیابی به کامپیوتر راه دور میدهد.
plug اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
joystick مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
plugs اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
joysticks مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
plugging اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
input مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
inputted مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
reference junction اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
interface مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
interfaces مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
i/o مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی / خروجی به وسیله دیگر است
input/output مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
PCMCIA مشخصات کارتهای جانبی گسترده که به اندازه کارت اعتباری هستند و در انتهای اتصالی دارند
outputs مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
output مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
MIDI interface card کارت آداپتور که به اتصالی در PC وصل میشود و امکان ارسال دریافت داده MIDI را فراهم میکند
port [software] دریچه ای [مدار و اتصالی] که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد [نرم افزار] [رایانه شناسی]
D SUB connector ویدیو اتصالی که در صفحه تصویرهای PC برای ارسال سیگنالهای ویدویی دریک کابل به کار می رود
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
high-level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
high level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
territorial داخلی
internal داخلی
endogenous داخلی
indoor داخلی
interior داخلی
internal door در داخلی
innate داخلی
municipal داخلی
domestic داخلی
in داخلی
interiors داخلی
in- داخلی
intramural داخلی
inner داخلی
esoteric داخلی
insides داخلی
inside داخلی
ben داخلی
internal medicine طب داخلی
anie داخلی
internal energy انرژی داخلی
internal electrolysis الکترولیز داخلی
internal circuit حلقه داخلی
internal electrode الکترود داخلی
internal friction اصطکاک داخلی
internal force نیروی داخلی
internal attack تک داخلی یا تک از داخل
internal impedance مقاومت داخلی
internal circuit مدار داخلی
internal armature ارمیچر داخلی
internal memory حافظه داخلی
internal clock ساعت داخلی
internal erosion فرسایش داخلی
endosmosis حلول داخلی
domestic emergencies بحرانهای داخلی
domestic emergencies موادضروری داخلی
domestic industry صنعت داخلی
internal brake ترمز داخلی
domestic market بازار داخلی
internal impedance امپدانس داخلی
ductless gland غددمترشح داخلی
internal bus گذرگاه داخلی
internal bus مسیر داخلی
domestic trade بازرگانی داخلی
internal boffles تیغههای داخلی
internal heating گرمایش داخلی
endoparasite انگل داخلی
internal furnace کوره داخلی
internal loss تلف داخلی
internal insulation ایزولاسیون داخلی
domestic disturbances اغتشاشات داخلی
domestic disturbances اختلافات داخلی
endogenous variable متغیر داخلی
domestic dualism دوگانگی داخلی
domestic economy اقتصاد داخلی
domestic products محصولات داخلی
internal angle زاویه ی داخلی
inside diameter قطر داخلی
internal conductor سیم داخلی
interior architecture معماری داخلی
internal conductance اندوکتیویته ی داخلی
interference drag پسای داخلی
inner harbor بندر داخلی
inner bottom جدار داخلی
internal current جریان داخلی
inside caliper کولیس داخلی
internal damping میرایی داخلی
inland waterway ابراه داخلی
inland rules قوانین داخلی
inland duty گمرک داخلی
intercommunication ارتباط داخلی
internal connection اتصال داخلی
internal consumption مصرف داخلی
inside draft شیب داخلی
inside hinge لولای داخلی
inner zone منطقه داخلی
internal crack ترک داخلی
inside micrometer میکرومتر داخلی
inner product ضرب داخلی
inner planets سیارات داخلی
inner loop حلقه داخلی
inner liner روکش داخلی
inside thread مارپیچ داخلی
inside wing بال داخلی
internal defense دفاع داخلی
inferior planets سیارههای داخلی
interior guard نگهبان داخلی
internal consistency سازگاری داخلی
home trade تجارت داخلی
home rule حکومت داخلی
home product محصولات داخلی
home market بازار داخلی
interior span دهانه داخلی
interior wall دیوار داخلی
intermediate structure ساختمان داخلی
internal efficiency راندمان داخلی
home made ساخت داخلی
home currency پول داخلی
interior ballistics بالیستیک داخلی
internal ear گوش داخلی
internal conductance اندوکتانس داخلی
internal commerce تجارت داخلی
inferior conjunction مقارنه داخلی
internal development رشد داخلی
indoor antenna انتن داخلی
inboard aileron شهپر داخلی
imside dimension اندازه داخلی
internal development توسعه داخلی
internal discharge تخلیه داخلی
interior affairs امور داخلی
internal diseconomies زیانهای داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com